امروز 14 فروردین 1404 - 3 شوال 1446
خواندنی ها

خلاصه سخنرانی | انسان خاکی

1 فروردین 1390 -   12:00 ق.ظ  دسته بندی: آرشیو متن سخنرانی

یا لطیف
سخنرانی حجةالاسلام انجوی نژاد
موضوع : انسان خاکی

اگر نگاهی به کتابهایی که در مورد فلسفه نماز نوشته شده کنید یکی از مهمترین قسمت های نماز را سجده میدانند ( مانند کتاب اسرار الصلوة حضرت امام قدس سره )؛ سجده  را اینگونه تفسیر میکنند :

اول که به خاک میفتی یعنی از خاک آمده ای ( بازگشت به اصل ) بعد که از خاک بلند می شوی و آرام میگیری ( این دنیاست ) گرچه تو در این دنیا مسافری و مدام تو را به وادی گناه میکشاند پس آنرا با ذکر استغفرالله همراه میکنی  ، دوباره در سجده به خاک می روی یعنی بازگشتت نیز به خاک است . انسان بین دو خاک قرار دارد و لازمه انسان متعالی و مترقی این است که بین این دوخاک هم خاکی بماند . یعنی ما از سجده نماز درس میگیریم که خاکی باشیم .

فکر میکنید معنای خاکی بودن ، در کلام یا در لباس یا در خوراک یا در رفتار است ؟ نه ! این یک جنبه کار است. اگر خاکی بودن را از ظاهر شروع کنیم در دام میفتیم .

خاکی بودن یک صفت باطنی است . وقتی باطن انسان خاکی شود خود به خود به ظاهر سرایت میکند . خاکی بودن ، خاک آلود بودن نیست . بلکه یک نورانیت است که انسان به یک درجه ای از معرفت می رسد .

نگاه دیگر به سجده : گمشده بشر امروز ، کلمه ای که او را آرام میکند ، خاکی بودن ! ( جلوگیری از حساسیت زیاد به مسابل ظاهری و باطنی ) .یکی از بدیهای بشر امروز این است که ما مردم خیلی حساسی شدیم . کوچکترین ناراحتی را تحمل نمیکنیم و با کوچکترین ارج و قرب باد میکنیم . این یعنی خاکی نبودن . هر دوتاش باعث اضطراب است و باعث می شود همین دنیای ما ، دنیای پر از بالا و پایین رفتن ها و فراز و نشیب هایی شود که بدست خودمان ایجاد کردیم . اگر به اصل خودمان توجه کنیم خیلی چیزها حل میشود .

بعضی وقتها ما یک اتفاقاتی برامون میفته که اگر بخوایم خیلی بهش حساس باشیم و نخوایم به سیره علما عمل کنیم زمین گیر میشیم . یک مساله مادی ، یک آرزوی برباد رفته ، یک شکست فردی یا اجتماعی ، یک ناراحتی جسمی ، هرکدام میتواند ما را زمین گیر کند . برای فرار از این وضع باید به سیره علما عمل کنیم :
1- رجوع به گذشته ( رجوع به اصلت یعنی خاک )
2- فکر به آینده ( آینده مردمی که رفتند) .

روی عبادتهایت فکر کن . خیلی وقتها دلیل فرارهای ما این است که هیچ پناهگاهی نداریم . میگویی الهی و ربی من لی غیرک  ،  ولی عدم توجه به اصلت و خدایی که ترا آفریده این من لی غیرک تو رو زیر سوال میبره ، زیراکه عبادتهای تو یک چیز کاملا کلیشه ای است .

در حدیث اولوالباب میفرمایند : وقتی فک میکنی حب خدا تو رو فرامیگیره . فکر کن به جایی که فقط تو هستی و خدا . و هیچ کس دیگری نیست . در این حریم هیچ کس دیگری نمی تواند راه پیدا کند . در اینجا حب خدا خود به خود تو رو فرامیگیره . لذا خدایی رو که ما در این جا پیدا میکنیم زباترین و عقلانی ترین و فلسفی ترین و قابل اثبات ترین و مفید ترین خدایی است که در همه جهان دارند دنبالش میگردند.

نتیجه کلی : در دنیای فعلی ما برخی لحظات برامون پیش میاد که نیاز به فرار داریم و اونهایی که حوب آشنا نیستند با معارف الهی فرارشون به سمت مسایل غیر شرعی است و دردی ازشون دوا نمیکند . اونهایی که با سیره معصومین و اهل بیت آشنا هستند به دوخاک ازل و ابد فرار میکنند ، و در بین این دوخاک سعی میکنند درس بگیرند و خاکی باشند .

احوالات انسان خاکی در یک جمله : چیزی را از خودش نمیداند .

ارسال دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید