یکشنبه 1 فروردین 1400
 » متن پرسش و پاسخ راجع‌ به نسبیت و اختیارات حکمرانی و ولایت فقیه
یا انیس
متن پرسش‌و‌پاسخ راجع به نسبیت و اختیارات حکمرانی و ولایت فقیه
سید محمد انجوی‌نژاد
بهمن ماه99

مباحث مطرح شده در این جلسه:
» ماجرای بنزین و موضع‌گیری رهبری راجع به آن
» چرا در آبان ماه98 حکم تیر داده شد؟
» نحوه اعتراض در زمان انقلاب
» خسارت‌زنندگان در آبان‌ماه اوباش بودند یا خود نظام؟!
» دیه افراد کشته شده از چه راهی تامین می‌شود؟
» با وجود اتهاماتی که در مناظرات به آقای رئیسی نسبت داده شد، چرا ایشان به عنوان رئیس قوه قضائیه منتصب شدند؟
» چرا رهبری از دولت روحانی تشکر کردند؟
» عملکرد شورای نگهبان در تایید آقای روحانی
» تناقض بین حرف و عمل رهبری را چگونه توجیه می‌کنید؟
» آیا گزینه بهتری برای رهبری وجود دارد؟!
» دفاع از ولایت فقیه باید چگونه باشد؟



- من عناد ندارم اما سوال دارم. در خانواده‌ای زندگی می‌کنم که کاملا مخالف ولایت‌فقیه هستند. جواب سؤالات و شبهات را در می‌آوردم و انتقال می‌دادم. اما بعد از مدتی دیگر نتوانستم جواب بدهم.
+ همین اول کار جواب بدهم.
در محیطی که همه مخالف هستند، سخت است که منطقی بمانی. اگر بخواهیم ریشه شناسی انجام دهیم، وقتی انسان‌ها در هجوم شبهات و اقوال مختلف قرار می‌گیرند، سخت است که منطقی بمانند، معمولا به صورت احساسی همراهی می‌کنند.

- بعد از مدتی نهج البلاغه خواندم. بیشتر متوجه شدم که بین نظام ما و چیزی که امام علی(ع) می‌گویند خیلی تفاوت وجود دارد. یک سری سوالات ایجاد شد، می‌پرسم تا به نتیجه برسم.

1. رهبری که باید عادل باشد، چرا درباره ماجرای بنزین می‌گوید در اقتصاد تخصصی ندارم، ولی کار خوبی کردند؟
+ گفتند کار خوبی کردند؟
- نه. گفتند حمایت می‌کنم.
+ گفتند هرچیزی که تصمیم سران سه قوه باشد، من حمایت می‌کنم.

2. چرا دستور دادند در آبان‌ماه 98 همه را بکشند؟

+ آقا دستور دادند؟
- گفتند کسانی که مخالف هستند را بکشند.
+ این جمله را کجا گفتند؟
- این جمله نبود.
+ باید در انتخاب جمله دقت کنید چون به ولی مسلمین نسبت می‌دهید. راجع به آبان ماه گفتند باید فریاد مردم شنیده شود، با هرج و مرج هم مخالفیم. این جمله از یک حکمران، جمله اشتباهی است؟
- پس چرا حکم تیر داده شد؟
+ حکم تیر در قانون است. قانون می‌گوید تخریب و حمله به اموال عمومی و اماکن مختلف، شامل حکم تیر می‌شود. در همین شیراز وقتی همه اموال کاسب‌ها را سوزاندند، باید چه‌کار می‌کردند؟!

- مگر زمان انقلاب چنین اتفاق‌هایی نمی‌افتاد؟
+ خیر. هیچ وقت مردم به اموال عمومی حمله نمی‌کردند. تا بیست‌ویکم بهمن ماه 57 به مدت یک سال انقلاب فقط یک راهپیمایی بود؛ بدون حتی یک کبریت! فقط سینما رکس آبادان را آتش زدند، که آخرش هم مشخص شد کار حکومت بوده است. بیست‌ویکم بهمن ماه جنگ مسلحانه اتفاق افتاد. ساختمان دولتی را گرفتند، درگیری شد و افراد کشته شدند، به نوعی جنگ شد. چه در جریان آبان ماه، چه هر وقت دیگری، ولو مردم غیر قانونی به خیابان بیایند، هیچ کسی حق ندارد تیر بزند.

- از منبع موثقی شنیدم که سلاح‌های یکی از پایگاه‌ها تمام شده بود!
+ یکی از پایگاه‌ها صدرا بود که می‌خواستند آن را بگیرند. کجا را بگیرند؟ ناحیه بسیج. ناحیه بسیج چه چیزی دارد؟ 500 یا 600 اسلحه داشت. هیچ نظامی در دنیا حمله به بدنه نظام را قانونی نمی‌داند و حکم تیر دارد. یکی از مواردی که حکم تیر داده شد، فرمانداری شهر ری بود که حکم تیر روی یک زن را داد؛ گرچه که خیلی فحش خورد، اما وقتی می‌خواهند وارد فرمانداری بشوند که نمی‌شود حکم تیر نداد! اعتراض یعنی چه؟ همان موقع هم گفتم؛ مشکل ما این است که وقتی می‌خواهیم اعتراض کنیم، از این اعتراض سوءاستفاده می‌شود و این مشکل جهان سوم است! جهان سومی‌ها بلد نیستند اعتراض کنند. فقط ما اینگونه نیستیم؛ افغانستان، عراق و لبنان که به پاریس آسیا معروف است هم همین طور است و با کشتن و آتش‌زدن همراه است! اگر اعتراض می‌کنید که اتفاق خوبی ایجاد شود، چرا اموال مردم را آتش می‌زنید؟! در جنبش مثلا سبز، 960 هزار نفر از مردم برای اموالشان شکایت کردند! نزدیک به یک میلیون انسان شکایت کردند!

- این صحبت شنیده می‌شود کسانی که به اموال مردم و نظام آسیب وارد می‌کنند از خود نظام هستند.

+ وقتی فیلم شخصی که دارد آسیب می‌زند وجود دارد و فرد را دستگیر کردند، اعتراف کرده است و مشخص می‌شود که سابقه‌دار است، این را چگونه می‌شود نادیده گرفت؟ البته ممکن است در نظامی چنین اتفاقی بیفتد، ولی اگر فکر می‌کنید نظام ما آنقدر بی‌شرف است، بحث جداگانه‌ای است! هیچ کسی با اعتراض برخورد نمی‌کند. روزهای اول در معالی‌آباد کسی با اعتراض کاری نداشت. حتی سوال ایجاد شده بود که چرا این‌ها اعتراض می‌کنند؟! جنوب شهری ها باید معترض باشند! باوجود اینکه از قشر مرفه بودند کسی کاری با آن‌ها نداشت. روز دوم هم کسی با آن‌ها کاری نداشت. بعد شروع کردند از اول معالی‌آباد تا آخر آن را به آتش کشیدند! چه چیزی را آتش زدند؟ اموال مردم را آتش زدند! مغازه‌ها و پاساژها را به آتش کشیدند. حمله کردند، اسلحه و قمه داشتند و عده‌ای را کشتند. کدام نظامی در جهان ولو عقب‌مانده‌ترین نظام برخورد نمی‌کند؟! چنین قضیه‌ای باید جمع شود. خودم جزء اولین نفرات معترض بودم، اما وقتی پای اوباش به میان می‌آید یکی باید آن‌ها را جمع کند! لذا حضرت آقا دستوری برای کشتن مردم نداده بودند.

-  بعد از اینکه این اتفاقات پیش آمد، گفتند از خانواده‌ها عذرخواهی می‌کنیم و دیه افرادی که کشته شده‌اند داده می‌شود، این دیه از کجا پرداخت می‌شود؟ حق بقیه مردم چه می‌شود وقتی بیت‌المال است؟
دیه در قانون لحاظ شده است، مردم به قانون رأی داده‌اند و این قانون را قبول دارند. طبق این قانون دیه افرادی که در جاهای مختلف، به هر دلیلی کشته می‌شوند، جزء قانون اساسی است که پرداخت شود. بقیه کشورها هم همین گونه هستند. مثلا دیه هواپیمای اوکراینی را از کجا داده‌ایم؟ از بیت‌المال. از کجا مجوز گرفته‌ایم؟ از قانون. اگر اتفاقی بیفتد و کشوری ضرر کند باید دیه آن را از قانون بدهد.

-  در مناظرات مدارک مختلفی علیه آقای رئیسی و جناح مخالف ارائه شد. چرا با وجود این اتهامات حضرت آقا ایشان را به عنوان رئیس قوه قضائیه منصوب کردند؟!
 + در مناظرات چه چیزی علیه رئیسی شد؟ چه اتهاماتی؟ مدارک چه چیزهایی بود؟ مدارکی علیه آقای رئیسی نبود؛ دعوا بین قالیباف و روحانی بود. اتفاقا رئیسی یک گوشه نشست و یکی از دلایلی که این میزان رای آورد همین بود که در مناظرات کسی به ایشان هجمه وارد نکرد، چیزی نداشت.

-  مثلا اینکه وسط پیاده‌روها دیوار می‌کشند. یا از آستان قدس سوءاستفاده کردند!

+  وسط پیاده‌رو دیوار می‌کشند که صحبت برخی بود که نسبت داده شد، اتهام نبود. کجا از امام‌رضا(ع) سوءاستفاده‌کردند؟ چون ایشان مسئول آستان قدس بودند پس حتما سوءاستفاده کردند؟! بعد این‌ها یاحسین-میرحسین که می‌گویند از امام‌حسین(ع)سوءاستفاده نکرده‌اند؟ آیا شما شنیدید که یارضا - رئیسی گفته شود؟ گفتند چون ایشان در آستان قدس هستند، لابد از شرافتی که آن‌جا دارند در حال استفاده هستند! مثلا می‌گفتند امام‌رضا(ع) را بگذارید برای مردم بماند! کسی نبود به آنها بگوید امام‌حسین(ع) را برای مردم بگذارید! اتفاقا یکی از نقاط قوت نظام، جناب رئیسی است؛ کانون وکلا، قضات، بدنه قوه راضی هستند. عالی نیست، اما روند روندِ رو به پیشرفت است. برخورد جدی دارد. از دفتر خود رئیس قوه شروع به برخورد کرد. بیشترین برخورد با کله گنده‌های مفاسد است، دورانی که آفتابه‌دزدها را می‌گرفتند گذشته است و الان شما پرونده آفتابه‌دزد نمی‌بینید. از نظر من انتخاب ایشان برای قوه‌ قضائیه، بهترین گزینه بود و باید همان جا بمانند.

-  چرا حضرت آقا از دولت روحانی تشکر کردند؟!
+  از همه دولت‌ها تشکر می‌کنند. خودشان همین سوال را جواب دادند. گفتند توقع دارید چه‌کار کنم؟! شما مگر جلسات خصوصی بنده را دیده‌اید؟! قاعده حکمرانی این است که حمایت کند و در خصوصی نواقص را رفع کند. این بحث وجود دارد که آیا رهبری در داخل قوه مجریه قدرت اجرایی دارد یا نه؟ ایشان حرف می‌زنند، اما کسی گوش نمی‌دهد! حال تشکر بکنند یا نکنند، چه اتفاق دیگری خواهد افتاد؟!

-  به صورت قانونی اختیاری ندارند؟

+  خیر. هرکاری دوست دارند انجام می‌دهند.

- آیا این ضعف قانون است؟

+  بله. این حرف‌هایی که نمی‌شود گفت این است: ما یک ولایت فقیه فقط برای فحش خوردن گذاشته‌ایم! اختیارات و ضمانت اجرایی فرمایشات را به ایشان نداده‌ایم.

-  من احساس می‌کنم ایشان وجهه و جنبه تشریفاتی دارند.
 +  بله، مشکل بنده هم همین است! به اینکه چرا جنبه تشریفاتی پیدا کرده‌اند باید برسیم! چرا این اتفاق افتاده است؟! اگر صحبتی بکنند و کسی انجام ندهد، چه کار می‌توانند بکنند؟! هیچ ضمانت اجرایی وجود ندارد.

-  مگر توانایی عزل و نصب ندارند؟
+  در بدنه مجریه، خیر ندارند. مثلا تنفیذ ریاست جمهوری به عهده حضرت آقاست. آیا می‌توانند تنفیذ نکنند؟! چه قدرتی داده شده که نمی‌توانند چنین کاری را انجام ندهند؟! نه فقط رهبری، امام(ره) می‌توانست بنی صدر را تنفیذ نکند؟! خیر، مجبور شد؛ مردم رأی داده بودند، تنفیذ انجام شد. اگر تنفیذ نکردن جزء اختیارات رهبری است، این چه اختیاری است که امکان اجرایی شدن ندارد؟! یک اختیاری در قانون دارد که فقط فحش بخورد! هر خرابکاری که اتفاق می‌ا‌فتد گردن ایشان است و می‌گویند ایشان تأیید و تنفیذ کرده‌‌اند!!

-  سابقه جناب روحانی که مشخص بود، چرا باید تأیید صلاحیت شوند که مردم به ایشان رأی بدهند؟!
+  این را باید از شورای نگهبان پرسید. واقعا برای‌مان سوال است.

- مگر اعضاء شورای نگهبان را حضرت آقا انتخاب نمی‌کنند؟
+ خیر، شش نفر از مجلس شورای اسلامی و شش نفر حقوقی و ... هستند. شما توقع دارید رهبری مثلا سپاه و شورا ایجاد کنند و خودشان مدیریت کنند؟!

- چرا رئیس شورای نگهبان را فردی انتخاب نمی‌کنند که این اتفاقات نیفتد؟
+ مصلحت است. بین بد و بدتر یکی را انتخاب می‌کنند. بد این است که این شخص تأیید شود تا مردم بفهمند که وضع این شخص خراب است، بدتر این است که گفته شده بود اگر تأیید نکنید اعلام جنگ می‌کنم! بین بد و بدتر بد را انتخاب کردند. شما در مسئله حکمرانی نباید فکر کنید که همیشه در مقابل یک مسئول خوب و بد وجود دارد؛ درحالی‌که خیلی از اوقات بد و بدتر وجود دارد و باید انتخاب کند. بد این بود که مردم بعد از چهار سال متوجه شوند که این چه وضع انتخاب‌کردن و رأی‌دادن است. بدتر این بود که بیست‌و‌یکی دو میلیون رأی آورد و توان کشاندن مردم به خیابان را داشت و بگوید که حکومت دیکتاتوری است و اجازه نمی‌دهند که محبوب شما رأی بیاورد!

-  چرا اجازه‌ حضور در انتخابات به ایشان داده شد که بخواهد رأی بیاورد؟
+  مقبولیت داشت. یکی از بحث‌های ما برای رهبری این است که اگر در مقطعی مقبولیت نداشته باشند، ابلاغ هم بکنند فایده‌ای ندارد. به زور که نمی‌شود حکمرانی کرد؛ مقبولیت لازم است. دور دوم انتخابات، آقای روحانی سه میلیون از دور اول بیشتر رأی آورد. جلوی این را نمی‌شود گرفت. خود شما اگر بیست میلیون طرفدار داشته باشی، نظام مجبور است با شما مماشات کند! نمی‌تواند مملکت را به آشوب بکشاند! مجبور است به شما پوئن بدهد. مولوی عبدالحمید رئیس اهل سنت ایران رسما به عربستان سفر می‌کند، خط می‌گیرد و برمی‌گردد. هزینه هم دریافت می‌کند. می‌توانیم کاری کنیم؟! چهار و نیم میلیون اهل سنت را در خیابان بریزیم و جنگ راه بیندازیم؟! گاهی اوقات در حکمرانی، باید مردم آگاه باشند و حمایت کنند. بحث بنده این است که یک سری اختیارات در قانون اساسی برای رهبری نوشته شده که قابلیت اجرا ندارد و فقط برای فحش خوردن است!! فقط برای این است که هر وقت کار خراب شد، گردن او بیندازند! آقای روحانی اعلام کرد مسئولیت کل برجام با من است، عکس او را هم تمام روزنامه‌ها زدند. تا کار خراب شد گردن رهبری انداخت و گفت ما بدون اجازه ایشان که نمی‌توانیم کاری انجام دهیم! رهبری گفتند من ۹خط قرمز گذاشته بودم که این‌ها اعلام کردند ما نتوانستیم خط قرمزها را رعایت کنیم! از این فارسی‌تر چه چیزی بگویند؟! یعنی ما دستور رهبری را گوش نمی‌دهیم، کسی هم نمی‌تواند کاری کند! مادامی که مردم به ما رأی می‌دهند، کسی نمی‌تواند کاری کند.

بنده هم دقیقا انتقادم این است که یک جاهایی ولایت‌فقیه رسما تشریفاتی است و سپر بلا می‌شود. در جریان گرانی بنزین، اگر این پول دو برابر نمی‌شد، اقتصاد ممکلت لَنگ می‌شد یا لَنگش می‌کردند! به همین خاطر حضرت آقا گفتند من حمایت می‌کنم. چون اگر حمایت نمی‌کرد اقتصاد را لَنگ می‌کردند و همه سر حضرت آقا می‌ریختند و می‌گفتند چرا حمایت نکردی؟! بین بد و بدتر، بد را انتخاب کردند. بد این بود که یک‌شبه قیمت بالا برود. بدتر این بود که اقتصاد را لَنگ کنند یا لنگ بشود، بعد همه به خیابان بریزند که ایشان نگذاشت! تمام سیاست آقای روحانی این است که کاری کند، حضرت آقا مخالفت کنند و به مردم بگوید من می‌توانستم، رهبری نگذاشت! متأسفانه به دلیل عدم آگاهی مردم در شرایطی هستیم که مدام بین بد و بدتر انتخاب می‌کنیم. در دور دوم مردم می‌دانستند آقای روحانی خوب نیست، فقط ثابت کرد رئیسی بدتر است. گفت به منِ بد رأی بدهید چون اگر رئیسی بیاید، دیوار می‌کشد، آزادی گرفته می‌شود، زبان دنیا را بلد نیست، جنگ می‌شود و ... متاسفانه با همین موارد مردم دائم دارند فریب می‌خورند.

-  اگر شورای نگهبان قوی‌تر عمل می‌کرد، نمی‌توانست جلوی او را بگیرد؟
+  نمی‌توانست. همین الان گفتیم که بیست‌و‌یکی دو میلیون رأی داشت.

-  شما فکر می‌کنید شورای نگهبان ما خوب است؟

+  نه

-  چرا شورای نگهبان را عوض نمی‌کنند؟ طبق مستند غیررسمی که پخش کردند یک آقای جوان راجع به جوان‌گرایی می‌گفت. پس چرا آقای جنتی هنوز هستند؟
+  من بیست‌سی تا چرای دیگر به این‌ها اضافه می‌کنم! ما می‌توانیم در عملکرد سی‌ساله حضرت آقا غیر از این چرایی که شما گفتید، دویست‌سیصد تا سوال دیگر هم بکنیم که واقعا برای‌ ما سوال است. بحث حرف و عمل این است: حرف شرایط مطلوب را نشان می‌دهد، عمل شرایط موجود را. ما همیشه نمی‌توانیم شرایط مطلوب را عملی کنیم. خودم با ماندن آیت الله جنتی واقعا مشکل دارم و از نظر من شرایط مطلوب این است که یک آدم جوان‌تر بگذارند، اما نمی‌دانم شرایط موجود چیست؟

-  فکر می‌کنید اگر این‌ها را به مردم بگویند مقبولیت بیشتر نمی‌شود؟
+  مردم ما باید چگونه فکر کنند؟ مردم باید نسبی نگاه کنند. سی سال رهبری بوده، چند هزار تا کار کرده، چند تا را ما قبول نداریم؟ مثلا در ده هزارتا کار، هزارتایش را قبول نداشته باشی، این خیلی رهبر خوبی است. یعنی نُه هزارتا کار کرده که خوب بوده است. الان روحانی چند تا کارکرده و چند تا از کارهایش را قبول داریم؟ این‌ها را باید در نظر بگیریم. نگاه ما به رهبری، نباید نگاه به امام معصوم باشد. باید با فاصله زیاد نگاه به بهترین باشد. از نظر نسبی ایشان سی‌سال حکمرانی کرده، چند تا کار کرده و چند تا از آن‌ها خوب و چندتا بد بوده؟ می‌شماریم. رسانه دست آن‌هاست، فقط کارهای بد را ردیف می‌کنند، کارهای خوب را نشان نمی‌دهند! پیشرفت ما در صنعت، امنیت و بقیه موارد را ببینید. می‌بینیم که امنیت کشور ما نسبت به سایر کشورها چگونه است اما عکسی منتشر می‌شود که لاتی یقه خانمی را گرفته، بعد زیر این خبر با طنز می‌زنند که در عوض امنیت داریم! در جهان همدیگر را در خیابان‌ها می‌خورند، این یک مورد در کشور ما پیش آمده. درصدی امنیت داریم، یعنی چه؟ امنیت صد در صد داریم؟ اصلا امنیت صد در صد امکان عقلی دارد؟ نسبت امنیت در دهه نود بهتر از دهه هشتاد است؛ هشتاد از هفتاد و هفتاد از شصت بهتر است، این تعریف امنیت می‌شود. وقتی که دشمن می‌خواهد چیزی را بزند، اول در ذهن ما آن مسئله را مطلق می‌کند، می‌گوید مگر نگفتید امنیت دارید؟ بیا این هم امنیت! نگفتیم امنیت مطلق داریم، گفتیم امنیت نسبی داریم. در امنیت، در دفاع و در همه چیزها رشد داشته‌ایم.

شما ببینید آمریکا در سال 67 هواپیمای مسافربری ما را می‌زند و ما هیچ غلطی نمی‌توانستیم بکنیم. هیچ!  فحش هم نمی‌توانستیم بدهیم! همان جا روی سکو می‌ایستد و مدال افتخار هم می‌دهد! الان آمریکا جرأت دارد کشتی ما در ونزوئلا بزند؟ این یعنی چه؟ الان کشتی نفتی ما را در ونزوئلا نمی‌تواند بزند، اما آن زمان هواپیمای مسافربری ما را بر سر خلیج فارس می‌زند. امنیت و قدرت دفاعی از نظر نسبی بالا رفته و بقیه چیزهایی که زیر نظر ایشان است. همه را نسبی نگاه می‌کنیم. سپاه خوب است یا بد؟ سپاه، ارتش و... همه این‌ها نسبی خوبند. بله در سپاه مشکلاتی هست، در ارتش هم مشکلات هست، در بنیاد مستضعفان هم مشکلات هست، مگر می‌شود مشکلات نباشد؟ نسبی است. مثلا می‌گوید من می‌خواهم رهبری را با رئیس جمهور مقایسه کنم، من رهبری را با خودش مقایسه می‌کنم، نه با امام‌زمان(عج)، نه با حسن روحانی! در این سی سال با این سنی که ایشان دارند چند هزار کار انجام دادند، چند هزارتا حرف زدند؟ بعد آن‌ها را لیست می‌کنم که حرف‌های خیلی خوب ایشان که شرایط مطلوب را می‌گویند، چند درصد را خودشان عمل نکردند؟ مگر حضرت‌علی(ع) توانستند به تمام حرف‌هایشان در نهج البلاغه به طور صد در صد عمل کنند؟ حرف خوب را می‌زنیم اما شرایط موجود است که به ما اجازه می‌دهد آن را عملی کنیم یا نه. اگر آدمی بالاتر از هفتاد هشتاد درصد از حرف‌هایش را عمل می‌کند، این خیلی آدم خوبی است. شما آمار بگیر، ببین چند تا حرف می‌توانی در بیاوری که ایشان خودش عملی نکرده باشد؟ مثلا می‌گویند حضرت آقا راجع به جوان‌گرایی گفته‌اند اما آقای جنتی را عوض نکرده‌اند. حالا آقای جنتی را عوض نکرده، رئیس سازمان تبلیغات را که عوض کرده؛ یک آدم سی‌و‌پنج شش ساله را گذاشته‌اند. رئیس بنیاد خاتم را عوض کرده و سعید محمد را گذاشته‌اند و ... .

همان حرفی که حضرت آقا راجع به سردار سلیمانی گفتند و الان هم راجع به سردار قاآنی مطرح است. مثلا قاسم سلیمانی با آن نفوذ که بهترین کار را می‌کند و یا بعد از ایشان سردار قاآنی که سن ایشان از سردار سلیمانی بیشتر است و جایگزین او بوده و راه باز کرده را یک‌دفعه کنار بگذاریم و یک سردار سی‌ساله بگذاریم؟! من از ماندن آقای جنتی دفاع نمی‌کنم چون برایم جا نیفتاده، ولی حداقل حاج قاسم سلیمانی و سردار قآانی را می‌توانم بفهمم به چه دلیل است. نمی‌شود فقط یکی را پررنگ کرد و ایراد گرفت. باید ببینیم ایشان در انتصابات‌، چند درصد به حرف‌هایشان عمل کرده‌اند؟ همچنین حرف‌های دیگر ایشان راجع به اخلاق، ساده زیستی، قناعت، دنیا و نصیحت‌های اخلاقی مختلف ... . من به عنوان یک آدم اخلاقی چند درصد به حرف‌هایم عمل می‌کنم که حالا به آقا گیر بدهم؟! واقعا هرچه می‌گردیم نقطه ضعف اخلاقی در مورد آقا پیدا نمی‌کنیم. راجع به خانواده‌اش و آقا مجتبی این‌طوری می‌گویند، سند و مدرکش کجاست؟! من با چشم خودم دیدم که پسرش سوار اتوبوس قم شد که به تهران برود، بچه‌های کدام مسئول و شهردار منطقه ما این‌گونه هستند؟! نه شهردار منطقه شیراز؛ شهردار یک منطقه کوچک! همه آقازادگی می‌کنند! ایشان نمی‌گذارد خانمش فائزه هاشمی بشود، اصلا اجازه نمی‌دهد خانمش وارد شود و شما اصلا ایشان را ندیدید. می‌گوید شما خانم من هستی چه دلیلی دارد سخنرانی کنی و تز بدهی؟ اندازه‌ای که هستی باش. بچه‌های ایشان هم همین طور؛ سخنرانی و هیچ چیزی نمی‌بینی و در حال زندگی عادی هستند.

