امروز 24 بهمن 1404 - 24 شعبان 1447
خواندنی ها

متن سخنرانی - القاء یاس گفتاری پیرامون جو اجتماعی

24 بهمن 1404 -   12:00 ق.ظ  دسته بندی: القا یاس گفتاری

یا انیس
متن سخنرانی
سید محمد انجوی نژاد
موضوع:
القاء یأس گفتاری پیرامون جو اجتماعی این روزها و راه کارها
تاریخ: 1404/11/11

 

عناوین اصلی سخنرانی:
» بازخوانی رنج و پیروزی در نسل انقلاب
» صفروصدی بودن انسان‌ها یک مشکل شخصیتی است
» طیف شخصیتی جامعه ما چگونه است؟
» بررسی سیستم رفتاری مخالفان
» در فتنه‌ها تر و خشک با هم می‌سوزند، خودتان را عقب بکشید
» وقتی جوان ما لج می‌کند تو نمی‌توانی با منطق او را قانع کنی
» روش برخورد ما در میان جامعه باید چگونه باشد؟
» حرف را باید با حرف جواب داد نه با زندان!
» چه کسانی خشونت به پا کردند؟
» بذر نفرت را به خاطر چهار تا آقازاده که قرار است بهتر بخورند راه نیندازید!
» چطور باید صحبت کنیم که تاثیر بگذارد؟
» رویکرد شبکه معلمان باید چگونه باشد؟
» خطاب به جوانان عزیزی که حق دارند معترض باشند

 

این بحثی که ان‌شاءالله امشب ارائه می‌دهیم برای این نیست که بشنوید؛ یعنی درحقیقت یک کارگاه خیلی فشرده و مختصر راجع‌به وقایعیست که [در آن] هستیم؛ برای اینکه اگر احیانا در ارتباطاتتان یا در صحبت‌هایتان با دوست و آشنا و فامیل قصد روشنگری داشتید بتوانید با زبان و بیان خودتان ان‌شاءالله ارائه بدهید.

» بازخوانی رنج و پیروزی در نسل انقلاب
اولین نکته‌اش اینکه نسلی مثل نسل ما که در سال و دهه خاصی به دنیا آمدیم مدلش این‌طوری بود که در سن خیلی کم مثلا در حد دبستان به انقلاب خورد و داستان‌هایی که بود؛ یعنی آن استرس هر روزه‌ای که بود، هر شب حکومت نظامی مخصوصا در بعضی از مناطق خاص، پدر و مادری که نمی‌دانستیم مثلا اگر صبح به راهپیمایی می‌روند ظهر آن‌ها را می‌بینیم یا نمی‌بینیم، خودمان هم می‌رفتیم. ما در بچگی یک‌سری استرس‌هایی را تحمل کردیم که شاید با این چیزهایی که شما امروز می‌بینید خیلی فرق داشته باشد و کم هم نبود؛ یعنی سال خاصی تقریبا هرروز. ضمن اینکه بعضی‌ها پدر و مادرهایشان از طریق ساواک بازداشت می‌شدند؛ حالا چه زندان چه آن بازداشت‌های یک‌روزه‌ای که اتفاق می‌افتاد و داستان‌هایی که بود.

بعد از انقلاب شد و ما وارد مدرسه شدیم که آنجا هم هرروز درگیری و بساط و کتک خوردن بود. معمولا هم می‌خوردیم. بالأخره آن‌ها تشکیلاتی‌تر بودند، چه مجاهدین خلق، چه حزب توده، چه چریک‌های فدایی و جنبش مسلمانان مبارز. در اوایل دهه شصت تا تقریبا قبل از جنگ مسلحانه فقط بحث بود؛ بحث‌های اعتقادی و سیاسی. مدرسه هم همین بود؛ یعنی ما درس خاصی نمی‌خواندیم هرروز بیشتر برای دعوا می‌رفتیم. حالا مثلا چند سالش است؟ یازده سال. تا آن برهه گذشت و اتفاقاتی که منافقین رقم زدند و ناامنی در شهرها ایجاد شد که در بحث جنبش مسلحانه دهه شصت سطح ناامنی خیلی بالا بود. باز هم بچه‌ها در آن سن و سال استرس‌های زیادی می‌چشیدند. بالأخره خیلی دوران سختی بود. مثلا قبلا هم شنیدید منزل ما نُه بار مورد اثابت کوکتل مولوتف قرار گرفت درحالی‌که ما خیلی بچه بودیم، تازه من بچه بزرگ خانه بودم.

بعد به سیزده چهارده [سالگی] رسیدیم و جنگ شد. بعضی از شهرها که بمباران هم بود. ما قبل از بلوغ به جبهه رفتیم و بالأخره در آن سن و سال و آن وحشت، اضطراب، ترس و از دست دادن رفقا؛ ما چهار روز هم که به شهرستان می‌رفتیم یا ختم بودیم یا با خانواده شهدا بودیم یا در گلزار و معراج بودیم. این بساط گذشت تا به دهه هفتاد رسید. دهه هفتاد هم از همان اوایلش که بحث دانشجویی ما پیش آمد بحث‌های دانشگاهی و خط و خطوط سیاسی و جدا شدن جبهه‌های مختلف و حکومت آقای رفسنجانی و آن داستان‌هایی که داشت. تقریبا هرروز در همین دانشگاه شیراز تجمعی بود [راجع‌به اینکه فلان شخص] چرا این حرف را زد؟! این حرف با مرام امام(ره) جور در نمی‌آید، این حرف با انقلاب جور در نمی‌آید! خلاصه بساطی بود. دیگر بقیه ۷۰ به بعد هم خودتان در جریانید.

این نسل بعد از این همه نچشیدن هیچ‌چیز خاص خوبی از دنیا و این‌همه فشاری که روی اعصاب و روان از شش‌هفت‌ سالگی تا همین الان داشته‌اند، حس می‌کنند که ما واقعا نسل سوخته‌ایم. بعد می‌بیند در مملکت مردم راضی نیستند و همین نسل‌ را که می‌بینند هم بهشان فحش می‌دهند؛ یعنی احساس می‌کند که زندگی‌اش را باخته و سوخته، مردم هم راضی نیستند. خب امثال من و خود من هم به این نقطه رسیدیم. بعد یک‌دفعه به‌نظرمان می‌رسد که خوب است ما کمی تاریخ مطالعه کنیم. برای مطالعه تاریخ باید از کجا شروع کنیم؟ آن چیزی که خود من را دوباره تنظیم کرد کتابی راجع‌به زندگی مقام معظم رهبری بود که جلسه قبل هم خدمتتان گفتم که بالأخره این هم یک زندگی‌نامه است دیگر.

بعد نگاه می‌کنیم می‌بینیم این آدم در این سن هشتاد نود سالگی کاملا روی پاست، امیدوار است. حس می‌کنیم این مشکل، مشکلِ تاریخ نیست، مشکل ضعف شخصیتی امثال ماست. تازه ما کلی پیروزی دیدیم؛ پیروزی انقلاب اسلامی، پیروزی در جنگ و …! این‌همه همراهی مردم را دیدیم، این‌همه در بیان عقاید خودمان آزاد بودیم، این‌همه ما را در مملکت جزء کسانی حساب می‌کردند که صاحب مملکتیم، نسبت به آن کسانی که مثلا یک مجلس روضه می‌خواستند بگیرند با چه بدبختی بود یا [به سختی] می‌توانستند حجابشان را حفظ کنند؛ نه اینکه در خیابان بروند بی‌حجابی ببینند عصبانی بشوند، نه! نمی‌توانستند در خیابان بروند! مثل خود مادر مقام معظم رهبری یا بقیه که طرف شش سال کلا در خانه بوده.

می‌بینیم اتفاقا در این برهه تاریخ تدین و تشیع ما جزء کسانی نیستیم که سوختیم بلکه اتفاقا جزء کسانی هستیم که بُردیم. سوخته‌ها آن دوره‌های قبلی هستند، دهه چهل و پنجاه و بیست و پانزده، کسانی که توسط حکومت‌های ضد اسلام و ضد شیعه تحت فشار بودند. این جملات مقدمه است که بدانیم آقا اگر امثال رهبری یا کسانی که این مدلی هستند در یک لیگ دیگر بازی می‌کنند اما ما این‌قدر سوسولیم و زود هی می‌بُریم، این یک مشکل شخصیتی است نه مشکل تاریخی! و اصلا مدل آدم‌ها این است که تلخی‌ها را به خودشان تلقین می‌کنند و پیروزی‌ها را فراموش می‌کنند. این قسمت اول مقدمه بود.

