شنبه 5 مهر 1399
 » متن سخنرانی - آرامش- قسمت ششم - شب ششم محرم99
یا انیس
متن سخنرانی
سید محمد انجوی نژاد
موضوع: آرامش – قسمت ششم
محرم 1399
تاریخ: 99/06/04


عناوین اصلی سخنرانی:
» سپردن نتیجه کارها در زمان عجز، از اسباب آرامش است!
» عجز همان نقطه‌ایست که می‌بینی هیچ کاری از دست تو برنمی‌آید!
» ذکر خفی از عوامل آرامش است، چون خلوتی است میان تو و خدا.
» چرا به نماز شب تاکید بسیار شده است؟
» گاهی عبادات ما باید جلی و آشکار باشد.
» در ذکر خفی ضمیر ناخودآگاه شما به خدا وصل می‌شود.
» اگر ضمیر ناخودآگاه ما ظرفیت نداشته باشد، به امام متصل نخواهیم شد!
» چرا نباید میان ما و جمع مومنان فاصله ایجاد شود؟
» خلوت، راهی برای اتصال به منبع عظمت!
» قُرب یعنی تجلی صفات الهی در انسان.
» دلیل ناراحتی‌های سنگین انسان‌ها، عدم مدیریت ذهنی آن‌هاست!
» مدیریت احساسات یعنی در زمان اوج احساسات، تصمیم نگیرید.
» قبل از ورود به امیال مختلف دنیایی، ابتدا ظرفیت خود را بسنجید!
» یک مطالبه از نماینده مجلس شورای اسلامی در خصوص کارگران کارخانه روغن نباتی.



از دیگر عوامل رسیدن به آرامش عجز است. پیامبر در روایتی می‌فرمایند: «عَلَیکُم بِدین العَجایِز» برشما باد دینداری عاجزان. نگاه سطحی به این روایت این است که پیامبر پیرزنی را دیده باشند و از او سوال کرده باشند که «آیا خدا را قبول داری؟» پیرزن که درحال نخ ریسی بوده است و دسته چرخ را لحظاتی نگه می‌دارد و دوباره حرکت می‌دهد، به این مفهوم که «بله اگر خدا نبود، این جهان چگونه حرکت می‌کرد؟». در کنار آن روایت این داستان را ذکر کرده‌اند؛ اگرچه سند معتبری ندارد اما دو نکته در این روایت مطرح است: اول اینکه از «عجایز» نام برده است به معنای عاجزان. به نظر می‌رسد که پیامبر یک پیرزن را عجوزه خطاب قرار نمی‌دهد اگرچه در ادبیات عرب عجوزه به‌معنای کسی است که مونث باشد و عاجز باشد.

» سپردن نتیجه کارها در زمان عجز، از اسباب آرامش است!
برداشت عمومی‌تر از این روایت این است که «بر شما باد به دینداری در زمانی که عجز، به‌عنوان یکی از صفات انسانی شما را فرا می‌گیرد» یعنی ناگهان شما به نقطه‌ای می‌رسید که متوجه می‌شوید دیگر از من کاری برنمی‌آید. توکل و نگاهی که شما از مسیر عجز به آسمان می‌کنید، بسیار قدرتمند است. در بسیاری از مواقع ما در دنیا تلاش می‌کنیم که بسازیم و زمانی‌که درنهایت می‌بینیم آنچه می‌خواستیم بسازیم تحقق پیدا نکرده است، ناآرام می‌شویم و باعث اضطراب و عصبانیت ما می‌شود. اما در جایی که نمی‌توانیم، توپ را در زمین خدا می‌اندازیم. خدایا ما حرکت می‌کنیم و برکت از شما.

نتیجه انداختن توپ در زمین خدا قطعا نتیجه خوبیست، چون اگر مصلحت باشد که در دنیا به آن می‌رسیم و اگر نباشد بالاخره در زمین خداست و خدا برای ما جبران خواهد کرد. دلیل بسیاری از کارهایی که ما انجام نمی‌دهیم این است که ما حال نداریم آن کار را انجام دهیم یا حوصله دردسر نداریم، این موارد را نمی‌توانیم جزو نقاط عجز در نظر بگیریم. مثلا در امر به معروف گفته می‌شود که نباید برای خود شخص خطر داشته باشد؛ اما جهاد هم نوعی امربه معروف است، چه در جهاد فرهنگی و چه در جهاد نظامی خطر برای شما وجود دارد. مثلا در جهاد فرهنگی آبروی تو را مورد هدف قرار می‌دهند و محرومیت‌های مالی برایت خواهد داشت، از این دادگاه به آن دادگاه باید بروی و... در جهاد نظامی هم که خطر جانی وجود دارد! دامنه امر به معروف را آنقدر باز می‌کنیم که جهاد هم در آن گنجانده می‌شود، عجز هم همینطور است.

» عجز همان نقطه‌ایست که می‌بینی هیچ کاری از دست تو برنمی‌آید!
ممکن است در جایی بتوانیم کاری کنیم اما دردسر دارد، آن را هم به خدا محول می‌کنیم که خدایا این را هم خودت درست کن. اگر بخواهیم عجز را برای شما با مثال تعریف کنیم این است که مثلا در جاده‌ای سبقت ممنوع گرفته‌ای، در یک سمت شما دره و در سمت دیگر تریلی است، هیچ راه فراری نداری یکدفعه می‌بینی سر پیچ جاده یک ماشین از روبرو می‌آید؛ احساسی که آن لحظه به شما دست می‌دهد همان «عجز» است. شاید بی‌خداترین انسان‌ها در آن لحظه هر خدایی را که قبول داشته باشند را صدا می‌زنند. 

عجز یعنی گاهی هیچ کاری از دست ما برنمی‌آید، پس ناآرام نباش و توپ را در زمین خدا بیانداز و بگو خدایا ببین من نمی‌توانم و این نتوانستن دارد من را ناآرام می‌کند. اتفاقی که قطعا رخ می‌دهد این است که خداوند حتما کمک می‌کند، یا به حساب ما می‌گذارد و یا نقد به ما می‌دهد. از طرفی زمانی‌که توپ را در زمین خدا می‌اندازی خدا به تو آرامش می‌دهد. به قول مرحوم شهید دستغیب در کتاب استعاذه به این کار «پناه بردن به خدا» می‌گویند. خداوند تبارک و تعالی یا آن کار را به نتیجه می‌رساند و یا در حساب تو نگه می‌دارد، اما در هر دو صورت آرامش را به تو می‌بخشد.

گاهی در موقعیتی هستی که فکر تو دیگر کشش ندارد، به نقطه عجز می‌رسی، راه حلی به ذهنت نمی‌آید یا بدنت دیگر کشش ندارد؛ در چنین مواردی عجز بسیار مفید است. «اَمَّن یُجیبُ المُضطَرَّ إذا دعاهُ و یَکشِفُ السّوء» مضطر همان کسی است که عاجز شده است و خداوند تبارک و تعالی جواب انسان مضطر را می‌دهد و ناراحتی را برایش برطرف می‌کند. این ناراحتی یا جنبه مادی دارد که مثلا می‌خواهید فلان چیز را داشته باشید اما ندارید و خدا آن را به شما می‌دهد، یا جنبه معنوی که جنبه معنوی آن این است که تو را به آرامش می‌رساند و احساس نیاز به آن مورد را در درون تو تلطیف می‌کند و تو دیگر به اندازه قبل احساس نیاز نخواهی داشت.

در یکی از شهرها یک نفر مراجعه کرده بود و می‌گفت من به دلایل جسمی نمی‌توانم ازدواج کنم. شاکی بود که چرا همچین بلایی باید به سر من آمده باشد؟ چرا من اینگونه آفریده شده‌ام؟ مگر من چه تفاوتی با دیگران دارم؟ به او گفتم تو در این مسئله نمی‌توانی کاری کنی، توپ را در زمین خدا بیانداز چون با عقل من و تو، حق کاملا با تو هست. پس از یک بازه زمانی من دوباره به همان شهر رفتم و دیدم که یک بچه در بغل دارد! چنین موردی را دو سال قبل هم داشتم و به او هم همین توصیه را کردم، به قدری دلم برایش سوخته بود که در مجلس حین سینه‌زنی که او را می‌دیدم، برای او اشک می‌ریختم. پس از مدتی او را در لباس انتظامات دیدم و بعد از اتمام جلسه نزدم آمد و گفت من عاجزانه از خدا خواستم که فکری به حال من کن، البته نگفتم که چکار برایم کن، فقط خواستم که فکری برای من کند. از آن زمان به بعد کاملا آرام هستم. نیاز به ازدواج برایم تبدیل به نیازهای دیگری شده است. شغل مناسبی پیدا کرده‌ام و در صنعت پیشرفت کرده‌ام و...!

بنابراین زمانی‌که عجز اتفاق بیفتد و انسان توپ را در زمین خدا بیاندازد، خداوند تبارک و تعالی اگر آن را برآورده هم نکند باز هم آرامش را به شما خواهد داد.

» ذکر خفی از عوامل آرامش است، چون خلوتی است میان تو و خدا.
از دیگر مواردی که در رسیدن به آرامش بسیار تاثیرگذار است، ذکر خفی است. ذکر جلی به این معناست که ما هر کاری از عبادات عام گرفته تا عبادات خاص را برای خدا انجام می‌دهیم اما به صورت آشکارا. نماز و صدقه و اردو جهادی و جهاد رفتن تو را همه می‌بینند؛ هه این موارد ذکر است و اگر برای خدا باشد هیچ ایرادی ندارد که مردم هم آن را ببینند چون تو قصد ریا نداری. مثلا برای یک اردو جهادی به سیستان می‌روی، در آن جا خبرنگار به سراغ شما می‌آید؛ حتی اگر همه کار تو را دیدند خدا را شکر کن و بگو «یا مَن أظهَرَ الجَمیل وَ سَتَرَ القبیح» خدایا تو اینگونه هستی که اکثر بدی‌های ما را پنهان می‌کنی و خوبی‌های ما را چندین برابر گسترش می‌دهی.

» چرا به نماز شب تاکید بسیار شده است؟
اما یکی از راه‌های رسیدن به آرامش اذکاری است که فقط تو بدانی و خدا! چرا برای نماز شب آنقدر حسنات در نظر گرفته شده است؟ این حسنات مربوط به زمانی می‌شود که آن نماز جزو مصادیق ذکر خفی باشد. یعنی نماز شب به دلیل اینکه در نیمه شب تنها هستی و کسی تو را نمی‌بیند آنقدر مهم شده است و ذکری در میان غافلان است یعنی در زمانی که همه خواب هستند تو بیدار شدی و نماز را خوانده‌ای. برادران و خواهرانی که توفیق نماز شب خواندن را دارند، سعی کنید این نماز را کاملا از دیگران مخفی کنید. مثلا پیامبر بیدار می‌شدند و دو رکعت نماز می‌خواندند و دوباره می‌خوابیدند و کمی بعد مجدد بیدار می‌شدند و دو رکعت دیگر را می‌خواندند؛ درنهایت کمی مانده به اذان نماز شفع و وتر را هم می‌خواندند! شما همه یازده رکعت را با هم بخوان؛ قبل از نماز صبح اگر نمی‌توانی، قبل از خواب بخوان؛ اگر حال خواندن یازده رکعت را هم ندارید، سه رکعت آخر را بخوانید. حتی قنوت طولانی را هم اگر نمی‌توانید ایرادی ندارد که مختصر آن را بخوانید چون نماز مستحب است. در ماشین ایرادی ندارد اگر رو به قبله نباشید و وضو هم اگر نتوانستید بگیرید، با تیمم بر لحاف هم می‌توانی بخوانی. ضمن اینکه امام صادق(ع) می‌فرمایند: «بنده‌ای که نیمه شب بیدار شود و "یاالله" بگوید هم برایش ثواب یک نماز شب را می‌نویسند». چند دقیقه از طول نیمه شب را برای این مورد وقت بگذار. نماز شب چون از مصادیق بالای ذکر خفی است، به شدت آرامش‌بخش است.

صدقه خفی، کار جهادی خفی همه جزو اذکار خفی به حساب می‌آیند اگرچه صدقه و کار جهادی آشکار نیز از مصادیق آرامش است که در آینده راجع به آن صحبت خواهیم کرد. روایتی که می‌فرماید «بهترین صدقه آن است که اگر با دست راست صدقه می‌دهید، دست چپ شما متوجه نشود» اشاره به صدقه خفی است که همراه با آرامش است نه اینکه ثواب بیشتری داشته باشد. از امام صادق(ع) پرسیدند چرا ذکر «لا إله إلّا الله» بهترین ذکر است؟ پاسخ دادند که چون در زمان گفتن این ذکر می‌توانی لب‌هایت را حرکت ندهی.

» گاهی عبادات ما باید جلی و آشکار باشد.
منظور این نیست که ذکر جلی بد است یا نباید آشکارا کاری کرد؛ گاهی ذکر جلی را باید انجام بدهیم. به عنوان مثال محرم امسال که تمام هیئت‌ها مجلس را در فضای باز و بیرون از حسینیه‌ها برگزار کردند از سال‌های قبل راضی‌تر هستند؛ برنامه را جلی کردند؛ برکاتش بیشتر شد. برخی اعمال باید جلی و آشکار باشند.

» در ذکر خفی ضمیر ناخودآگاه شما به خدا وصل می‌شود.
در اذکار خفی چون بین فرد و خدا خلوت ایجاد می‌شود، برکاتش بیشتر است. انسان زمانی‌که به یک بزرگ نزدیک می‌شود و فضا دو نفره است احساس می‌کند که تمام توجه آن بزرگ به سمت اوست درحالیکه حتی در فضای سه نفره هم چنین حالتی ایجاد نمی‌شود. در فضای دونفره هم ضمیر خودآگاه شما از آن بزرگوار بهره‌مند می‌شود و هم ضمیر ناخودآگاه شما به ضمیر ناخوداگاه خداوند وصل می‌شود. گاهی اوقات در کنار یک ولی خدا که قرار می‌گیرید بدون اینکه حتی حرفی بزند هم آرامش قلبی پیدا می‌کنید، حال فرض کنید که در پیشگاه خداوند باشید.

» اگر ضمیر ناخودآگاه ما ظرفیت نداشته باشد، به امام متصل نخواهیم شد!
برخی بر این باورند که چه در زمان قبل از ظهور و چه بعد از ظهور، هنگام مشرف شدن نزد آقا صاحب الزمان(عج) آن چیزی که از ایشان می‌بینند بسیار جذاب است مثلا ظاهری زیبا و نورانی دارند؛ درحالیکه زمانی‌که به ولی خدا و امام نزدیک می‌شوید، جذابیت اصلی که برای شما حاصل می‌شود مربوط به ضمیر ناخودآگاه شماست؛ وگرنه امام حسین(ع) را در میان لشکر عمرسعد به شهادت ‌رساندند چون ضمیری که باید به امام متصل می‌شد این قابلیت را نداشت و چون قابلیت ندارد حتی نتیجه عکس خواهد داد! امام علی(ع) فرمودند: دشمنانی دارم که اگر دستم را تا آرنج عسل کنم و در دهانشان قرار دهم باز هم دست از دشمنی من بر نخواهند داشت. قابلیت ندارند و ضمیر ناخودآگاهشان شیطانی است درنتیجه زمانی‌که به ضمیر ناخودآگاه الهی وصل می‌شوند؛ دقیقا دفع می‌شوند؛ اما اگر یک ضمیر ناخودآگاه شیطانی را ببینند، بسیار خوشحال می‌شوند و به سراغ او خواهند رفت.

» چرا نباید میان ما و جمع مومنان فاصله ایجاد شود؟
بزرگان ما بسیار تأکید می‌کنند که خود را زیاد در جمع مؤمنان قرار دهید زیرا جمع غیرمؤمن شما را بسیار عوض خواهد کرد. من اعتقاداتم عالیست، دوره مطالعاتی شهید مطهری، بصیرت، ولایت و... را گذرانده‌ام! این دوره‌های مطالعاتی مربوط به عقل توست، زمانی‌که به دشمن خدا و فاسق نزدیک می‌شوید ضمیر ناخودآگاهت جذب می‌شود و باعث ناآرامی می‌شود گرچه با هم یک ساعت را به خوشی و خنده گذرانده‌اید! از طرفی ممکن است نزد ولی خدا و ان‌شالله نزد امام(ع) نشسته‌ باشید و بدون اینکه صحبتی شود به آرامش برسید.

» خلوت، راهی برای اتصال به منبع عظمت!
ذکر خفی به دلیل این‌که باعث خلوت بین فرد و خدا می‌شود، باعث آرامش می‌شود و این خلوت تو را به منبع عظمت وصل می‌کند. در مناجات شعبانیه می‌خوانیم «إِلَهِی هَبْ لِی کَمَالَ الانْقِطَاعِ إِلَیْکَ وَ أَنِرْ أَبْصَارَ قُلُوبِنَا بِضِیَاءِ نَظَرِهَا إِلَیْکَ حَتَّى تَخْرِقَ أَبْصَارُ الْقُلُوبِ حُجُبَ النُّورِ فَتَصِلَ إِلَى مَعْدِنِ الْعَظَمَهِ وَ تَصِیرَ أَرْوَاحُنَا مُعَلَّقَهً بِعِزِّ قُدْسِکَ ....» در دعا از خداوند می‌خواهم: خدایا خودم را نادیده بگیرم و چشم دلم روشن شود و در نهایت من و خدای عظیم به یکدیگر وصل ‌شویم...! اگر بگوییم خداوند آرامش دارد این توهین به خداست! خداوند منشأ آرامش، متانت و قرار است. بنابراین اذکار را باید به صورت جلی و خفی گفت.

» قُرب یعنی تجلی صفات الهی در انسان.
هر چه انسان به خداوند تبارک و تعالی نزدیک شود با گذشت زمان صفات الهی دراو بیشتر تجلی پیدا می‌کند و این به معنای قُرب است. در ماه رمضان گذشته خدمتتان عرض کردم که منظور از نزدیکی به خداوند از منظر مکانی و زمانی نیست چون خداوند در قالب زمان و مکان نمی‌گنجد؛ نزدیک شدن به خداوند صفاتی است. به عنوان مثال بعد از دهه محرم شما غفارتر، بخشنده‌تر، وهاب‌تر، جبارتر، امین‌تر  و... شده‌ای. خدایا گاهی حواس ما جمع نیست، به برکت امام حسین(ع) و به دعای حضرت زهرا(س) که میزبان مجالس پسرشان هستند، در این دهه صفات الهی را با لطف و فضل و کرمت در ما زیاد بفرما! زمانی‌که این صفات در شخص بوجود می‌آید، آرامش پیدا می‌کند.

» دلیل ناراحتی‌های سنگین انسان‌ها، عدم مدیریت ذهنی آن‌هاست!

ذهن دارای قسمتی است که مرکز احساسات خوب و بد است و اغلب در اختیار خود شخص می‌باشد. در بسیاری از مواقع نه خوب‌ها آنقدر خوب هستند که من گمان می‌کنم و نه بدها آنقدر بد هستند که ما می‌پنداریم! خودم میزان خوب یا بد بودن هر چیزی را در ذهنم تعیین کرده‌ام. مدیریت ذهنی این نکته را یادآور می‌شود که مطابق قرآن کریم، ما در دنیا خیلی خوب و خیلی بد نداریم؛ خیلی شاد و یا خیلی ناراحت نیز در دنیا وجود ندارد. دنیا این قابلیت را ندارد که انسان را خیلی شاد و یا خیلی ناراحت کند. دلیل ناراحتی‌های زیادی که ایجاد می‌شوند، عدم مدیریت انسان‌هاست. سعی کنید در دنیا مرکز احساساتتان را مدیریت کنید و هنگامی که احساسات در شما رشد کرد، یعنی هورمون در خون شما شروع به گردش کرد، یادتان باشد که حرف نزنید، تصمیم نگیرید، برخورد نکنید؛ بلکه سکوت کنید و اجازه دهید اثرات هورمونی درون خون شما برطرف شود.

» مدیریت احساسات یعنی در زمان اوج احساسات، تصمیم نگیرید.
احساسات، کنترل عقل را از دست انسان خارج می‌کند و این دلیل بسیاری از ناآرامی‌هاست. انسان‌ها احساساتشان اعم از احساس شادی و غم را کاملا رها می‌کنند و اجازه می‌دهند هر کجا که دلش می‌خواهد برود، درحالیکه باید مدیریت شود. زمانی‌که شما احساس گرما می‌کنید، دوش آب سرد می‌گیرید و هنگامی که سرد باشد دوش آب گرم می‌گیرید و کاملا حرارت بدن خود را می‌توانید مدیریت ‌کنید چون جزء غریزه انسان است. احساسات را هم می‌توانید مدیریت کنید اما به قدری آن را رها کرده‌اید که فراموش کرده‌اید شما مدیر این بدن هستید! ما سوار بر این بدنیم نه این بدن سوار بر ما؛ این بدن خر ماست نه ما خر این بدن!

امام صادق(ع) یک بحث بسیار مفصل دارند راجع به انجام کارهایی که باید در زمان ناراحتی انجام داد؛ از جمله: نشستن، برخاستن، دویدن، خندیدن، ورزش، وضو، ذکر، فیلم ببینید و...! سریع سخن نگویید و تصمیم نگیرید! میان غلیان احساسات وعکس العمل فاصله بدهید. ما دقیقا می‌دانیم چه زمانی بسیار عصبانی هستیم، چه زمانی بسیار شاد هستیم، چه زمانی بسیار ناراحت و... . زمانی‌که بسیار شاد یا بسیار ناراحتید، تصمیم نگیرید؛ بین احساسات وعمل باید فاصله ایجاد کرد درغیراین‌صورت ناگهان در مسیری قرار خواهید گرفت که اضطراب و ناآرامی به همراه دارد.

» قبل از ورود به امیال مختلف دنیایی، ابتدا ظرفیت خود را بسنجید!
«زُيِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَواتِ» معمولا در ادبیات فارسی زمانی‌که کلمه شهوت شنیده می‌شود، تصور ما به سمت شهوت جنسی می‌رود درحالیکه در ادبیات عرب این مدل معنا نمی‌شود و برای شهوت جنسی از کلمات دیگری استفاده می‌شود. زمانی‌که در قرآن کریم یا روایات از کلمه شهوت استفاده می‌شود، قریب به هشتاد یا نود درصد اصلا موضوع شهوت جنسی نیست. شهوات به معنای امیال است و کلمه بدی نمی‌باشد.

"زُيِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَواتِ" حب میل و شهوات برای مردم زینت داده شده است. در چه جهانی؟ در جهانی که جذابیت بسیاری دارد. به قول شاعر شهرمان حافظ: «شهریست پر کرشمه و حوران ز شش جهت / چیزی نیست ورنه خریدار هر ششم». زمانی‌که امیال دنیایی از شش جهت به سمت من می‌آیند، اگر به اختیار من باشد هر شش مورد را می‌خواهم. آیا حب شهوت و دنبال امیال دویدن و دائم میل کردن برای روح انسان مضر است یا مفید؟ اگر می‌توانی به هر شش مورد برسی پس مفید است؛ اما حافظ در ادامه توضیح می‌دهد که سیستم مکانیکی دنیا اینگونه نیست و باید خود را کنترل کنید.

قبل از اینکه به سراغ امیال مختلف دنیا از جمله مقام، پول، شهرت، جنس مخالف، حیوانات، طبیعت، زیبایی‌ها، تکنولوژی و... بروید و در شرایطی که توان مالی هرکدام از این موارد را ندارید، و قبل ازاینکه صفحه اینستاگرامتان را باز کنید که امروز این برنامه یکی از معضلات جامعه ما شده است و هیچ کنترلی بر آن نیست؛ به خود نگاه کنید و ببینید آیا جنبه آن را دارید یا خیر؟! محدودیت و فیلتر کردن فضای مجازی نیز در دنیای تکنولوژی امروز معنایی ندارد و رشد تکنولوژی به جایی خواهد رسید که دولت‌ها هیچ‌گونه کنترلی بر فضای اینترنت و رسانه نخواهند داشت. منظور صد سال آینده نیست بلکه در همین دو سه سال آینده اتفاق خواهد افتاد اگرچه در همین زمان هم اتفاق افتاده است. بنابراین مردم باید آموزش ببینند. قبل از این که اینستاگرام خود را باز کنند، ببینند آیا ظرفیت دیدن تمام پست‌های آن را دارند و یا می‌خواهند دائم ببینند و آه بکشند؟! قبل از گرفتن فلان پست و صندلی در مقام مدیرکل و یا معاون، ببینند آیا جنبه این پست و مقام را دارند یا خیر؟!

روز اولی که به جبهه رفته بودم در یک سوله که حدود هفتصد هشتصد نفر نشسته بودند، بنده نیز در گوشه‌ای یک پتوی سربازی گذاشتم که مشخص شود اینجا جای من است. نماز و دعای توسل را خواندیم. مداحی که دعای توسل را می‌خواند برای اینکه خاک درون فاراتِلی که به موتور برق وصل بود و با آن دعا می‌خواند نرود، یک پتو در زیر فاراتل قرار می‌داد و به دنبال کسی می‌گشت که با او پتو را بیاورد؛ به بنده اشاره کرد و از من خواست تا پتو را برایش ببرم و زیر فاراتل بگذارم، ایشان با فاراتل راه می‌رفت درحالیکه رزمنده‌ها راه را برای او باز می‌کردند و من پشت سرش با پتو حرکت می‌کردم. با خود به این فکر افتادم که خداوند چه لطفی به بنده داشته که هنوز به جبهه نیامده، مسئول گذاشتن پتو در زیر فاراتل تبلیغات واحد تخریب لشکر بیست‌ویک امام رضا(ع) شده‌ام! چقدر من آدم مهمی هستم! فکر می‌کردم همه در حال نگاه کردن به من هستند! در حین مسیر اشک در چشمانم جمع شد و با خود گفتم: تو آمده‌ای جبهه و از روز اول با گذاشتن  یک پتو در زیر فاراتل به وجد آمده‌ای! خیلی بی‌جنبه هستی!

اصلا فرض کن  تو را بگذارند مسئول دوختن لایه اُزون در کره زمین! چه اهمیتی دارد؟! برادر و خواهر عزیز تو که جنبه نداری از این همه زیبایی عالم دنیا آه نکشی، مگر بیکاری که در این پیج و آن پیج می‌گردی؟! تو که شل شکم هستی و در حال حاضر رژیم هستی، چرا پیج پیتزا را باز می‌کنی؟! این سوال را به کل امیال‌ دیگر بسط دهید. انسان‌‌هایی که گنجایش کنترل نفس و پرواز نکردن امیالشان را ندارند، اصلا حق ندارند ببینند! «زنم بر دیده و دل هر دو فریاد  که هر چه دیده بیند دل کند یاد». گاهی اوقات این ایراد را به بابا طاهر می‌گیرند که این چه صحبتی است، چشمش را کور کرده است که نبیند؛ مرد باش و ببین! من مرد نیستم که ببینم و هوس نکنم؛ مگر چند مرد در این عرصه داریم؟! قرآن نیز می‌فرماید: «مؤمنان واقعی کسانی هستن که در برابر نامحرم غمض عین می‌کنند» این آیه موید شعر بابا طاهر است. علامه طباطبایی مفهوم نامحرم در این آیه را باز می‌کند؛ غمض عین به معنای بستن نیست بلکه به معنای کریمانه گذشتن است و مصادیق شهوات دنیا نیز همه نامحرم هستند. آیا ما آنقدر گنجایش داریم که اگر ببینیم بتوانیم به راحتی از آن بگذریم؟! اینگونه چریدن فقط برای ما ناآرامی به همراه دارد.

رئیس جمهور آمریکا می‌گفت: وقتی که به عنوان رئیس جمهور انتخاب شدم بسیار خوشحال بودم؛ اما بعد به این نتیجه رسیدم که عجب غلطی کرده‌ام! انواع نوشیدنی‌های الکلی را می‌نوشیدم، هرغذایی که دوست داشتم می‌خوردم، هر زمان که دلم می‌خواست می خوابیدم و... از روزی که رئیس‌جمهور شده‌ام خواب و خوراک ندارم و نمی‌گذارند هیچ نوشیدنی الکلی استفاده کنم زیرا در شأن رئیس‌جمهور نیست، می‌گویند مست می‌کنی و هذیان می‌گویی! غافل از اینکه این آقا شاید اگر مست کند راستش را بگوید، درحال حاضر فقط چرت و پرت می‌گوید! زمانی‌که اراده‌ات را در اختیار امیال و شهوات می‌گذاری؛ به تو خوش نخواهد گذشت.

» یک مطالبه از نماینده مجلس شورای اسلامی در خصوص کارگران کارخانه روغن نباتی.
نماینده محترم جناب آقای دکتر نجابت در جلسه تشریف دارند انشالله خداوند به ایشان توفیق خدمت بدهد. بنده یک مطالبه از ایشان دارم. سیستم خصوصی‌سازی در بسیاری از مواقع اینگونه اجرا شده است که به ثمن بخس حتی به صورت اقساط، اموال من وشما و در حقیقت بیت‌المال را به فامیل‌های خود داده‌اند و آن‌ها نیز طوری مدیریت کرده‌اند که کارگران با پای خود آنجا را ترک کنند و بعد هم زمین را می‌فروشند و تبدیل می‌کنند و... . هفت تپه در حال حاضر همین اوضاع را دارد و مشهور شده است. جناب آقای دکتر نجابت در همین شیراز خودمان چند شب پیش کارگرهای کارخانه روغن نباتی اعلام کردند که همین بلا دارد بر سر ما می‌آید! مجلس شورای اسلامی باید در رابطه با خصوصی سازی یک بررسی جدی داشته باشد. مدارک را خدمت دکتر نجابت فرستاده‌ایم؛ ان‌شالله خودشان پیگیری خواهند کرد. ‌