بعد در فامیل‌های آقا خیلی‌ها با ایشان بد هستند چون به آن‌ها پوئن نداده‌اند. برادر، شوهرخاله، پسرخاله و همه با او بد هستند چون به آن‌ها پوئن نداده است. فامیل‌های کدام یک از مسئولین ما این‌قدر با آن‌ها بد هستند؟ اصلا چرا فامیل آقا با ایشان بد هستند؟ اغلب‌شان این مدلی هستند، چون به هیچ‌کس پوئن نمی‌دهند و فامیل‌بازی نمی‌کنند. تمام این موارد را باید در بیاوریم، لیست کنیم و یک مرکز تحقیقات شخصیت، گفتار و عملکرد رهبری را بررسی و لیست کند. اصلا ما نمی‌گوییم هر چه ولی زمان گفت حتما درست است؛ اصلا بعضی کارهایش اشتباه است. کارهایی که از نظر ما اشتباه است که البته شاید هم اشتباه نباشد را لیست می‌کنیم، کارهایی که می‌دانیم درست است را هم لیست می‌کنیم. بعد نتیجه را در ترازو می‌گذاریم، ببینیم چند درصدی است؟ درصدی برخورد می‌کنیم ببینیم چه می‌شود. من می‌گویم تفکری که در حال حاضر به آقا لطمه می‌زند این است که دائم می‌گویند معصوم فلان است؛ این دارد لطمه می‌زند برای اینکه وقتی به مردم بگویی ایشان هیچ خطایی نمی‌کند گیر می‌دهند و می‌گویند این یک خطا، پس کل حرف‌های شما اشتباه است. ما فرض را بر این می‌گذاریم که خطا می‌کنند و خطا هم کرده‌اند؛ در بعضی جاها خود ایشان هم گفته‌اند که خطا کردم، می‌گوید در مسئله کنترل جمعیت اشتباه کردیم، در انتصاب فلانی اشتباه کردیم؛ خودشان می‌گویند. همه این‌ها را می‌شماریم.

شما در هشت سال ریاست جمهوری آقای روحانی ببینید یک بار ایشان آمده بگوید من اشتباه کردم؟ سر تا پایش هم اشتباه هست! روحانی را حداقل با آقا مقایسه کنیم و ببینیم چرا بیست‌و‌یک میلیون رأی آورده است؟ چرا مردم به آدمی که اعتقاد ندارد در طول هشت سال اشتباه کرده؟! و همه ما اشتباهات ایشان را با گوشت، پوست و استخوان درک می‌کنیم رأی دادند؟ خوب این مسئله آقا را در محدودیت می‌گذارد؛ وقتی مردم همین را می‌خواهند آقا چه بگوید امام چه گفت؟ گفت من از اول با نخست وزیری بازرگان موافق نبودم، از اول با قائم مقامی منتظری موافق نبودم، با بنی‌صدر موافق نبودم؛ ولی مردم رأی دادند. زمانی‌که خواست مردم باشد، من نمی‌توانم کاری بکنم؛ دیکتاتوری که نیست. بحثی که الان مطرح می‌شود هم همین است. رهبر حکم بدهد می‌گویند دیکتاتور است؛ حکم ندهد مردم می‌گویند این چه وضعی است؟ پس بنابراین ایشان از دو سر فحش می‌خورند، از دو سر باخت است چرا؟ چون قانون اساسی ما یک ضعفی دارد؛ اختیاراتی به ایشان داده شده که قابلیت و ضمانت اجرا ندارد. ولایت فقیه و دموکراسی را نمی‌شود جمع کرد. دموکراسی یعنی مردم بگویند، یعنی هر چه شما بگویید؛ ممکن است در یک جاهایی هم ایراداتی باشد مثلا بگویند چرا ایشان به مجلس اجازه استیضاح روحانی را نداده است؟

آدم باید عقل هم داشته باشد! الان وقت استیضاح است؟ ایشان استیضاح شود چه می‌شود؟ اولا سینه‌اش را سپر می‌کند که من برنامه داشتم، این‌ها نگذاشتند کار را تمام کنم و قهرمان کنار می‌رود. ثانیا کار به دست معاون رئیس‌جمهور سپرده می‌شود و تمام شد! اگر بناست که شش ماه این فرد باشد، خوب شش ماه دیگر هم انتخابات ریاست جمهوری است! اگر مردم سه سال پیش خواستار برکناری روحانی بودند، این طلب عملی می‌شد، الان وقتش نیست. یک هزینه بزرگ و الکی برای مملکت ایجاد شود که بی‌فایده هم هست و فقط ممکن است کمی دل مردم خنک شود که منطقی نیست برای خنک‌شدن دل مردم یک هزینه سنگین برای مملکت بگذاریم. حالا فرض می‌کنیم نظر ایشان در مورد اینکه روحانی استیضاح نشود، اشتباه است؛ باز هم می‌شماریم. نحوه دفاع من از رهبری یک دفاع نسبی‌گرایانه است؛ نه دفاع معصوم، مطلق، نور و... این‌ها برای مردم قابل پذیرش نیست. اتفاقا من می‌گویم شاید این‌ها باشد؛ یعنی تمام چیزهایی که می‌گویند شاید باشد؛ ارتباط با امام‌زمان(عج)، نور و ولایت باشد، همه این‌ها سرجایش کاری ندارم، شاید دلایل شخصی من هم همین موارد باشد ولی وقتی در مقام دفاع می‌آیم باید دموکراتیک دفاع کنم. دموکراتیک یعنی نسبی‌گرایانه. اگر به مردم بگوییم تو نور ولایت نداری نمی‌فهمی، این‌گونه که مردم قانع نمی‌شوند. باید نسبی‌گرایانه با مردم صحبت کنیم.

متاسفانه اغلب تریبون‌های ولایت دست این نوری‌هاست و استدلال آن‌ها این‌گونه است که شما نور ولایت را نفهمیدید، شما عمروعاصید، شما زید هستید و... همین طور مردم را بین لشکر یزید و معاویه و خوارج تقسیم‌بندی می‌کنند و همه دارند فحش می‌دهند. معلوم است که این‌ها با ولی‌فقیه زاویه پیدا می‌کنند. مثلا فرض کنید یک زرتشتی مثل امید دانا دفاع می‌کند، یک دفاع عقلانی و نسبی‌گرایانه انجام می‌دهد. من شک ندارم امثال امید دانا خیلی بیشتر از افراد مدعی و ذوب در ولایت برای آقا نیرو جذب کردند؛ ولو هرچه می‌خواهند باشند، ما اطاعت و سربازی می‌خواهیم. جبهه مقاومت قوی شود، هر چه می‌خواهد باشد. با نگاه نسبی‌گرایانه و حکمرانی[نه با نگاه امامت] نه تنها آقا قابل دفاع است؛ بلکه با فاصله بسیار زیاد بهترین رهبر قرن حاضر است. حتی یک جاهایی ایشان واقعا از حضرت امام قوی‌تر بودند، برای اینکه امام یک مقبولیت فوق طبیعی داشت. اگر مقبولیت امام اندازه آقا بود که نمی‌توانست آن‌گونه حرف بزند. مردم عکس امام را در ماه می‌دیدند. اصلا مردم امام را به صورت فوق طبیعی امام می‌دانستند. از همین افرادی که الان با امام مخالف هستند سوال کردند که چرا دهه شصت با امام مخالفت نمی‌کردید؟ می‌گفتند مگر می‌شد با امام مخالفت کنی؟ مردم تو را کف خیابان می‌خوردند. خوب امام را شما با رهبری مقایسه می‌کنید که در سی‌سال اندک‌اندک دارد خودش را جا می‌اندازد؟

نمی‌توانیم مقایسه کنیم؛ امام مؤسس بود. اصلا مردم روی امام یک تعصب وحشناک داشتند. یک جمله می‌گفت همه چیز تمام می‌شد. ولی الان به نظر من این فاصله خیلی زیاد است و متاسفانه من جزء کسانی هستم که اغلب طرفداران مدل ولایتی و نوری با ما در تماس هستند، همکاران و دوستانمان این طوری هستند. یک حرف‌هایی که می‌زنیم فکر می‌کنند با ولایت مشکل داریم. آن‌ها دیگر چقدر داغون هستند و چقدر این افراد از ولی‌فقیه انزجار ایجاد می‌کنند که حتی من هم جرات نمی‌کنم بگویم بیایید یک مدل دیگر دفاع کنیم! تا می‌گوییم یک مدل دیگر، می‌گویند: تو دیگر نور نداری، معلوم نیست آخرش می‌خواهی چه بشوی! من از شما بیشتر آقا را قبول دارم، اگر الان بگویند برو یک جا بمیر، می‌روم می‌میرم؛ سوریه رفته‌ام، جبهه رفته‌ام، هر جا بگویند فوری اطاعت مطلق می‌کنم. ولی اصلا نمی‌شود که اشکال نگیریم، با عقل خودمان اشکال می‌گیریم و بعد می‌شماریم. اگر اشکال ما وارد باشد، خوب ممکن است وارد باشد؛ یک جاهایی ممکن است آقا بین بد و بدتر انتخاب کرده باشد. ممکن است نظر ما این باشد که آرمان‌گرا باشیم و خوب را انتخاب کنیم اما نظر ایشان این باشد که آرمان‌گرایی وضعیت مطلوب است، وضعیت موجود اجازه آرمان‌گرایی صد در صد نمی‌دهد.

یک بحث قبلا درباره مرحوم آقای طبسی کردیم که نماینده ولی‌فقیه در خراسان بود و اصلا قبولش نداشتم، هنوز هم قبول ندارم. امام ایشان را منصوب کرده بود بعد من یک وقتی در زمان جنگ دانشجو بودم، نزد ایشان رفتم و خیلی داد و بیداد کردم که این چه وضعی است؟ چرا آستان قدس این‌گونه شده است؟ به نظر من مدیریت ایشان به گونه‌ای بود که خیلی دزدپروری شد. آقای طبسی یک حرفی همان موقع زدند. گفتند: من امام جماعتِ عادلِ نماز شب‌خوانِ نورانی این‌جا آوردم، پول دستش دادم دزد شده! این شرایط موجود می‌شود؛ یعنی وقتی آرمان‌ها در کف خیابان می‌آید و می‌خواهد به آن عمل شود، متوجه می‌شویم که ابزارش را نداریم. بعد یک بحث دیگر مملکت رهبر می‌خواهد یا نمی‌خواهد؟ چه کسی را به جای ایشان بگذاریم؟ شما یک گزینه دوم معرفی کنید. بعضی‌ها گزینه‌هایی پیشنهاد می‌دهند، آدم خنده‌اش می‌گیرد؛ مثلا یک آیت‌الله را پیشنهاد می‌کنند که نمی‌تواند بیت خود را جمع کند. دو فرزندش، چهار پرونده اقتصادی دارند یا یک نظراتی دارد که این نظرات را اگر کف جامعه ببری هیچی نمی‌شود. آیت‌الله‌ها و مراجع ما از نظر بصیرت، مدیریت و علم حکمرانی(نه از لحاظ تقوا و علم حوزوی) خیلی از آقا عقب‌ هستند چون اصلا حکمرانی نکردند. این آدم انقلاب کرده، با امام بوده بعد حزب تاسیس کرده، بعد رئیس‌جمهور شده و ... تا بالا آمده است. علما و بزرگان ما حکمرانی نکردند، در حد بیت‌شان هم این‌ها مدیریت نداشتند! الان می‌خواهیم چه کسی را بگذاریم؟ همه این موارد جای بحث دارد.

ما یک مملکتی داریم که در آن یک سری مشکلات وجود دارد؛ مشکل الف، مشکل ب، مشکل سین الی آخر. بعضی از مشکلات را آدم‌ها ایجاد کردند. حالا می‌خواهیم انتقاد کنیم‌. عقل می‌گوید باید از اهم شروع کنیم تا به غیر مهم برسیم. آیا امروز مهم‌ترین مشکل مملکت ما حضرت آقاست؟ اهم؛ باید ببینیم مشکل چیست؟ این همه ساختارهای مشکل‌دار، این همه قوه مجریه، مقننه و قضایی مشکل‌دار و ... وجود دارد. شهرداری‌ها دارند ضد انقلاب تراشی می‌کنند. این همه مشکلات وجود دارد، الان من رأس انتقاداتم را به سمت جایی ببرم که اتفاقا به نسبت، بهترین است؟! اولا که مردم از بقیه غافل می‌شوند، ثانیا من باید آن‌ها را بزنم، اهم و فی‌الاهم بکنم. یک کسی دزدی می‌کند، یکی بچه‌ام را می‌کشد، یکی هم کف اتاقم تف می‌اندازد! من با فردی که تف می‌اندازد برخورد کنم؟! اول باید شخصی که بچه‌ام را می‌کشد بگیرم، بعد آن فردی که دزد هست، تف را یک کاری می‌کنیم دیگر. بحث سر این هست که متاسفانه این بی‌شرفی که مخصوصا اصلاح‌طلب‌ها دارند و الحمدلله براندازها هم همیشه با ایشان همراه هستند این است که چوب انتقادها را به سمت بهترین قسمت حکمرانی مملکت می‌برند. چرا؟ برای اینکه از پاسخ‌گویی خودشان فرار کنند. شاید سی تا مسئله دیگر هم نسبت به حکمرانی آقا وجود داشته باشد و ما نسبت به آن انتقاد داشته باشیم؛ مثلا شفافیت در بعضی از نهادهای زیر مجموعه ایشان نیست. انتقاد داریم اما باز هم باید نسبی کار کنیم؛ مثلا شما فرض کن در ایران‌خودرو شفافیت مالی هست یا نیست؟ صبح تا شب پرایدهایش بدتر هم می‌شود بعد بگویم شفافیت صنایع موشکی کجاست که صبح تا شب بهتر می‌شود؟ الان اهم و فی الاهم کدام است؟ این رسما دزدی می‌کند، آن یکی را نمی‌دانیم که چه خبر است! اول دزد را بگیریم، آن مورد هم باید به سمت شفافیت برود. شفافیت مالی در نهادهای انتصابی آقا قطعا باید ایجاد بشود اما مثلا بنیاد مستضعفان، ستاد اجرایی فرمان امام و... شفافیت نیست و ما فحش می‌خوریم. می‌گویند می‌دانی چند هزار تریلیارد دست‌شان است؟ من که نمی‌دانم چقدر است؟

بعد جواب سوال این هم نمی‌توانم بدهم نتیجه چه می‌شود؟ نتیجه‌اش این می‌شود که مردم باور می‌کنند چند هزار تریلیارد دست ستاد اجرایی فرمان امام است. شفاف کنید که مردم بدانند که در شرکت نفت چه خبر است؟ در ستاد اجرایی فرمان امام چه خبر است؟ باید برای شفافیت اقدام کنند، بعضی چیزها مانند صنایع نظامی و امنیتی را هیچ کس در جهان شفاف نمی‌کند. هیچ کجای جهان نمی‌گویند که من این مقدار صرف تجهیزات کردم! ولی ستاد اجرایی فرمان امام باید شفاف باشد، بنیاد مستضعفان امام باید شفاف باشد، این‌ها باید شفاف بشوند. باید مطالبه کنیم تا به گوش‌شان برسد. یک نهادی را بگذارند تا به مردم ابلاغ کند که چقدر دارایی داریم، چقدر کار می‌کنیم؟ این‌ها ایراد است ولی من نگاه می‌کنم می‌بینم در این سی سال من یک مورد پیدا کردم حالا این را جزء اهم موارد بگذارم؟! بعضی‌ها می‌گویند نهادهای انتصابی به آقا شفافیت ندارند، صدا‌وسیما و سازمان تبلیغات که شفاف است چون دولت پولش را می‌دهد، چرا الکی می‌گویید نهادهای انتصابی؟ یکی دو تا نهاد هست؛ یکی اوقاف است و دیگری ستاد اجرایی فرمان امام که شفاف نیستند و باید شفاف شوند.

-  در اینترنت جمله دقیق را پیدا نکردم اما کسی که این جمله را به من گفت، قبول دارم که یک نامه‌ای امام برای شاه می‌نویسند که محتوایش این بوده یا داری می‌بینی و کاری نمی‌کنی یا نمی‌توانی!
+  بله این هم نسبی است دیگر؛ یا آقا دارد می‌بیند و کاری نمی‌کند یا نمی‌تواند کاری کند. قسمت نمی‌تواند چند درصد است؟ رئیس‌جمهور را نمی‌تواند عزل کند که به نظر من هم باید یک فکری برای قانون اساسی کنیم. چیزهایی که می‌تواند را چرا نمی‌شماریم؟ مگر شاه چقدر کار می‌کرد؟ شاه هیچ کاری نمی‌کرد؟ بالاخره یک کاری می‌کرد دیگر.

-  زمان شاه مردم همین قدر ناراضی بودند؟
+  همین را دارم می‌گویم، نسبی است. اگر مردم از شاه ناراضی نبودند، نود درصد مردم در خیابان نمی‌آمدند.

-  مثلا یکی از فامیل‌مان می‌گوید ما از شکم سیری این کار را کردیم!
+  به نطر شما فامیل‌تان دروغ نمی‌گوید؟
-  من این را صد در صد نمی‌پذیرم، ولی فکر می‌کنم نارضایتی‌شان تا این حد نبوده چون مردم الان هم می‌خواهند که تعویض بشود.
+  نارضایتی یعنی چه؟ ناراضایتی یعنی امکان اعتراض داشته باشند و اعتراض نکنند. امکان اعتراض نداشتند، تا امکانش فراهم شد همه در خیابان بودند. از شکم سیری بوده فامیل شما؟ خوب اشتباه کرده اما آماری صحبت کنید. سایت آقای راجی چند تا نکته اقتصادی و ... را مشخص کرده است. در زمان شاه فقط ده تا شهر دیده می‌شدند، بقیه مردم در فلاکت مطلق بودند. در همین استان فارس همه کاری به حکومت نداشتند. دست خان‌ها بود. جنایت‌های عجیب غریب اتفاق می‌افتاد. روستاها آدم حساب نمی‌شدند. اصلا بنده هم دارم اشتباه می‌گویم، سایت آقای راجی به صورت علمی تحقیقات کرده‌اند و سه تا نکته را جواب داده‌اند. یک سند هم از داخل جمهوری اسلامی استفاده نشده، موارد زیر را از اسناد بین‌الملل و آمریکایی بررسی می‌کند:
۱- وضع اقتصادی در زمان شاه چگونه بود؟
۲- وضع اقتصادی الان چگونه است و چقدر رشد کرده؟
۳- اگر شاه مانده بود همین قدر رشد می‌کردیم یا نه ؟
۴- شاه هیچی، وضعیت ما نسبت به کره، ژاپن و کشورهایی که دارند بر سرمان می‌زنند چگونه است؟
مثلا در آن زمان آن‌ها رتبه دهم بودند و ما چهل‌وپنجم بودیم؛ الان آن‌ها چندم هستند و ما چندم هستیم؟ یک وقت برای سایت آقای راجی بگذارید، ایشان سند داده‌اند، در آخر نتیجه‌گیری می‌کنند که بله ما می‌توانستیم خیلی خیلی بهتر بشویم اگر این سیستم لیبرالی می‌گذاشت! اما همین چیزی که الان هستیم به شدت قابل دفاع است. بعد شما از زمان شاه هیچ تصوری ندارید، عمویتان بگوید، رسما دروغ می‌گوید! من در زمان شاه بچه استاد دانشگاه بودم اما برای خرید یک عدد پفک در هفته مشکل داشتیم، مادرم می‌گفت دعا کن شاه برود پفک بخریم، سطح زندگی مردم مانند الان نبود. در بالا شهر مشهد هر پنج همسایه یک تلویزیون داشتیم، خانه همدیگر جمع می‌شدیم و نگاه می‌کردیم. اگر سطح زندگی فعلی را یک دفعه به زمان شاه منتقل کنیم، کلا همه از گرسنگی می‌میرند! نه تلفن بود، نه رسانه، نه سیستم رفت‌وآمد، نه حمل‌و‌نقل، نه گاز و برق، هیچی نبود.

این چه حرفی است که فامیل شما زده که از شکم سیری در خیابان بودیم؟ بعد شما نگاه کن چهار تا عکس از دبستان بالا شهر تهران می‌آورند و می‌گویند این بودیم، چه شدیم؟ نسبی نگاه کن. همین الان مردم از بالاشهر تهران عکس می‌گیرند می‌گذارند، در نیویورک هم چنین سطح زندگی نیست! نسبی نگاه کن. متاسفانه مردم باور می‌کنند، ضعف رسانه باعث شده مردم باور کنند. یکی از بحث‌هایی که آقا پارسال مطرح کردند، همین بود. گفتند حکومت پهلوی را معرفی نکردید، ما یک مستند نداریم که تهران، مشهد و شیراز را در آن زمان نشان بدهد. اگر شما از یک آدم منصف و متعهد که بفهمی دروغ نمی‌گوید بپرسید که سطح زندگی در شیراز چقدر تفاوت کرده است به شما می‌گوید. امروز هزینه سرویس مدارس بچه‌ها اندازه هزینه کل زندگی آن زمان ما بوده است. من بالاشهری هستم و برای دهات نیستم؛ من سجادشهر مشهد زندگی کردم مدرسه ما بخاری نداشت! با دست‌کش می‌رفتیم. اصلا تفریح وجود نداشت. از خانه تا مدرسه پیاده می‌رفتیم و در راه با صد تا سگ می‌جنگیدیم تا به مدرسه برسیم. اصلا چیزی به نام رسیدگی به محله‌ها وجود نداشت. یک درصدی هم چون متمول بودند خیلی بهتر از الان زندگی می‌کردند، آن‌ها راست می‌گویند. یک درصد دزد در آن زمان متمول بودند. باز هم نسبی است؛ بررسی می‌کنیم، بالاخره در عملکرد شاه یک چیز خوبی وجود داشته، مگر می‌شود نباشد؟ جاده کشیده، فلان کار کرده و... . ما قبول می‌کنیم که رضاشاه کار کرده اما باید چقدر کار می‌کرده و چقدر انجام داده است؟ این مهم است وگرنه دوتا کار از رضا شاه پیدا کنی خوب معلوم است که پیدا می‌شود. یا مثلا بگویید فلان آدم، فلان ارتشی یا فلان وزیر خوب بوده، بله ممکن است، نسبی است و می‌شماریم. زمان شاه، صدام و هیتلر سیاه مطلق نیست، زمان جمهوری اسلامی هم نور مطلق نیست. می‌شماریم و هر کدام را وزن می‌کنیم. درسال۹۹ میزانِ مثبتِ جمهوری اسلامی زیادتر می‌شود یا کمتر؟ متاسفانه از اول ۹۲ تا الان دارد کمتر می‌شود. چرا؟ به‌خاطر قوه مجریه. می‌گویید نه؛ یک مناظره بگذارید ببنید مشکل از چه کسی و کجاست که از سال۹۲ به این طرف آمارها در حال بدتر شدن است. حتی در دوره خاتمی و احمدی‌نژاد شیب به سمت بالا بود. از وقتی رسانه و اینستاگرام آمد، متاسفانه مردم دارند گول می‌خورند و روز به روز وضع‌شان بدتر می‌شود. من اعتقاد دارم که صداوسیما با این همه بودجه در مقابل این وضع هیچ کاری نمی‌کند. چرا؟ یکی از مشکلات ما صدا و‌ سیماست! بدنه صداوسیما کلا با ما نیست. مسئولین آن هم معلوم نیست با ما باشند!

صداوسیما میلی ایران، صداوسیما میلی چه کسی؟ طبق میل ما که نیست! در اینستاگرام قیافه تمام هنرپیشه‌ها و مجری‌ها را ببین، این‌ها می‌خواهند اهداف نظام انقلاب اسلامی را برای ما به تعالی برسانند؟ صدا وسیما با ما نیست. حزب‌اللهی‌های تفکر انقلابی که در صدا و سیما هستند می‌گویند ما در اقلیت مطلق هستیم. فحش این را هم ما می‌خوریم که صدا و سیمای آقا... . صدا و سیما که دائم دارد به شما خدمت می‌کند و سکوتش در خیلی از مسائل عمدی است و به شبکه‌های شما ارجاع می‌دهد. یک خط قرمزهایی گذاشته‌اند که ما اصلا نمی‌توانیم حرف بزنیم، ما کجا حرف بزنیم رسانه دست آن‌هاست! یک خط قرمزهایی دارد که تفکر انقلابی نمی‌تواند صحبت کند. رائفی‌پور مجبور است برود و بگوید آقا نان و سیب‌زمینی می‌خورد. این چه وضع دفاع‌کردن است؟ برای اینکه نمی‌تواند، برای رائفی‌پور خط قرمز دارند که چه حرفی بزند! این فرد هم که به آن‌جا می‌رود اخته می‌شود و نمی‌تواند!

-  یک منبع گفتید باید به دنبال آن بروم.

+  سایت راجی‌پور. یعنی الان قانع شدید؟
-  خیلی از مسائلی که گفتید، سر تیتری بود که به دنبال آن بروم. من مشکلی نداشتم فقط سوال در ذهنم بود.
 + همین نگاه و مشکلی که شما دارید توهم است؛ مردم می‌ترسند بگویند اِل می‌شود. با رهبری مشکل داشته باش، بعد هم بنشین حل کن و به نتیجه برس. برای چه مشکل نداشته باشی؟ آقا کسی جرات انتقاد به ایشان را ندارد! مرد حسابی تمام سایت‌ها، تلگرام و چیزهایی که دست شماست از صبح تا شب به ایشان انتقادهای ناجور می‌کنند، هزینه همه آن‌ها را هم شما می‌دهید. چه کسی جرات انتقاد ندارد؟ فقط صداوسیما. مشکل این را هم که گفتم چیست، اصلا صدا و سیما جوری رفتار می‌کند که به مردم القا بشود که کسی جرات انتقاد به رهبری را ندارد. عمدا این‌گونه رفتار می‌کند.

 - این را قبول دارید که انقلاب آن موقع روی دوش مستضعفین بوده، الان هم باز روی دوش مستضفعین هست این را شما قبول دارید؟
 +  بله. این را شما قبول دارید که آن مستضعفینی که وقتی به پول رسیدند از انقلاب فاصله گرفتند؟ چه ضمانتی هست که الان به مستضعفینی که انقلاب روی دوش‌شان است پول و قدرت بدهیم و باز آن‌گونه نشوند؟ مشکل شرایط موجود است. همان‌هایی که می‌گویید الان آقازاده هستند، همان‌هایی بودند که پابرهنه انقلاب کردند! الان ماها پابرهنه، چه ضمانتی وجود دارد که آن‌گونه نشویم؟ دوباره فحشش را به رهبری بدهند، ماها نمی‌توانیم خودمان راکنترل کنیم و هرچه به پول و قدرت می‌رسیم، جنبه‌اش را نداریم.