 

» صفروصدی بودن انسان‌ها یک مشکل شخصیتی است
قسمت دوم مقدمه:
ما وقتی می‌خواهیم وارد یک بحث شویم اول باید مبانی شخصیتیمان را اصلاح کنیم. یکی از مشکلات شخصیتی که من هميشه بهش اشاره کردم بحث صفر و صدی بودن انسان‌هاست. آدم‌ها فکر می‌کنند که یا باید صد در اختیارشان باشد یا صفرند. آدم‌ها به نسبیت جهان اعتقاد ندارند. ما اعتقاد داریم جهان نسبی است. یکی از بحث‌هایی که مقدمه هر بحث سیاسی چه در تهاجم و چه در تدافعت باید باشد این است که نسبیت را برای مستمعت جا بیندازی. همه چیز نسبی است. ما در جهان نه صد داریم نه صفر؛ بالای پنجاه را خوب حساب می‌کنیم و زیر پنجاه را باخت. در همه آدم‌ها صدق می‌کند؛ چه در بحث‌های ارتباطات فردیمان چه در ارتباطات اجتماعی‌مان و چه در بحث حکومت.

مثلا شما می‌خواهی شروع کنی از حکومت جمهوری اسلامی دفاع کردن؛ بارها این را عرض کردم به همین خاطر الان این را در مقدمه آوردم که آقا نمی‌شود از تمامیت جمهوری اسلامی دفاع کرد از نسبیت جمهوری اسلامی باید دفاع کنی. یا می‌خواهی حکومت‌های قبلی را دفع یا نقد کنی، نمی‌شود از تمامیت حکومت پهلوی نقد کرد. او هم کارهایی کرده است. باید به‌نسبت حساب کنی. ما این بحث را قشنگ باز کردیم. در این نسبی بودن هم اصلا لازم نیست به آمار داخلی تکیه کنید، آمار جهانی داریم شما به آمار جهانی تکیه کنید کفایت است. پس اولین نکته این است که برای مردم جا بیندازیم ما عالی نداریم؛ خوب داریم و خوب‌تر، صفر هم نداریم؛ بد داریم و بدتر. انتخاب‌های ما در زندگی شخصی‌مان بین خوب و خوب‌تر است و بین بد و بدتر. انتخاب‌های ما در زندگی اجتماعی‌مان مثلا یک شغل می‌خواهی انتخاب کنی همیشه دو گزینه خوب و خوب‌تر در مقابل تو نیست بعضی‌وقت‌ها گزینه بد و بدتر در مقابلت است و تو بد را انتخاب می‌کنی. با قانون نسبیت این بد اینجا یعنی خوب. این شغل خوب است چون از این بهتر پیدا نکردم و اگر بهتر پیدا کردم باید سراغش بروم. پس اگر بخواهیم به‌صورت منطقی بحث کنیم باید منطق تدریس بشود. از نظر منطق ما صفر و صد نداریم. اعداد بین ۱ تا ۹۹ هستند. آن قسمت بالای ۸۰ تا ۹۹ و آن قسمت پایین بین ده تا صفر هم نداریم، در همین حدود است؛ یعنی هر حکومتی حتی حکومت فاشیسم هیتلر را که بررسی کنی قطعا در آن بیست، بیست و پنج نمره مثبت پیدا می‌کنی.

 

» طیف شخصیتی جامعه ما چگونه است؟
نکته دوم راجع‌به بحث‌های اجتماعی؛ اجتماع ما چگونه است؟ من در همین ایام رفته‌ام جدیدترین آماری که همیشه آمارشان معتبر بوده را درآوردم الان خدمتتان عرض می‌کنم. ما نسبت‌به بقیه جهان یک آمار 30 ‌درصدی داریم که به این 30 ‌درصد هسته سخت نظام می‌گویند. این 30 ‌درصد با این سیستم سخت را تقریبا هیچ کشوری در دنیا ندارد. این 30 درصد همین جمعیتی هستند که ۲۲ دی آمدند. 30 درصد هستند 70 درصد نیستند؛ ولی سختند. سخت به این معنا نیست که آن‌ها اعتقاد داشته باشند این مملکت خوب است، خیلی از این سی درصد انتقاد دارند و خیلی هم ناراحتند حتی خیلی هم عصبانی هستند؛ اما حافظ نظام هستند؛ یعنی این 30 درصد یک جمعیت چندین میلیونی هستند که کسی نمی‌تواند حکومت را از دستشان بگیرد. آن‌ها تا رگ گردنشان پای نظام ایستاده‌اند. به این سادگی نیست.

بله همان جلسه قبل هم خدمتتان گفتم ممکن است در دوره امام‌حسن(ع) یا امام‌صادق(ع) خیلی احساس تکلیف نکنند؛ اما به عاشورا برسد آن‌ها اجازه نمی‌دهند. و کسی نمی‌تواند با آن‌ها بجنگد. من شما را به دهه نود برمی‌گردانم همان زمان عکسش را هم برایتان آوردم. آن تحلیلی که سی‌آی‌اِی بیرون داد و نیوزویک روی این تحلیل اشاره کرد که داعش خراسان می‌خواهد به‌سمت ایران برود. و توضیح داده بود که در ایران از نظر عقیدتی نه به‌ تعدادِ صدهزار بلکه به تعدادِ چند میلیون نفر وجود دارند که به‌مراتب قویتر از این سیستمی است که الان داعش یا تکفیری‌ها دارند! و این جمعیت را هیچ کشوری در جهان ندارد. چند میلیون نیروی عقیدتی! یعنی اگر بخواهی به این‌ مملکت تعرض کنی آن‌ها دیگر از همه‌چیز می‌گذرند. همین سیستمی که الان در لبنان هست با اینکه تعدادشان خیلی کم است ارتش لبنان جرأت نمی‌کند.

شما به همان دهه نود برگردید زمانی که ارتش لبنان می‌خواست حزب‌الله را خلع سلاح کند، در سه ساعت کاخ ریاست‌جمهوری لبنان تصرف شد. بعد گفتند ما نمی‌خواهیم اینجا را بگیریم فقط خواستیم بهتان بگوییم با ما درنیفتید؛ یعنی یک ارتش این‌مدلی به این کوچکی در لبنانی که اقلیت هستند. حالا شما فرض کن اینجا [در ایران] میلیونی است. 30 درصد! آمار را قاطی نمی‌کنیم. جلوتر می‌می‌آییم به بقیه آمار دقت کنید شاید برایتان جالب باشد. ۲۵ درصد ملت ایران اعتقادی ندارند. اسمشان مسلمان است، بعضی‌هایشان که اصلا مسلمان هم نیستند اسمشان هم مسلمان نیست، اعتقادی ندارند. بستگی دارد که در امواجی که ایجاد می‌شود چه گروهی بتواند چند درصد از آن‌ها را یارگیری کند و آن‌ها را در جبهه خودش بیاورد. ۲۵ درصد مردم ایران هیچ اعتقاد خاصی ندارند.

جلوتر برویم آمار بعدی که خطرناک است. ۱۱درصد مردم ایران برانداز هستند. ۱۱ [درصد] از نود [میلیون] چقدر می‌شود؟ جمعیت میلیونی است. براندازند؛ یعنی اعتقاد دارند جمهوری اسلامی باید سرنگون بشود. این آمارهایی که دارم بهتان می‌گویم مال مراکز بسیار مستند است. با کسی هم تعارف نداشته‌اند. 11درصد برانداز هستند؛ یعنی در شیراز نمی‌توانید بگویی همه قانع می‌شوند. عده‌ای اصلا بنا ندارند قانع بشوند براندازند. 20 درصد مردم ایران مخالفند. نه براندازند نه بی‌اعتقادند، مخالفند. در آن‌ها مذهبی هم داریم. باید از آن‌ها یارگیری کرد. جهاد تبیین مال این 20 درصد است. جهاد تبیین مال آن 11 درصد برانداز و ۲۵ درصد بی‌اعتقاد نیست. جهاد تبیین آن‌ها یک روش و اقتضائات دیگر دارد که حالا به آن می‌رسیم و عرض می‌کنم.

10 درصد مردم ایران هم خارج از محدوده‌اند. در فقر، در اعتیاد، در سن‌و‌سالی قرار دارند که درحقیقت حیات نباتی دارند. آن‌ها هیچ کاری به هیچ‌چیز ندارند. سنشان بالاست یا معتادند، یا فقیرند و … . دقت کنید 10 درصد می‌شود هشت میلیون نفر. بعد یک‌دفعه انتخابات که می‌شود همه این‌ها را جزء مخالفین و براندازها قرار می‌دهند. نه؛ ۲۵ درصد اعتقاد ندارند، در انتخابات جمعشان می‌کنیم یک عده می‌آیند و به 30 درصد می‌چسبد. 11 درصد براندازند، 4 درصدشان می‌آیند می‌گویند این آدم بعدی اگر رأی بیاورد مثلا ما بهتر می‌توانیم براندازی کنیم. 20 درصد مخالفند، 10 درصدشان می‌آیند به اونی رأی می‌دهند که تو نمی‌پسندی. آمار می‌شود 40، 50، 55، 60. 10 درصد به‌خاطر اقتضائات شرایط زندگیشان اصلا هیچ کاری به جامعه ندارند. آن 10 درصد برانداز در فضای مجازی به‌شدت اکتیو هستند. کلا مخالفت انگیزه دارد.

موافقت [اینطوریست که] مثلا شما فرض کن در آمریکا عده زیادی در انتخابات‌ها شرکت نمی‌کنند برای اینکه می‌گویند هر کدام رأی بیاورند خوب است دیگر. به این معنا نیست که ما با سیستم آمریکا مخالفیم؛ ولی آن‌هایی که مخالفند انگیزه دارند. این چند میلیون نفر به‌شدت اکتیوند. و وقتی اکتیو هستند بهترین جایی که این اکتیویته را نشان بدهند فضای مجازی است. به‌محض اینکه وارد فضای مجازی می‌شوند آن کسانی که قرار است ساپورتشان کنند بهشان ضریب می‌دهند. ببینید من به چشم خودم دیدم که ری‌اکشن‌ها در یک ثانیه مثلا ده‌هزارتا رویش می‌رود. خیلی از کانال‌های معمولی مثلا ورزشی ری‌اکشنشان را بسته‌اند. بسیاری از این کانال‌های پروکسی ری‌اکشنشان را می‌بندند. آن‌ها دیگر حرفه‌ای‌اند دارند می‌بینند می‌گویند من می‌بینم داری فیک می‌ریزی. الان دیگر هوش مصنوعی است. آماری که دیروز مجله آمریکایی داده ششصد و سی‌هزارتا اکانت فیک مال یک سیستم هوش مصنوعی است که بهت پاسخ هم می‌دهند! بعد یک‌دفعه می‌بینی توهم می‌زنند و مثلا طرف می‌گوید طرفدار میلیونی! طرفدار میلیونی باید کف خیابان دیده بشود. هشت شب هم نباید بیاید چون میلیونی است باید هشت صبح بیاید. کی می‌تواند جلوی میلیون بایستد؟!

آن طرحی که قبلا داشتند در یک سیستم تحت‌عنوان فَرَشگَرد مال هفت‌هشت‌ده سال پیش است. شعار فرشگرد میدان میلیونی بود. از این به بعد می‌خواهیم در میادین تجمع میلیونی داشته باشیم. بعد از ده سال هنوز میدان ده‌هزارنفره هم ندیدیم. در فضای مجازی این 11 درصد و آن‌ 20 درصد که یک‌عده‌شان به‌سمت براندازی می‌روند، نیرو ازشان گرفته می‌شود و آن ۲۵ درصد که بی‌اعتقادند یک‌دفعه 30، 35 درصدی می‌شوند فضای مجازی را کلا می‌گیرند بعد بعضی از سیستم‌های فضای مجازی هم اصلا به شما و این آدم‌های 30 درصد هسته سخت نظام اجازه بُرد نمی‌دهند؛ یعنی ببینند می‌خواهی ببری می‌بندند. بعد مثلا فضایی مثل ایتا یک‌دفعه می‌بینی اینجا کلا فضا دست این طرفی‌هاست. و حالا این خوب است یا بد را من کاری ندارم، من دارم فقط بیان ماجرا می‌کنم.

 

» بررسی سیستم رفتاری مخالفان
سیستمی که طرف مقابل از نظر اجتماعی دارد [را می‌خواهیم بررسی کنیم]:
1. استفاده از فحش های رکیک
فرهنگ ما طوری هست که به فحش حساسیم. در جنبش قبلیشان، «زن، زندگی، آزادی» اتاق صوتیشان لو رفته، آن مهندسی که خیلی هم مؤدب است، برایشان توضیح می‌دهد می‌گوید فحش رکیک بدهید آن‌ها عقب می‌نشینند و ساکت می‌شوند. برای اینکه ما به ناموسمان حساسیم مثل آن‌ها پرچم بلند نمی‌کنیم که من بی‌ناموسم، من سگم، من خرم! فحش داده می‌شود ما عرق می‌کنیم، سیستم عصبیمان به هم می‌ریزد. سیستمی که در فضای مجازی آن‌هاست مال رکیک بودنشان نیست یک مِتُد است. فحش ناموس! می‌بندنت به فحش زشت و می‌دانند که مذهبی‌ها و بچه‌هایی که اعتقاد دارند اگر فحش زشت ببینند عقب می‌نشینند و دیگر هیچ چیز نمی‌گویند. ترس از فحش؛ یعنی این هم یک سیستم است که باز آنجا ضریب می‌خورد، جلوتر می‌آید و باعث سکوت می‌شود.

2. اهریمن‌سازی
یعنی از جمهوری اسلامی اهریمنی درست می‌کنند که هر کاری ازش بر می‌آید. درنتیجه مردم دیگر همه‌چیز را باور می‌کنند. اهریمن‌سازی؛ یعنی هر کاری ازش برمی‌آید. مردم هم واقعا باور می‌کنند. من یادم هست که در فتنه ۸۸ یک آدم که آدم خوبی هم بود، مال تهران بود؛ ولی خب بالأخره در آن پازل افتاده بود. بااشک و گریه و ناله به من می‌گفت با چشم خودم دیدم صندوق رأی را در فرش‌فروشی بردند عوض کردند و بیرون آوردند. خب این آدم یا دروغ می‌گوید یا از کسی شنیده که فکر می‌کند او راست می‌گوید؛ اما این اشکش واقعی است؛ یعنی خودش هم دروغش باورش شده! برای اینکه می‌گوید این سیستم اهریمنی حتما این کارها را انجام داده و من اگر بگویم دروغ نیست! و اصلا فکر نمی‌کند که عزیزم آن ماشینی که در فرش‌فروشی نگه داشت خب در ماشین صندوق را عوض می‌کرد؛ یا این‌قدر خُل نیست که به فرش‌فروشی وسط بازار برود صندوق را عوض کند، صندوق را در همان ستاد انتخابات می‌برد عوض می‌کرد! اصلا راجع‌به این چیزها فکر نمی‌کند و همه [هم حرف او را] باور می‌کنند. چرا؟ چون از جمهوری‌اسلامی اهریمنی ساخته‌اند که هر کاری ازش برمی‌آید.

اگر می‌بینی طرف در همین اغتشاشات اخیر می‌گوید که دخترهای مردم را به کارخانه سوسیس بردند و باهاش سوسیس درست کردند و به سگ‌ها دادند و چندده‌هزار نفر لایک می‌کنند و بعضی‌ها زیرش می‌نویسند که نگو، خانواده این دخترها می‌شنوند دلشان ‌می‌شکند؛ او خودش هم باورش شده درحالی‌که سگ اصلا سوسیس نمی‌خورد، همین‌جوری معمولی باید دختر را بهش بدهند بخورد. ببینید اصلا فکر نمی‌کنند. مسخ شده. چرا؟ چون از جمهوری‌اسلامی برایش اهریمنی ساخته‌اند که هر کاری می‌تواند بکند. هر کاری! کاری نداریم که تمام این داستان‌ها به فتنه ۸۸ بر می‌گردد و خدا موسوی و کروبی را لعنت کند که این انشقاق را ایجاد کردند و از نظام وجهه‌ای ایجاد کردند که اعتماد مردم زایل شد. فتنه ۸۸ بین مردم ایران یک گُسل ایجاد کرد و از بعد از فتنه ۸۸ آمریکا و صهیونیسم فقط روی همین گسل سوار می‌شوند. بی‌اعتمادی و اهریمن‌سازی از طرف مقابل! حالا شما هی بیا توضیح بده. پس سیستم بعدی‌شان اهریمن‌سازی است.

3. تیریپ عزاداری
اولش که آموزش می‌دهند کوکتل مولوتف بسازید، اسلحه‌های موجود در بازار را لیست می‌کنند که این‌ها را بخرید همراهتان باشد، نحوه زدن سیم‌خاردار دور چماغ را آموزش می‌دهند، می‌گویند هر کس را دیدید بزنید، اگر گفت چرا می‌زنید محکم‌تر بزنید، بزنید تا بکشید، نسلشان را بردارید! می‌گویند قشنگ‌ترین صدا برای من صدای ناله زن و بچه سپاهی است که دارند سر سپاهی را جلویش می‌بُرند. اولش این‌ها را می‌گویند. ملت را به خشونت تحریک می‌کنند، خون می‌خواهند. وقتی خشونت اتفاق افتاد از این طرف برمی‌گردند بابت کشته‌ها عزاداری می‌کنند! شروع می‌کنند به عزاداری کردن و می‌گویند انسانیت کجا رفته! خب! انسانیت! اولا شما از انسانیت خیلی صحبت نکنید، از حُرمت هم خیلی صحبت نکنید. بهشان می‌گوییم اگر تو انسان بودی راجع‌به این مدت [جنایت‌های] اسرائیل که تمام آدم‌ها و انسان‌های جهان حتی در جزیره برمودا محکوم کردند، یک خط محکوم می‌کردی. می‌گوید آن اسرائیل است به ما ربطی ندارد ما ایرانی هستیم! پس تو انسانیت که نداری چون آن‌ها هم انسانند دیگر.

ثانیا ایرانی هستی، اگر تو انسان بودی در این جنگ ۱۲ روزه برای این ۱۰۶۷ تا شهید هم یک دانه قلب سیاه می‌گذاشتی! پس ایرانی هم نیستی. اگر انسان بودی آن روزی که زن و بچه مردم را در سالگرد حاج‌قاسم انتحاری زد، داعشی انتحاری زد که حتی منفور خود رئیس‌جمهور آمریکاست، یک جمله می‌گفتی! مشکل تو اصلا انسانیت نیست، مشکل تو ایران قوی و اسلام است. تو اینجا گیر کردی. پس تو یکی از انسانیت حرف نزن! تیریپ عزاداری هم برای ما نگیر. کسی باید از انسانیت حرف بزند که وقتی کرونا و سیل و زلزله می‌شود می‌آید به داد این مردم می‌رسد. انسانیت را کسی دارد که خیریه‌ها را می‌چرخاند، کسی که دنبال جهیزیه دختر مردم است. هم او است که بعدش هم می‌رود برای همین مردم سینه سپر می‌کند و شهید می‌شود. تو از انسانیت حرف نزن! اما از یک منظر او دارد درست می‌گوید. منظر چیست؟ منظر این است که [ از نظر آن‌ها در کره زمین خلائق سه مدل‌اند]. کسی اصلا [این را] تکذیب نمی‌کند. ببینید در بحث صهیونیست و صهیونیسم مسیحی این اصلا تکذیب نمی‌شود. این حرف رویشان است. رو گفته‌اند که در کره زمین سه مدل خلائق زندگی می‌کنند: 1. انسان‌ها ۲. برده‌ها ۳. حیوانات.

انسان‌ها چه کسانی هستند؟ اومانیسم، نژاد برتر، از نظر آن‌ها زن هم نه، مرد رومی انسان است. برده‌ها کسانی هستند که از این مرد رومی حمایت می‌کنند. ایرانی، عراقی، کویتی، کوبایی یا ونزوئلایی است؛ در پازل او بازی می‌کند. حیوانات هم ما هستیم. ما که نمی‌خواهیم زیر بار برویم حیواناتیم. بنابراین تو راست می‌گویی آن‌ها در غزه انسان نبودند. این‌هایی که در ایران کشته می‌شوند دو مدل‌اند اگر برده‌ باشند عزاداری می‌کنی اگر انسان باشند حق داری دیگر ما انسان نیستیم حیوانیم، تو برده‌ای او هم انسان است. حالا ما اینجا یک قَدر مُتَیَقَّن داریم آن هم این است که از دو طرف ماجرا نگاه کنی؛ اگر آن‌ها راست بگویند؛ یعنی انسان‌ها همان آمریکایی‌ها و صهیونیست‌ها باشند، این‌ها برده‌اند و ما هم حیوانیم. از این‌طرف ماجرا نگاه کنی ما انسانیم آن گروه سوم (صهیونیست‌ها) حیوانند، باز هم تو برده‌ای. در هر دو صورت تو برده‌ای بدبخت! خاک بر سرت کنن! در هر دو صورت تو برده‌ای؛ یعنی هم او بهت می‌گوید برده هم ما بهت می‌گوییم برده. تو قدر متیقن این داستانی.

خب این‌ها مدلشان این است. به‌قول خودش اگر برادرش بین ما باشد و کشته بشود تسلیت می‌گوید؛ اما اگر برادرش جزء برده‌ها باشد می‌گوید مرگ بر جمهوری‌اسلامی که او را کشت؛ خدا لعنتتان کند؛ سفاک‌ها! ببینید این استاندارد دوگانه انسانیت این‌قدر تابلو است که اصلا نیازی نیست دنبال مصداق بگردی پیدا کنی. همه عالم فهمیده‌اند غیر از یک مشت ایرانی، مثلا ایرانی؛ این‌ها که ایرانی نیستند؛ من به ایرانی و خارجی اعتقاد ندارم، من به انسان و حیوان اعتقاد دارم! یک مشت حیوان فارسی‌زبان که در مقابل تظاهرات ضدصهیونیستی جهان به‌نفع اسرائیل می‌روند با پرچم شیر و خورشید می‌ایستند؛ هیچ حیوانی در جهان جلوی این‌ها نمی‌ایستد؛ یعنی گاوها و سگ‌ها با تجمعات ضدصهیونیستی اروپایی‌ها مخالفت نمی‌کنند فقط این مدل از برده‌ها [این کار را می‌کنند]. برده‌ای که آخر هم یک تُف کف دستش می‌زنند و او را بیرون می‌اندازند. خواهیم دید! به همین سادگی! پس راجع‌به انسانیت تیریپ برندارید. شما اینجایی، معلمی، استاد دانشگاهی، شش‌تا دکترا داری، مشخص کن حیوانی، برده‌ای یا انسانی. اگر استانداردهایت دوگانه است خودت با خودت تکلیفت را مشخص کن.

 

» در فتنه‌ها تر و خشک با هم می‌سوزند، خودتان را عقب بکشید
سراغ قرآن کریم می‌آییم. یواش‌یواش به همین واقعه‌ای که بودیم می‌رسیم. فتنه؛ قرآن می‌فرماید وقتی بوی فتنه آمد خودت را بکش عقب. اگر خودت را عقب نکشیدی تر و خشک با هم می‌سوزند. من صحبت‌هایم اصلا یک‌طرفه نیست. تکه‌هایی از صحبت‌های بعدی‌ام قطعا به حزب‌الهی‌هایی که خیلی عقل ندارند ایراد می‌گیرم. صحبت‌هایم جامع است. تو اگر می‌خواهی این صحبت‌ها را بگویی از ب بسم‌الله تا ت تمت، جامع باید ارائه بدهی. من جامع عرض می‌کنم. فتنه دیدی باید خودت را عقب بکشی. آقا می‌بینی دارد آتش می‌زند، آتش زدن اعتراض به گرانی نیست، برو به خانه‌ات وگرنه تر و خشک با هم ‌می‌سوزند. آقاامیرالمؤمنین(ع) می‌فرمایند فتنه دیدی نه بار بردار نه بار بگذار، خودت را عقب بکش. در فتنه تر و خشک با هم می‌سوزند. قطعا بین این تعدادی که کشته شدند یا شهید شدند برخی واقعا فقط به‌دلیل اینکه خودشان را عقب نکشیدند کشته شدند. خودت را عقب بکش، فتنه است، مشخص است!

خشونت هم نسبی است. یعنی چه؟ آن کسی که خشونت را آغاز می‌کند مقصر اصلی است. آغازگر خشونت! وقتی خشونت آغاز می‌شود یک مشت انسان در طرف مقابل‌اند، عصبیت دارند، احساسات دارند، قطعا وقتی خشونت آغاز می‌شود طرف مقابل با عقلانیت و درایت کامل که برخورد نمی‌کند. یک مشت سرباز مثل من و تو هستند. خیلی از من و تو پایین‌تر، کم‌تجربه‌تر، جوان‌تر، عصبی‌تر و [حتی] بزرگسالش. وقتی خشونت راه می‌افتد، قرار نیست طرف مقابل دائما خودش را منطقی نگه دارد. طرف مقابل هم ممکن است یک کار غیرعقلانی بکند. خشونت نباید آغاز بشود. وقتی آغاز می‌شود در پایانش مقصر اصلی کسی است که آغاز کرده. وقتی در گوش طرف مقابل می‌زنی خب [او هم عکس‌العملی نشان می‌دهد]. مثلا آن سربازی که در بروجرد بود تنها بود دیگر. وقتی برگشت فرار ‌کند، ریختند روی سرش و او را کشتند، تکه‌تکه‌اش کردند. بعد می‌گوید برو ببین او چه کار کرده؟! او تنهایی جلوی آن پانصد نفر چه کار می‌توانسته بکند؟ [می‌گویند:] برو ببین آنجا چه کار کرده!! چه کار کرده؟! چه کار می‌توانست بکند؟ این یک نفر است، آن‌ها پانصد نفرند. خب در طرف مقابلش هم دویست نفر ایستاده‌اند. می‌بینند هم‌قطارشان جلویشان دارد تکه‌تکه می‌شود، هیچ کاری هم نتوانسته بکند، اصلا از نظر عقلانی هیچ کاری نمی‌توانسته بکند. یک نفر بوده! این‌ها عصبی نشوند؟! تمام عکس‌العمل ‌هایشان کاملا عقلانی باشد؟!

خشونت شروع شده و فتنه است. وقتی خشونت شروع می‌شود داستان همین است. این هم نسبی است باید ببینیم این‌طرف ماجرا که خشونت را آغاز کرده چندتا جنایت کرده و آن‌طرف چندتا جنایت کرده. اسم آن را هم جنایت می‌گذاریم. مقصر را ول می‌کنیم! باز هم نسبی است اگر در محکمه و دادگاه برود می‌شمارند که آقا تو چندتا در گوش این زدی و تو چندتا زدی؟ اگر تو پانزده‌تا زدی و این ده‌تا زده تو باید پنج‌تا بخوری. او هم که ده‌تایش را خورده. پس خشونت هم نسبی است. یک طرف ماجرا انسان‌های وحشی و زامبی نیستند و طرف مقابل ائمه معصومین. طرف مقابل هم ممکن است عصبی بشود زامبی بشود. من بارها این مثال را خدمتتان زدم ما خیلی‌وقت‌ها اسیر بعثی را می‌گرفتیم بنده خدا عکس امام(ره) را بلند می‌کرد [می‌گفت:] «الموت لصدام، انا شیعه» بچه‌ها شهید داده بودند باید به‌زور جلویشان را می‌گرفتی که او را تکه‌تکه نکنند. عصبی شده، تا ده دقیقه پیش این یارو داشته تیر می‌زده و فرمانده‌های ما خیلی استقامت می‌کردند می‌دویدند جلویشان را می‌گرفتند.

بنابراین قطعا شما بیست‌سی‌تا کلیپ پیدا می‌کنی که قوای نظامی و انتظامی زده‌اند، داغون کرده‌اند و … . خب باید به ماجرا من‌حیث‌المجموع نگاه کنی نه مصداقی. من یک کلیپ از این‌طرف ببینم و عصبی بشوم، او هم یک کلیپ از آن‌طرف ببیند و عصبی بشود! نه آقا! می‌خواهیم نتیجه‌گیری و قضاوت کنیم. من‌حیث‌المجموع باید بررسی کنیم. باز هم دارم بهتان می‌گویم نسبیت است؛ نمی‌توانیم از صدِ کار خودمان دفاع کنیم و نه می‌توانیم صدِ کار مقابل را محکوم کنیم! باید ببینیم چند به چند هستیم؟ بیست به هشتادیم؟ سی به هفتادیم؟ یا حتی پنجاه‌ویک به چهل‌ونه هستیم؟ حق با کسیست که ۵۱ است نه با کسی که ۴۹ است. در این وادی افتادن که او کلیپ نشان بدهد ما کلیپ نشان بدهیم این اشتباه است. بنشینید مبانی را درست کنید. بگذارید مردم خودشان بروند نتیجه بگیرند. عقل مردم را کامل کنید. هی او کلیپ درست کند و هی این! هوش مصنوعی هم که دیگر الحمدالله قاطی‌اش می‌کنند، مردم هم که خیلی متخصص نیستند بفهمند چه خبر است. پس‌فردا ممکن است فیلم این دخترهایی که سوسیس شدند را هم دربیاورید. مبانی عقلی مردم را درست کنید.

 

» وقتی جوان ما لج می‌کند تو نمی‌توانی با منطق او را قانع کنی
مبنای بعدی چیست؟ تکلیف دوست و دشمن برای من مشخص شود. این آدم به کی اعتماد دارد. باز سراغ نسبیت بر می‌‌گردیم؛ به ۴۹ درصدی اعتماد داری یا ۵۱ درصدی؟! نه صد داریم نه صفر. صدا و سیمای ما دروغ نمی‌گوید؟! چرا دروغ نگوید؟! قطعا می‌گوید. چندتا دروغ می‌گوید. بالأخره باید جور بشود دیگر. یارو(شبکه‌های معاند) ۲۰۰ تا کشته درآورده ۲۰۰ تایش سالم‌اند. نباید نتیجه بگیری هزارتای دیگر را هم دروغ می‌گوید؟! حداقل احتمال بدهی. این‌قدر قطعیت! والا من خیلی اخبار نگاه نمی‌کنم. ایام جنگ ۱۲ روزه بیشتر شبکه خبر بود. شبکه نمایش روشن است دارد فیلم می‌گذارد آن هم اگر ژانر وحشت باشد نگاهی می‌کنم. از این ژانرهای خانواده فقط می‌گذارم همین‌جوری با هم حرف بزنند. ببینید اصلا داستان این نیست، بحث سر اعتماد است. برای این بچه باید جا بیندازی دشمن کیست.

از آن‌طرف آمده‌اند چه کار کرده‌اند؟ شاید شما خیلی‌هایتان اصلا یادتان نباشد که شبکه منوتو چه‌جوری افتتاح شد. شبکه منوتو شبکه‌ای بود که شروع کرد فقط فیلم‌های سینمایی پخش کردن. خانواده هم می‌دید فیلم سینمایی است. فیلم‌های داغون هم پخش نمی‌کرد. فیلم خانوادگی [پخش می‌کرد.] به‌روز! همین کاری که الان شبکه نمایش ما دارد می‌کند. این‌جوری جذب کردند دیگر. [آن شبکه] دارد فیلم پخش می‌کند و مجری خوش‌قیافه هم نشسته است بعد این خانواده به این مجری مدیون می‌شود. وقتی دِین ایجاد شد و ایجاد محبت شد بعد در کار سیاسی می‌زند. نفوذ در قلوب مسیر دارد. همین‌طوری نیست. مشکل اصلی ما این است که فکر می‌کنیم مردم محتاج تبیین هستند، نه، مردم محتاج محبت‌اند. اول محبت را ایجاد کن. اول نسبی‌گرا باش. اول این‌قدر صفر و صدی نباش. اول یکم اخم‌هایت را باز کن. فکر می‌کند مردم همه‌اش محتاج خطابه‌اند! حالا به جاهای خطرناک‌ترش هم می‌رسم. داستان این است که آقا مردم محتاج خطابه نیستند، فکر می‌کنی هی باید بروی برای مردم تبیین کنی. آقا تبیین در آن 30 ‌درصد و این 20 درصد جواب می‌دهد، در درصدی از مردم هرچه تبیین کنی جواب نمی‌دهد چون به تو اعتماد ندارد و اگر تو بهش بگویی من با x مخالفم او می‌رود دنبال y می‌گردد چون مشکلش با x وy نیست، مشکلش با تو است. این بچه با بابایش لج کرده. هر چه برایش توضیح بدهی که آقا درس خواندن برای آینده‌ات مفید است مشکلش این است که می‌گوید من اگر درس بخوانم بابایم خوشحال می‌شود نمی‌خوانم. این دارد قایق خودش را سوراخ می‌کند.

برگردیم عقب‌تر ببینیم چرا یک‌عده از مردم اعتماد ندارند؟ برای اینکه یک‌عده از مردم برایشان مشکلی ایجاد شده اصلا دنبال حقیقت نیستند دنبال این هستند که لجت دربیاید. الان برایش توضیح بده که این رضا پهلوی اصلا خانه‌اش را هم نمی‌تواند مدیریت کند تو با چه عقلی می‌خواهی مملکت را دست این بدهی؟ می‌گوید مشکل من این است که می‌خواهم تو ناراحت بشوی. من دنبال پهلوی نیستم. حالا این هم خودشان هزارتا مشکل دارند، موساد جمعشان کرد دیگر. موساد، کومله، پژاک، مجاهدین خلق، پهلوی و همه این‌ها را با هم جمع کرد گفت داستانی راه بیندازیم فعلا حکومت سرنگون بشود بعد حالا به فکر می‌افتیم. هنوز سرنگون نشده آن‌ها دعوایشان است که این تعدادی که آتش زدند کی بود. او می‌گوید من آتش زدم آن می‌گوید نه من آتش زدم! مشکل این بچه الان چیست؟ مشکل این بچه الان لج است. لج کرده. مگر تو پدر نبودی مادر نبودی؟ بچه‌ای که لج کرده نمی‌شود برایش توضیح داد. به راهکارها می‌رسیم. این فعلا لج کرده مشکلش تویی. نه مشکلش حقیقت است نه جمهوری اسلامی. اعتماد باید ایجاد بشود. اعتمادآفرینی! شک نکنید که درصد زیادی از مردم به ما، به بلندگوهای ما، به صدا و سیمای ما اعتماد ندارند. خب بروید بگردید ببینید مشکل چیست. مشکل را پیدا کنید. ان‌شاءالله راهکار هم می‌دهم.

 

» روش برخورد ما در میان جامعه باید چگونه باشد؟
پس روش برخورد خطابه نیست، زندگی کردن با مردم است. مردم ما حالشان خوب نیست. به‌عنوان یک آدم در خانه‌ات، در محل کارت، در مدرسه‌ات یک ارتباط با مردم بگیر که حالشان خوب بشود. بگذار این حال خوب شدن را مدیون تو باشد. برنامه بگیر، جشن بگیر و … . آن‌هایی که می‌گویند ما عزاداریم را مشخص کردم دیگر، آن‌ها را ولشان کن. برنامه بگیر، دور هم باشید، بگویید، بخندید، ول کن آقا در جمع فامیلی این‌‌قدر بحث سیاسی نکن. فایده ندارد. مگر تا الان فایده داشته؟! قانع شدند؟! کمی با مردم زندگی کنیم. مردم تو را هیچ‌جا نمی‌بینند الا در مقام تبیین؛ مواظب باش! فلان! آقا کمی عادی باش با مردم زندگی کن. سعی کنید آن اعتماد از دست رفته را از مسیر محبت بازگردانید. به تو احساس دِین کند.

نکته بعدی! الان بیشترین ایرادی که گرفته می‌شود این است که مردم فریب دشمن را نخورید. خیلی هم حرف درستی است. خیلی‌خب! مردم در این اغتشاش گذشته مراقب باشید! مردم را جمع کردند که همان 30 درصد هسته سخت نظام بودند. 70،60 درصدی نیامدند و نمی‌آیند هم، با فراخوان پهلوی هم نمی‌آیند. در لجبازی دیسلایکی می‌زند؛ ولی پای کارش نمی‌آید. خیلی‌خب؛ حالا می‌خواهیم چه کار کنیم؟ مسیری که الان خدمتتان عرض کردم، ببخشید در این اغتشاشات اخیر زخم اقتصادی را کی ایجاد کرد که این‌ها بتوانند رویش سوار شوند؟! دوتا کلمه هم به این‌ها مرگ بگویید!!  این مردمی که کف خیابان آمدند که الان بهش می‌رسیم که چند درصدشان موساد بودند و چند درصدشان هم نبودند، به این‌ها آدرس غلط دادند. دارد می‌گوید مرگ بر بسیجی، مرگ بر سپاهی، مرگ بر رهبری. این سه‌تایی که نه‌ تنها در مشکلات اقتصادی دخیل نبودند بلکه اتفاقا این‌ها دارند برای تو زحمت می‌کشند. این‌ها دارند برای تو دل می‌سوزانند. بهت آدرس غلط داده‌اند.

آدرس درست؛ چرا کسی نگفته بگویید مرگ بر بانک آینده؟! چرا کسی نگفته مرگ بر پتروشیمی؟! چرا کسی نگفته مرگ بر کسانی که دلار و رانت گرفتند بردند و خوردند؟! مرگ بر کسانی که ده سال پیش بیست میلیارد دزدیدند، این‌قدر دادگاهشان طول کشید که بعد از ده سال این بیست میلیاردی که الان می‌خواهد پس بدهد برایش پول خورد است. چرا کسی نگفته مرگ بر این‌همه کش‌دادن پرونده‌های اقتصادی در قوه قضائیه؟! چرا کسی نگفت مرگ بر آن کسانی که این‌ همه در محاکمه رانت‌های اقتصادی اهمال می‌کنند؟! چرا مسببین اصلی بدبختی معیشت مرگ نخوردند؟! خوشحال هم بودند برای اینکه این اغتشاشات دلار را بالا برد باز هم آن‌ها سود کردند. هی مرگ بر رهبری، مرگ بر بسیجی، مرگ بر سپاهی! فحشش را هم این‌ها خوردند! چرا آدرس غلط می‌دهید؟! کی قرار است آدرس درست بدهد؟! مگر غیر از همین صدا و سیماست که باید آدرس درست بدهد؟! چرا صدا و سیما آدرس درست نمی‌دهد که هی من فحش بخورم، تو فحش بخوری، رهبری فحش بخورد، مفسد اقتصادی هم راست‌راست بگردد و در هر اغتشاشی هم دلار بالا برود باز هم او سود کند!!!

عه، این چه بازی باخت‌باختی است که ما دائم داریم می‌دهیم؟! شما یک شعار مرگ بر مفسد اقتصادی در این اغتشاشات شنیدید؟ اصلا اسم رییس بانک آینده را می‌دانند چیست؟ اسم مدیر پتروشیمی را می‌دانند؟ اسم این‌ همه فامیل و آقازاده وداماد و عروس در این شرکت‌های دولتی و غیردولتی را می‌دانند چه کسی است؟ این همه رانت‌خوار از پتروشیمی، از نفت و… این‌همه شرکت‌های غیردولتی، نیمه دولتی و خصوصی که به اقوام خیلی از مسئولین توزیع شده، اسمش را کسی می‌داند؟ شبکه خبر جرئت می‌کند این‌ها را بگوید؟! هی، مرگ بر رهبری، مرگ بر بسیجی، مرگ بر سپاهی!!  این‌ها عامل موساد نبودند، مردم خودمان هستند که دارند می‌گویند مرگ بر فلان! چون تو آدرس غلط به آن‌ها دادی! چون تو بلد نیستی از نظام، از سپاه، از بسیج و از رهبری دفاع کنی! چون تمام رانت‌خواری‌های اقوام مسئولین، پای ما دارد نوشته می‎شود. این چرخه تلخ باید تا کجا ادامه پیدا کند؟ که هی بخورند، ما خون بدهیم! بعد ما فحش بخوریم، آن‌ها بیشتر بخورند! یک جا این را جمعش کنید دیگر!!

 

» حرف را باید با حرف جواب داد نه با زندان!
حالا دقت کنید، راجع به عوامل و کسانی که قاطی کارها آمدند؛ آقا، گُنده‌تان کیست؟ این سُس که بلد نیست حرف بزند. شما یک گنده فکری دارید دیگر!این‌ها گنده‌شان را معرفی کنند؛ یک نفر هم ما جلویش می‌گذاریم، یک طلبه کم‌سن جلویش می‌گذاریم؛ یک مناظره بکنید! یک مناظره بکنید که رژیم پهلوی چه بود؟ بعدش چه بود؟ چند درصد است؟ چند به چند هستیم؟ مشکلات اصلی مملکت چیست؟ چه کسی باید فحش بخورد؟ برای چه کسی باید تجمع بکنیم؟ خِر چه کسی را باید بگیریم؟ که این بدبخت، پا نشود و بیاید وسط خیابان و عامل موساد و CIA بشود! یک مناظره بگذارید؛ مال خارج از کشور است، لایو می‌گذاریم. والله یک امکاناتی الان وجود دارد که لازم نیست بیاید و برود در صداوسیما بنشیند! اینکه بنشینیم از نظر منطقی دو طرفه صحبت کنیم، مردم قبول نمی‌کنند. گنده‌شان را بیاورید و با او صحبت کنید. بالاخره این‌ها یک ایدئولوگ دارند دیگر؛ یک آدمی دارند که به او بگویند فلان است! یک مشت ورزشکار و هنرمند که از رو نمی‎توانند فارسی بخوانند؛ برای این‌ها ایدئولوگ شدند و ما یک بار این‌ها را پای مناظره نمی‌کشیم! مردک تو غلط می‌کنی استوری می‌گذاری و پای حرفت نمی‌ایستی که بیایی از استوریت دفاع کنی! او را بکشانید وسط کار! در قوه قضائیه محاکمه نکنید؛ بیاورید پای مناظره! حرف را باید با حرف جواب داد نه با زندان! بدتر می‌شود؛ محبوب‌تر می‌شود! چندبار بگوییم؟ این‌ها لج کردند. امکان یک مناظره!

 

» چه کسانی خشونت به پا کردند؟
1. قطعا شروعش با عوامل بیگانه است.
2. با جو زده‌ها!
بعضی از این‌ها می‌آیند در جو قرار می‌گیرند، جوان است، نوجوان است، می‌رود می‌زند و تکه‌تکه می‌کند. جمله‌ای که آقا فرمودند متاسفانه برخی از این‎ها آمدند. جو است دیگر! جو زده‌ها! خودش هم فکر نمی‌کرد همچین کاری بکند؛ در جو قرار می‌گیرد و این‌طوری می‌شود. این‌ها هم بودند، مردم عادی‌اند. مردم عادی!
3. کسانی که تحقیر و تبعیض آنها را خشن کرده است.

چندسال پیش خدمتتان عرض کردم، بچه دبیرستانی ما وقتی می‌بیند لیسانس گرفته، دکترا گرفته، چون رانت ندارد، چون آشنا ندارد، چون پارتی ندارد، دستش به هیچ جایی بند نیست، روی هوا مانده است و آن فلان آقازاده و فلان خانم‌زاده و فلان آدم بدون هیچ ضابطه‌ای، بدون هیچ مزایده‌ای، بدون هیچ مناقصه‌ای، بدون هیچ چیزی، فقط چون قوم و خویش است؛ فقط چون آشناست یک‌دفعه نماینده‌می‌شود، یک‌دفعه مدیرکل می‌شود، یک‌دفعه روابط عمومی می‌شود یک‌دفعه کیف‌کش می‌شود، یک‌دفعه… این بچه با احساس ضعف پدرش را در خانه‌اش می‌بیند که داد می‌زند، این فلانی با ما همکلاس بود من از او جلوتر بودم؛ او الان همه جا را گرفته من بعدظهرها باید اسنپ کار کنم؛ خشم از تبعیض، از تحقیر در دل این نوجوان دارد نهادینه می‌شود!

یک شفافیتی روی کار بیاورید، یک صلاحیتی! این‌ها هم یک گروه بودند که عصبانی هستند. بله بانک خودمان را آتش می‌زند، برای چه آتش می‌زند؟ برای ‌اینکه عصبانی است. چون می‌گوید «دیگی که برای من نجوشد می‌خواهم که سگ در آن بجوشد!» مملکت چیست؟ مملکت من که نیست! من به اندازه لیاقتم در این مملکت به کرسی نمی‌رسم! خاندان‌ها و نمی‌دانم آقازاده‌ها و این‌ها همه دارند می‌چرخانند. یا باید کیف‌کشی کنی یا باید قوم و خویش باشی.
آقا همه‌جا این را منتشر کردند دیگر، لیست بود! آقای فلانی که وزیر سابق بوده، داماد، عروس برادر، برادرزاده، خواهر، خواهرزاده و… 78 شرکت هم روبرویش است؛ همگی مدیر عامل، مدیرعامل 6 شرکت، 5 شرکت! آقا این چه جمهوری اسلامی است؟ خب بابا این‌ها اذیت هستند!
4. الوات!
کسانی که دنبال این هستند که جایی دعوا شود، بروند آتش بزنند و… این‌ها هم هستند دیگر! همه این‌ها که عامل موساد که نبودند!

 

» بذر نفرت را به خاطر چهار تا آقازاده که قرار است بهتر بخورند راه نیندازید!
در این 4 گروه، تعداد عامل موساد انگشت‌شمارند، موساد که این مدلی نیست که این‌قدر آدم داشته باشد. او خط می‌دهد، مردم آتش را روشن می‌کنند، کسانی که آتش را روشن می‌کنند عامل موساد نیستند، مردم مملکت خودمان‌ هستند! بعد خون، خون می‌آورد؛ کشته می‌شود؛ فامیل دارد در فامیلش بغض ایجاد می‌شود، ناراحتی ایجاد می‌شود. بعدا من و تو را در خیابان تنها گیر می‌آورد، خانمت را گیر می‌آورد، خواهرت را ‌ گیر می‌آورد، چادر را از سرش می‌کشد. بذر نفرت را به خاطر چهار تا آقازاده که قرار است بهتر بخورند راه نیندازید! آن‌ها که در وی‌آی‌پی هستند! فحش و چاقویش را مردم کف خیابان می‌خورند. چندتا از این آقازاده‌ها و بچه‎های مسئولین در این اغتشاشات چاقو خوردند؟ چندتا از آن‌ها فحش خوردند؟ چندتا از خودشان فحش خوردند؟! این‌ها در وی‌آی‌پی هستند! خط مقدم همیشه دست بچه‌های امثال شماست. این هم از خشونت!

 

» چطور باید صحبت کنیم که تاثیر بگذارد؟
ببینید با جمع‌ها صحبت نکنید، جمع در جو است و اصلا جواب نمی‎دهد.در قاعده مدیریت هم این را داریم؛ مدیر هستی و می‌خواهی چیزی بگویی، بیست نیرو داری و می‌دانی مخالف‌اند برو لابی‎گری کن. لابی‎گری چیز بدی نیست؛ یکی از ابزارهای مدیریت است. یعنی چه؟ یعنی برو با تک‌تک این بچه‌ها صحبت کن و نیرو جمع کن. با آدم در جمع صحبت کنی کوتاه نمی‌آید. اصلا صحبت نکن! نمی‌خواهد صحبت کنی؛ مگر نمی‌بینی کوتاه نمی‌آید. مگر نمی‌بینی روی جمع تاثیر نمی‌گذارد. تک‎تک! فیس تو فیس! اول محبت ایجاد شود بعد ایجاد دین بشود و بعد بفهمد تو دلسوز هستی، بعد اعتمادش به تو جلب ‌شود بعد شروع کن به صحبت کردن! قدم به قدم! پروژه بگذار! آنجایی که تو داری کار می‎کنی، کانون رهپویان وصال نیست که بنشینی این بالا صحبت کنی و ملت همه نگاه ‎کنند و تایید کنند؛ این‌ها عناد دارند، لج کردند.

 

» رویکرد شبکه معلمان باید چگونه باشد؟
معلمان، اگر منتظر نشستید که جمهوری اسلامی و نظام و آموزش و پرورش یک کاری بکند، نمی‌کند. یک طرح خیلی خوبی در مشهد اجرا می‌شود، همه هم گفتند و همه می‌دانند به نام بی‌نهایت شو! بچه‌های مدرسه را می‌برند اردوگاهی که تعدادی مربی هستند و با آن‌ها بازی می‌کنند، بازی‌های خیلی خوب، مایه می‌گذارند و غذا به آن‌ها می‌دهند و به مدرسه برمی‌گردانند؛ کار دیگری نمی‌کنند. زمان دولت شهید رئیسی به آموزش و پرورش و استاندار اینجا پیشنهاد دادم و گفتم: من می‌توانم این طرح را اینجا اجرا کنم. آقا بارک‌الله! آفرین! خیلی‌خب. خیلی‌خب، روز قیامت جواب خدا را بدهید! الان دیگر فکر نکنم با ما راه بیایند. خب، شبکه معلمان بنشینند، یک نفر، دو نفر،سه نفر، چهار نفر با همدیگر یک گروه‌هایی تشکیل بدهند و یواش یواش بچه‌ها را داخل خودشان بیاورند. زورتان به کل دبیرستان نمی‌رسد، به کلاستان هم نمی‌رسد. باید کلونی تشکیل بدهید، باید کلونی‌های مقاومت تشکیل بدهید. همه معلمان که فاسق و فاسد نیستند، برخی‎هایشان در مارپیچ سکوت گیر کردند. وقتی ببینند کنار هم دیگر هستند [موضعشان فرق می‌کند].

روحیه‌ همه ما قبل از 22 دی و بعد از 22دی کلی فرق کرد؛ وقتی همدیگر را دیدیم فهمیدیم نه، ما اصلا کم نیستیم، فهمیدیم اگر کم هم هستیم، فراخوان بدهند پای کاریم. آن‌ها فراخوان بدهند پای کار نیستند. می‌گویند میلیونی همه داشتند می‌گفتند رضا پهلوی. فکر کنم برای شهادت امام رضا(ع) هم که می‌گفتند یا امام رضا(ع)، او جزء آمار خودش حساب کرد. کدام میلیونی؟ کجا؟ فیلمی، صوتی، تصویری، روی هوا! منظورش این رباط‌های اینستاگرام است. خب، روحیه می‌گیریم. «یدالله مع الجماعه». انفرادی به خط نزن، جواب نمی‌دهد. ول کن نمی‌خواهد الان جواب بگیری برگرد عقب‌تر یک سال دیگر جواب بگیر. برو کُلونی تشکیل بده، برو جبهه مقاومت ایجاد کن. بچه‌ها را بیاورید. همین طرح «بی‌نهایت شو» مشهد فوق‌العاده است. بروید مطالعه کنید، بررسی کنید ببینید چه کار می‌کنند. این طرح «زن، زندگی، آزادی» را در مدارس دخترانه مشهد جمع کرد. خب این طرح چرا بقیه جاها اجرا نمی‌شود؟! این‌همه امکانات داریم، این‌همه جا داریم، این‌همه پارک و مکان ورزشی‌تفریحی داریم. آخرین نکته را هم خدمتتان بگویم.

 

» خطاب به جوانان عزیزی که حق دارند معترض باشند
نسبت ‌به آن عزیزانی که معاندند الحمدالله و لج کرده‌اند، با ما هم ارتباطاتی دارند دیگر، بعضی‌وقت‌ها حرف‌های ما را هم گوش می‌دهند. ببین عزیزم جبهه‌ات را که انتخاب کردی، اقتضائاتش را هم باید انتخاب کنی، تا تهش باید بروی. اگر رفتی کنار اسرائیل قرار گرفتی تا تهش باید بروی، تا فحش دادن به امام‌حسین(ع) باید بروی وگرنه قبولت نمی‌کنند. فکر نکن قبولت می‌کنند! این‌‌طرف هم قرار گرفتی باید تا تهش بروی. باید ۳۵۰ تا مسجد را بسوزانند بعد هم تو بیایی بگویی خودتان سوزاندید. می‌دانی این خیلی بی‌عقلی است، فیلمش را دیدی دارد می‌سوزاند، در مسجد دیدی چه کسانی دارند آتش می‌زنند باز هم می‌گویی خودتان! اشکال ندارد! اقتضائاتش است. می‌دانم. درکت می‌کنم. باید چشم‌هایت را ببندی هرچه صهیونیسم و بردگانش گفتند قبول کنی. تا تهش باید بروی. بعد تهش اینجا هم نیست. تهش «هَذِهِ جَهَنَّمُ الَّتِي كُنْتُمْ تُوعَدُونَ» است. زود می‌میریم، من هم می‌میرم، همه‌مان زود می‌میریم. از لج جمهوری ‌اسلامی، از لج اینکه اطلاعاتی اذیتت کرده، از لج اینکه آن بسیجی در گوشت زده قایق خودت را سوراخ نکن.

چند سال قبل برایتان مثال زدم آن گوینده رادیو که فرار کرد و رفت روز شهادت امام‌صادق(ع) می‌خواست برنامه اجرا کند، در رادیوی معاندی هم نبود، رادیوی صدای آمریکا، یک رادیویی که بالأخره ظواهری را رعایت می‌کند. بعد آمد گفت امروز هم که شهادت امام‌صادق(ع) است و تعطیل است. گفت امام‌صادق(ع)! کمی مکث کرد و گفت البته منظورم از تعطیلی این است که می‌توانیم جایی برویم بخوریم بزنیم برقصیم. دیگر نمی‌تواند بگوید امام‌صادق(ع) و می‌دانم آن لحظه‌ قلبش داشت تپش می‌زد که من همه ‌چیزم را از دست دادم! از لج جمهوری اسلامی حجاب را برداشتی. اشکال ندارد؛ اما این قایق خودت بود. تا تهش باید بروی. خاکریز اول را برداشتی شیطان نمی‌گوید خب دیگر بس است تا تو را به جهنم نبرد ولت نمی‌کند.

من چون نسبی‌گرا هستم خودم را مدیون و مزدور جمهوری اسلامی و رهبرش می‌دانم. نسبی‌گرا هستم، می‌گویم از نظر من این نمره‌اش بالاست. آن ده‌بیست درصد باگش را هم کاملا قبول می‌کنم. تا تهش هم ان‌شاءالله می‌روم. تو هم تا تهش باید بروی. این را من گفتم، اگر ما مُردیم از این آدم‌ها پیدا کردید این جمله را برایش پخش کن شاید آن موقع بیدار شد. دلم می‌سوزد. الان ممکن است لج کند. آن موقع شاید بیدار شد. و مراقب باشید که ما دوتا لشکر بیشتر نداریم یک لشکر الهی داریم که مسئولش در جهان فعلی مقام معظم رهبری است. یک لشکر شیطانی داریم که آمریکاست. حالا لشکر الهی ۳۰ درصد باگ دارد. دارد دیگر، می‌خواهی چه کار کنی؟! لشکر سومی داری؟! الان مهدی فاطمه ظهور کرده؟! همین است. سی درصد باگ دارد. آقازاده، رانت، پدرسوخته و بی‌شرف دارد، همه‌چیز دارد دیگر! نان به نرخ روزخور دارد، منافق دارد. یک لشکر شیطانی هم داریم بیست‌سی درصد خوبی دارد، قطعا دارد. تمدن، تکنولوژی، زیبایی، پول و همه‌چیز دارد. هفتاد درصد هم خباثت و کثافت و نجاست دارد. انتخاب کن.

آخر کار هم که ان‌شاءالله دعا کنید برای خودمان، برای همه‌مان، الحمدالله تا الان اینجا بودیم، هیچ‌ ضمانتی نیست فردا بیفتیم. من بعضی از بزرگانی را که می‌بینم بر می‌گردند خیلی خوشحال می‌شوم. عاقبت به خیر شده. حس می‌کنم خداوند تبارک و تعالی عده‌ای را که در برهه‌هایی فریب خوردند و لغزیده بودند در این آخرالزمان دارد گوششان را می‌گیرد و برشان می‌گرداند. الحمدالله! خیلی خوشحال می‌شوم. در همه کشورها؛ حالا اسم نمی‌آورم. و امید داریم که ان‌شاءالله خلوص بیشتری این‌طرف قرار بگیرد. دادمان را هم سر این سی درصد می‌زنیم. من از آن آدم‌هایی که فکر می‌کنند ته انقلابی‌گری هستند خیلی تندترم؛ ولی یکم هم عقل دارم بعضی‌وقت‌ها. کسی هم نیامده بهم ثابت کند بگوید اشتباه می‌گویی. اگر بیاید ثابت کند ما اصلا اهل مناظره‌ایم. یکی بیاید بگوید ما حاضریم [راجع‌به] آن صحبتی که شما آن شب داشتی مناظره کنیم. می‌گویم چشم هر جا تو بگویی می‌آیم. اگر اشتباه کرده باشم هم قبول می‌کنم؛ اما دادمان را سر این سی درصد می‌زنیم. ما خِر این‌ها را ول نمی‌کنیم.

چه آن‌هایی که اغتشاش کردند چه آن‌هایی که سوزاندند چه آن‌هایی که باعث و بانی این شدند. بله آن جلسه قبلی هنوز نخوابیده بود من خیلی با آرامش صحبت کردم گفتم فعلا خِر این‌ها را نمی‌گیریم. [الان] خِر این‌ها را می‌گیریم. در انتخابات‌ها خِرشان را می‌گیریم. ده بار بهتان گفتم فِرت و فِرت ستاد شمنا، ممنا، جمنا و پمنا دم انتخابات پیدایشان می‌شود. در اغتشاشات غیب می‌شوند. در «زن، زندکی، آزادی» غیب می‌شوند، ۹۸ غیب می‌شوند، ۴۰۴ غیب می‌شوند. خب شما هم بیایید یکم هزینه بدهید! یکم بیایید کف خیابان فحش بخورید! کی برای شما این توهم را ایجاد کرد که شما پیغمبرید ما اُمتیم، شما باید هی ما را هدایت کنید؟ خیلی بیشتر از شما هم می‌فهمیم. ما خِر این‌ها را می‌گیریم. این کسانی که الان در بدنه دولت و اقتصاد و شرکت‌های دولتی، بگیر و ببند و بدزد و بخور دارند! صدا و سیمای باخته که جرأت نمی‌کند خِر این‌ها را بگیرد. بعد فحشش را تو، بسیجی، سپاهی و رهبری بخورید. بعد هم برو بجنگ و شهید شو که بعد بیایند قبرت را بزنند داغون کنند و پارچه‌ات را در شهر آتش بزنند بگویند این ما را بدبخت کرده.
ان‌شاءالله خدا به همه‌مان توان، اراده عمل، آزادی و آزادگی عنایت کند.

ارسال دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید