امروز 14 فروردین 1404 - 3 شوال 1446
خواندنی ها

متن سخنرانی | تعصب

1 فروردین 1390 -   12:00 ق.ظ  دسته بندی: آرشیو متن سخنرانی

یا لطیف
سخنران: حجت الاسلام سید محمد انجوی نژاد
موضوع: تعصب

يكي از مسائلي كه در اخلاقيات و در مسائل اجتماعي ما تأثيرات منفي بسياري داره كلمه تعصب است . با توجه به اوضاع كنوني جامعه و با توجه به مسائلي كه الان در جامعه بيان مي شه ، تصميم گرفتيم كه در اين جلسه به شرح كلمه تعصب بپردازيم . انشاءالله قصد داريم تعصب در گفتار و اخلاق اهل بيت (س) رو بيان كنيم تا يه وقتي در اين دامها نيفتيم كه روزي امام مون رو خالي از تعصب ببينيم . كلمه تعصب از عُصبه گرفته شده . عُصبه يعني يك نوع عُلقه اي كه انسان به اجداد پدري خودش داره . يك نوع پافشاري و خشكي و عدم انعطاف در چيزهايي كه از پدران ما به ارث رسيده ، اين معني عام تعصب هست . اما در بحث اخلاق كه مي يايم تعصب معني ديگه اي پيدا مي كنه و اتفاقاً خيلي از ماها گرفتار اين تعصب مي شيم و اين تعصب يكي از دامهاي شيطان هست چرا كه پيغمبر اكرم (ص)‌ فرمودند : تعصب مؤثرترين راه براي كافر كردن يك مسلمان و مشرك كردن يك موحد است . پس خيلي كلمة مهميه . مانند همه كلمات اجتماعي و اخلاقي ديگه .

تعصب دو بعد مثبت و منفي داره : عده اي در دام افراط در تعصب مي افتند و عده اي در دام تفريط و عده اي هستند كه بينابين حركت مي كنن و افراط و تفريط ندارن كه اينها مؤمن هستن . دو گروه ديگه مشكل دارند .
اولين نمونه تعصب كه در اجتماع ديده مي شه تعصب خانوادگي است كه اسمش رو ناموس پرستي مي ذاريم . ناموس پرستي شايد يكي از بهترين الگوهاي رفتاري انساني است كه اتفاقاً مسلمانان خيلي روي اون تكيه دارند . البته شكل افراطي اين نوع تعصب در قبايلي كه همين الان هم در آفريقا و برخي از نقاط آمريكاي جنوبي و هند زندگي مي كنند ديده مي شه . در اين جوامع اينقدر نسبت به ناموس تعصب بالاست كه اگر شوهر زودتر مُرد زن را با شوهر زنده به گور مي كنند ! البته نامردي نمي كنند زينت آلاتش رو هم باهاش مي فرستند كه اگر اونجا خواست بتونه استفاده كنه ! اين نوع تعصب رو ما در عقايد افراطي مثل بودا و برخي از فرقه هاي آفريقايي و آمريكاي جنوبي همين الان هم مي بينيم . يعني همين الان قوانين مملكتي اونها ، بهشون اين اجازه رو مي ده . مي گن : چون در دينشون هست اشكالي نداره . پس تعصب فقط و فقط در اسلام نيست . كه بگيم : آقا ! مسلمانان نسبت به جنسيت ، تعصب دارن و آدمهايي هستند كه نسبت به زن هاشون سختگيري مي كنند . و ناموس پرستي بيش از حد دارند ، نه ، اينطوري نيست .
وقتي كه در وادي اسلامي مي آئيم ما اين تعصب رو در برخي فرقه ها مي بينيم ، اينها به نام اسلام ، در لواي تعصب ، در حقيقت يك سري جمودها ، ارتجاع ها ، خشك مقدسي ها ، سختگيري هاي بي مورد و شكاكيت خودشون رو ارضاء مي كنند . اين حالت ممكنه در برخي از شيعيان هم ديده بشه . مي گه آقا ! ما غيرت داريم ! يعني چي ؟ غيرت تا اون حدي درسته كه معصوم (ع) فرموده ، اگر تعصب و غيرت بي جا داشته باشي ، همسرت ( زن يا شوهر ) و ناموست به گناه كشيده مي شه . يعني تو فكر مي كني داري جلوش رو مي گيري ، غافل از اينكه اين ناموس داره به گناه كشيده مي شه . اين چه تعصبيه كه تو داري ؟! تعصب هاي بي جا در مسائل مختلف خيلي ديده مي شه . برادرها بسيار بسيار كاسه هاي داغتر از آش مي شن . از مجتهدين جلو مي زنن !! يا زن و شوهر نسبت به همديگه . منتها چون اون قوي تر هست زودتر حرفش به كرسي مي شينه .

خُب اين تعصب بي جا هست مي گن : اگر تو در مورد ناموس خودت چنين تعصبي داشته باشي ، ناموس پاكدامن و سراپا انسانيت تو تبديل به يك انسان ناپاك و فاسد خواهد شد .

مي فرمايند غيرت بي جا هيچ نفعي نداره مگر خدشه دار شدن عفاف . اگر خارج از اون حدي كه معصوم (ع) دستور داده ، تعصب به خرج بديم ، باعث خدشه دار شدن عفاف خود و خانواده مي شيم . دخترت رو تا ده سالگي ، 15 سالگي مي توني كنترل كني ، بعدش مثل يك فنر فشرده مي شه ، به محض اينكه در جامعه سايه برادر و پدرش رو بالاي سرش نديد ، روش باز مي شه و تازه اول ناپاكيه . اينقدر نسبت به ناموست تعصب داشتي كه يادت رفته كه : بابا ! تعصب سرجاش اما اين ناموس به ترحم و محبت هم نياز داره . اگر تو به دخترت محبت نكني ،‌ مطمئن باش تو خيابون دنبال محبت مي گرده . شك نكن ! ( همين طور نسبت به پسر ) حالا دختر رو مثال مي زنم براي اين هست كه دختر حساستره . پس اين تعصب خانوادگي غلطه . اسم تعصب خانوادگي صحيح رو ما مي ذاريم : تعصب ديني و خانوادگي . يعني بناي خانواده رو در جايگاه خانواده و بر طبق موازين و تعاليم اسلامي چيدن . تا به نحو بسيار زيبا شكل بگيره . محبت ، خشم ،‌ محدوديت ، آزادي و . . . هر كدام در جاي خودش استفاده بشه . مواظب باش از اون ور پشت بام نيوفتي !

سال 62 ما مشهد بوديم ، گشت پايگاه ساعت 2 ، نصف شب ، تو اوج جبهه ، جنگ و خون و ايثار يه دختر خانمي رو كه تو يه خونه اي با چند تا پسر و يه بساط خاصي گرفته بودن . گفتند : اولين قدمش اينه كه بريم پدر اين دختر رو در جريان بذاريم . وقتي همون شب پدرش رو پيدا كرديم ، بسيار بسيار عصباني و ناراحت شد ، نه از دست دخترش ، از اينكه آقا ، خواب بودند و ما بيدارشون كرديم !! گفتيم : آقا ! ببخشيد دخترتون و . . . گفت ‌: دخترم عقل داره ، آزاده ، من افتخار مي كنم كه دخترم روآزاد گذاشتم و افتخار مي كنم كه اين دخترم مي تونه خودش رو حفظ كنه و . . .

وقتي ملت ديدند كه باباي اين دختر ، همچين بابا نيست ! بيشتر به بَبو مي خوره تا بابا ! رفتند و تربيتش كردند . خُب الان هم جاي خوبي هست . اين دختر اگر توي همين مسير مي موند ، الان معلوم نبود تا كجاها پيش مي رفت . اين آزادمنشي نيست ، اين بي غيرتيه . اين بي عرضگيه . طبق موازين اسلامي يك جاهايي بايد خشم باشه ، يك جاهايي محدوديت باشه ، بچه هاي ما ، برادرهاي شما ، خواهرهاي ما ، بعضي اوقات عقلشون به اون درجه اي نرسيده كه اگر رهاشون كنيم بتونن تشخيص درستي بدن .
دوست داره هر شب تا دو نصف شب فوتبال بازي كنه . بايد يه مقدار محدوديت هم باشه . اما خوش به حال پدر ومادرهايي كه با بچه هاشون رفيق هستند . با هم بازي مي كنند ، با هم تفريح مي كنند ، با هم مي گن ، مي خندند ، با هم ، درد و دل مي كنند ، ايرادهاي همديگه رو مي گن ، اون ابهتشون هم سرجاش هست .

دو نوع تعصب ديگه هم داريم ، تعصب ملي و اسلامي . بحث تعصب رو تحت عنوان غيرت يك زماني من صحبت كردم ، اما تعصب ملي باز دو تا وجهه داره : يك وجهه مثبت و يك وجهه منفي . وجهه منفيش چيه ؟ اول بديها رو بگيم ، بعد از بي ادبي ها ، خوبي و با ادبي رو جا بيندازيم . وجهه منفي اين هست كه بنده و شما فكر كنيم اين خاك ارزشي داره ، و فكر كنيم كه اگر در داخل مرز ايران اتفاقي افتاد ، اهميتش براي ما خيلي بيشتر از اين هست كه در خارج از مرز اتفاق بيوفته . فكر كنيم كه اگر يه روزي قرار شد خاك ما مورد هجوم واقع بشه ، مهم نيست كي هجوم آورده ، مي خواد پيغمبر (ص) براي فتح ايران اومده باشه و يا صدام لعنه الله عليه . بايد در مقابل هر دو ايستاد اين وجهه منفيِ تعصب ملي هست . ملي گرايي و تعصب ملي اونجايي هست كه فكر كنيم خارج از مرز ايران و داخل ايران از نظر انساني فرق مي كنه . اين كه فكر كنيم اگر قراره ايراني جماعت روزي دو تا نون بخوره اشكالي نداره اگر همساية ايراني جماعت ، روزي نصف نون بخوره .

اما تعصب ملي مثبت : يعني اينكه راضي نباشيد به اينكه ايراني يك نون بخوره و غير ايراني نصف نون . اصلاً اين كلمة “ ايراني ” رو اينقدر بزرگ كردن ، يه مقدار با آئين اسلامي ما منافات داره . ما قرآن داريم ، قرآنِ ما ، عرب و عجم رو يكي دونسته . تعصب ملي مثبت يعني اينكه با همون قدرت ، شجاعت و علاقه اي كه براي ايران اسلامي جون مي دي با همون علاقه بتوني براي لبنان و فلسطين هم جون بدي . براي عراق هم جون بدي ، برات هيچ فرقي نداشته باشه . تعصب ملي مثبت يعني اينكه : هرجا مليت و اسلاميت با هم تلاقي پيدا كرد اسلاميت رو انتخاب كني نه مليت رو . اينها يه قانون دو دو تا چهارتاست . كساني كه روي اين مطالب حرف دارند ، روي شهادتين شون بايد شك كرد . كه آقا ! تو چطوري شهادت دادي ؟ مگه نگفتي : اشهد ان علياً ولي الله ؟ ولي يعني چي ؟ حالا ما اصلاً به ولايت فقيه كاري نداريم ، من الان روي مسلمان بودن تو شك دارم ، مگه نگفتي : اشهد ان علياً ولي الله ، وليِ تو كي هست ؟ آيا يه ايراني ولي تو هست ؟ اينهايي كه اينقدر قضيه مليت رو بزرگ مي كنند ، كلاس كارشون پائين تر مي ياد ، و مليت تبديل به قوميت ( كرد ، ترك ، بلوچ ، فارس و . . . ) مي شه . و باز هم پائين تر مي ياد و به محليت ، ( بچة فلان محل ) تبديل مي شه ، اين تعصبها ، كاملاً در دين اسلام مطروده . بچه اين محل و اون محل ، اين شهر و اون شهر ، اين كشور و اون كشور هيچ فرقي با هم ندارند . سرخ ، سفيد ، سياه ، قرمز ، مغز پسته اي ، هيچ كدوم با هم فرقي ندارند . كي بالاتره ؟ ” انَّ اكرمكم عندالله اتقيكم ” ما دست اون پيرمرد هفتاد سالة سياه پوست ، زيمبابوه اي رو هم اگر باتقوا باشه مي بوسيم . بعضي ها كه خارج از كشور رفتند ، مطلب رو خوب مي گيرند . بعضي وقتها وارد يه كشور خارجي مي شن ، به هر ايراني كه مي رسن اعتماد مي كنند ، يه عده از ايراني ها هم اونجا هستند كه متخصص اين امرند ! اعتماد اينها رو جلب مي كنند . بعد هم راهشون رو مي زنند و مي روند دنبال كار و زندگي شون ! اينجاست كه مي فهمند بابا جون ! ايراني بودن في نفسه هيچ ارزشي نداره . ما داريم مي گيم : سيد بودن هم في نفسه هيچ ارزشي نداره . فرد براي خودش نبايد ارزشي قائل بشه . بقيه بايد احترام كنند . خودش نبايد فكر كنه كه خبري هست . زمان شاه وقتي مردم به فرح نفرين مي كردند ، بعضي از اين پيرمردها مي گفتند : نه ، نه ! نفرين نكن ! فرح سيده ! خُب باشه . ابولهب هم عموي پيغمبر (ص) بود ، خدا فرمود : ” تبت يدا ابي لهبٍ وتب ” ( بريده باد دست ابولهب ) سخيلي از شماها كه سربازي مي ريد ، تو پادگانها در شهرهاي مختلف تقسيم مي شيد ، يك دفعه دعوا مي شه ، مثلاً شيرازي با كرمانشاهي دعوا مي كنه . طرف از راه مي رسه مي گه : بابا ! تو مگه بچه مسلمون نيستي ؟! شيرازي ها رو دارن مي زنند ! خُب بزنن . ببين حقش هست كتك بخوره يا نه ؟ هرجايي مي خوان باشن ، هيچ فرقي با هم ندارن . الان ما بچه مسلمونيم ،
در جنگ يه برهه اي پيش اومد كه دقيقاً اين مسائل رعايت مي شد . همه فهميدند كه : بايد به حالِ طرف نگاه كنند . نگاه مي كردند ببينند كي با حالتره ؟ نه اينكه كي هم محله اي تره ؟ چه بچه محل ها و هم شهري هايي كه پدر ما رو در آوردن ! و چه غريبه هايي كه دست ما رو گرفتند . واقعاً يك مقدار كلاس پائين دارم صحبت مي كنم ولي متأسفانه الان از اين تعصبات منفي ديده مي شه . يك كاروان مي بري ، يه دفعه مي بيني بچه ها دارن با هم دعوا مي كنن ، همه جمع شدن . مي گي : آقا ! چي شده ؟ مي گه : آقا ! بچه محل ما رو هل داده !! اجازه بده عزيز من ! صحبت داريم با همديگه ، ببين بچه محل تو و من هيچ فرقي نمي كنه . هيچ فرقي ماها با همديگه نداريم . تو همه محله ها خوب و بد داريم . هر كس غير از اين مي گه اشتباه مي كنه . تو هم اشتباه مي كني . مراقب باشيد ، بچه دبيرستان فلانيم ، بچه دانشگاه فلانيم ، اصلاً اينها رو نبايد روش هيچ حسابي بكنيم .

اما ملي گرايي صحيح چيه ؟ اسم اين رو مي ذاريم : تعصب ملي ، تعصب خاك ، البته اين حديثي كه مي فرمايد : ”‌حب الوطن من الايمان ” اصلاً ربطي به اين خاكها نداره . ” حب الوطن من الايمان ” يعني من و شما مال اين خاك نيستيم ، ما مرغ باغ ملكوتيم ، اگر حب برگشت داريم اين از ايمانمون هست . يه معني ديگه اش هم اينه كه جداي از انسانيت و خدا ، تو يه مرزي داري ، بايد حريم اين مرز رو نگه داري . مرزت از دور خونه ات شروع مي شه ، مراقب خونه ات باش . به خونه ات متعصب باش . حرمت تو از اون خونه است . بعد محله ات ، بعد شهرت ، بعد هم كشورت . اين حرمت تو هست . حرمتت رو رعايت كن . اين روش بحثي نداريم . اما اگر قراره با اسلاميت تلاقي پيدا كنه ما بچه مسلمون هستيم ، نه ايراني ، نه كويتي ، نه كرد ، نه بلوچ ، نه لبناني ، نه روسي و نه آمريكايي ، نه عرب ، نه عجم . ما مسلمون هستيم ، مسلمان ! اين ديدگاهي كه تو كجايي هستي اين كاملاً بايد از مسائل زندگي مون حذف بشه . اما بيايم سراغ قسمت آخربحث و مهمترين قسمت بحث ، تعصب ديني : يعني انسان نسبت به دينش بايد تعصب داشته باشه . اما اين هم متأسفانه دو تا شاخه مي گيره . يك تعصب منفي ، غلط ، جاهلانه و 2 ـ تعصب مثبت ، درست ، عالمانه ، فقيرانه و تعصبي كه مورد نظر خداست . خصوصيات تعصب غلط چيه ؟ 1 ـ غيرتمندي جاهلانه . مثلاً شخصي ، يه كاري انجام داده ، مي ياي بهش گير مي دي كه آقا چرا فلان كار رو انجام دادي ؟ در صورتي كه خودت هم اين علم رو نداري كه كار اون واقعاً اشتباه هست يا نه . وقتي به يه فردي مراجعه مي كني ،‌ مي خواي باهاش برخورد كني ، بايد بدوني از اون نكاتي شروع كني كه واجب تره نه از نكاتي كه مهم نيست .

يه مثال مي زنم : توي يه خانواده و فاميل دعوايي پيش اومده . سر يه مسئله اي كه اصلاً اشتباه بوده ، سالها با هم قهر كردند و سر اين كه آقا ! فلاني ، فلان مطلب رو رعايت نمي كنه ، بعداً فهميده كه بابا ! اصلاً رعايت كردن اين مطلب جزء نكات دين نيست . يه چيز ديگه است . آقا دوست داره اينطوري باشه ، بايد بدونيم دين چيه ؟ لذا بنده و شما بايد روي دينمون شناخت داشته باشيم ، دو دو تا چهارتايي دينمون رو بلد باشيم ، بدونيم احكام دين چيه ، كتابي جديداً چاپ شده ( اسمش رو يادم رفته ) و كل قوانين اسلام رو در سيصد ، چهارصد صفحه جمع كردن ، براي تازه مسلمونها و كساني كه مي خوان مسلمون بشن ، من خيلي ناراحت هستم از اينكه برخي از ماها تازه بايد بريم اين كتاب رو بخونيم ، ولي در كل كتاب مفيدي هست ، توصيه مي كنم چنين كتابهايي رو بخونيد ، حداقل بايد بدوني كه تو چه جاهايي بايد غيرت داشته باشي و چه جاهايي نبايد .

يكي از دوستان بسيار متعصب و جاهل ما ، خودش تعريف مي كرد ، مي گفت : يه روز يكي از اين افرادي كه براي دين و مباحث ديني مشكلاتي درست كرده بود رو ديدم ، شنيده بودم كه يه چيزهايي گفته و ملت براش كف زدن ، سوت زدن و . . . اعصابم خورد شده بود . به محض اين كه ديدمش با خودم گفتم : الان بايد حالش رو بگيرم ، بگم اين چه وضعيه ؟! مي دونستم صحبت هايي كه كرده اشتباه هست ولي نمي دونستم چرا . مي گفت : رفتم تو كوچه پشتي . وقتي مي خواست سوار ماشين بشه ، جلوش رو گرفتم ، غافل گير شده بود ! زدم روي كاپوت ماشينش . گفت : چيه آقا ؟! دوباره محكم زدم ، گفتم : بيا پائين ! اومد پائين ،‌ گفت : بفرمائيد ! بهش گفتم : اين چرت و پرتها چي بوده گفتي ؟ گفت : كدوم چرت و پرتها ؟ خيلي آروم ، گفتم : همين چيزهايي كه گفتي ! گفت : خُب شما يه جمله اش رو بگو ، گفتم : من جمله ، مُمله سرم نمي شه ! مي زنم دهنت رو خورد مي كنم !! ( خُب چرا سرت نمي شه ؟ مگه نمي خواي از اسلامت دفاع كني ؟ ) گفت : تو اصلاً از قيافه ات معلومه ، داري چرت و پرت مي گي !!
مي گفت : همه دور ور خنديدند ، خُب راست مي گه ، تو كه هيچي سرت نمي شه ، چرا شلوغش مي كني ؟ وقتي كه چيزي بلد نيستي ، دور برندار . اين رو هميشه توي زندگيت داشته باش .

هيچ وقت يادم نمي ره ، با يكي از دوستانم زمان جنگ رفته بوديم اهواز ، دوتايي رفتيم آب هويج بستني بخوريم ، يه ماشين مي خواست رد بشه ، خلاصه بد رد شد ! نزديك بود بزنه به ما . اين دوست ما هم خيلي بچه بود . گفت : هوي گاريچي ! طرف نگه داشت ، در رو باز كرد و پياده شد !! گفتيم : يا اباالفضل ! عين دَكَل ! اومد جلو. گفت : با كي بودي ؟! گفت : با شما . چي گفتي ؟! گفت : يه غلطي كرديم ديگه ، شما ببخشيد ! دعوا نداريم . داداش !

وقتي نمي توني دور برندار فدات بشم . تموم شد رفت ، دور برندار !
با داد و بيداد نمي شه . ديگه چي ؟ بعضي از تعصب ها اصلاً بحث جهالت نيست . بحث هواي نفسه . اصلاً اين چيزي كه تو داري روش تعصب مي كني نفس تو هست . اين پرچمي كه داري اينقدر داد مي زني كه آقا ! اين پرچم رهپويان وصال بايد حفظ بشه ، فلان بشه ، اين به خاطر خدايي بودن پرچم تو نيست ، براي اينكه دكون تو همين پرچم رهپويان وصاله . بي خيال شو ! بذارش كنار . بعضي تعصب ها كه ما داريم براي دين و به اسم دين انجام مي ديم ، پرچمِ خوديت ، منيت و عنانيت هست كه بلند كرديم ، يعني ديديم بابا ! زشته بگيم اين پرچم ما هست و داريم زيرش سينه مي زنيم ، گفتيم پرچم خداست . الان هم روش تعصب داريم . تمام مشكلات رو هم داريم حل و فصل مي كنيم ، اما هيچ فايده اي نداره . اين هم جزء تعصب هاي مشكل داره . مراقب باشيد .

تعصب بعدي ، تعصب محبتي : تعصباتي كه انسان رو يه مقدار كور مي كنه . ما در دين مون تمام عُلقه ها بر پايه محبته . يعني انسان از اون استادي بيشتر ياد مي گيره كه دوستش داره .

درس معلم ار بود زمزمة محبتي
جمعه به مكتب آورد طفل گريزپاي را

لذا اصلاً ايرادي هم نداره كه در روابط بين عالم و متعلم ، شاگرد و معلم و غيره روابط عاطفي برقرار بشه و علاقه باشه . درسته اما يه تبصره داره : شاگرد و كسي كه داره دل مي ده به كلام يك معلم بايد خوب چشم و گوشش رو باز كنه .

به غير از چهارده معصوم (ع) ما غيبي نداريم . البته بحث ولايت فقيه جدا هست و سرجاي خودش بحث مي شه . يعني خيلي وقتها ممكنه معلم اشتباه كنه و غرض هم نداشته باشه ، تو فكر اشتباه رو پيدا كن ، بهش بگو : اتفاقاً وقتي  اميرالمؤمنين (ع) مي فرمايد : ” اَحَبُ اخواني عليه من اهداء عليه اُحبي ” ( بهترين دوستان من كساني هستند كه عيب هايم را به من مي گن ) ديگه چه توقعي داريم كه معلم هاي اين دوره و زمونه ، منبري ها و عالمهاي اين دوره زمونه ، پاك پاك و مبرا از هرگونه اشتباهي سخن بگن . خيلي خوب گوش بده ، با علاقه گوش بده ، با شكاكيت هم به جمله نگاه نكن . اما جمله رو براي خودت نقد كن . اين چيه ؟ شايد اشتباه كنه ، بعد هم برو بهش بگو كه اينجا رو شما اشتباه نكرديد ؟ يعني در بحث مسائل اخلاقي ، انساني كه سرش رو پائين بيندازه و هرچي بگن ، بگه : چشم ، اين انسان به جايي نمي رسه . براي اينكه فكرش بايد كار كنه ، آقا ! به تو عقل دادن كه فكر كني .

لذا فرمودند : براي دين چهار منبع داريم : اول قرآن ، بعد سنت . اجماع و عقل . روي اينها ما حساب كرديم ، باز از اون ور يه عده تو دام مي افتند . مي گن : فقط عقل ما كافيه . نه ، زانو بزن و شاگردي كن . اما عقلت رو مرخصي نفرست . مريد شدن اگر در باب محبتي باشه ، خيلي خوبه ، اما در باب تعليم و تعلم مريد نبايد دربست چشم هاش رو ببنده .
يه جوون توي اين دوره و زمونه ، هيچ راهي رو بدون مراد نمي تونه بره . نمي شه جوون رو تو جامعه رها كني ، تا خودش راهش رو پيدا كنه . مگه مي شه ؟! خُب همه شون كه نمي رسند مطالعات داشته باشند ، بايد كسي باشه براي اينها جمع و جور كنه ، بياد بگه . ولي اشكال اينه كه چشم هاش رو ببنده و همه چي رو چشم بسته قبول كنه . بايد مواظب باشه اين محبت كورش نكنه و در دام دفاع بد نيوفته كه بدترين خراب كردن بد دفاع كردنه . يعني تعصب جاهلانه نسبت به كسي كه ما بهش ارادت پيدا كرديم . مراقب باشيد ! عقل تون رو مرخصي نفرستيد و اتفاقاً چه بسا خيلي وقتها شما طوري تشخيص مي ديد كه اونها اصلاً نمي فهمن !

و اما تعصب مثبت : تعصب صحيح چند نشانه داره ، اول اينكه عالمانه است . يعني كسي كه چنين تعصبي داره مي دونه براي چي پافشاري مي كنه . ببينيد ما يه عقيده اي داريم و مي دونيم كه اين عقيده درسته ، روش پافشاري مي كنيم ، عالم و آدم اگر دست به دست هم بدن ، اصلاً برامون فرقي نمي كنه .

چند وقت پيش با يه تعدادي از بچه ها نشسته بوديم ، صحبت بود مي گفتند : انشاءالله راه كربلا هم داره باز مي شه . همه با هم مي ريم كربلا ! من گفتم : اصلاً اين كربلا رفتن به دلم نيست ، گفتن : چرا ؟! گفتم : من يه جمله اي از امام (ره) شنيدم كه تا آخر عمر تو حسرت اين جمله مي سوزم . اون هم اينه كه ايشون فرمودن : “ راه قدس از كربلا مي گذرد . ” من كه دلم عشق تكه تكه كردن اين صهيونيستهاست ! عشق گرفتن دست بچه هاي مظلوم فلسطينه ! اين كربلا مزه داري . كربلا رفتن خون مي خواد ، اين كربلا مي ارزه ! مي گن : آقا ! تو هنوز پنجاه و هفتي هستي ؟! مي گم‌ : بله ، از اصولم كوتاه نمي يام . پاش ايستادم تا اَبد هم كوتاه نمي يام .
روي امامت تعصب داشته باش . روي ولي ات تعصب داشته باش . روي معصوم (ع) و دينت تعصب داشته باش . اما روي سليقه ات تعصب نداشته باش . برو دلت رو پيدا كن ، ثابته ، زياد هم نمي خواد چيزي نگه داري ، چهار ، پنج تا ستون ثابت براي دينت نگه دار ، بعد مي شه تغييراتي هم بهش بدي ، اين چهار پنج تا رو بگير تكون نخور . وقتي اينها رو داشته باشي ، تو بقيه مسائلي كه برات پيش مي ياد اينها بدادت مي رسه .

يكي از دوستان بسيار بسيار جناحي ما كه اگر اسم بيارم مي شناسيد ، و شديداً سوم خردادي هستند ! ( من اصلاً سياسي صحبت نمي كنم ،‌ مي خوام يه مثال اخلاقي براتون بزنم ، اصلاً من دوم خرداد و سوم خردادي نمي دونم چيه ؟! به من ربطي نداره ) ايشون در يه مناظره اي كه با عناصر ملي ـ مذهبي داشتند ، صحبت مي كردند ، جوي طوري بوده كه دختر و پسر سوت و كف مي زدن ، و كاملاً جو مناسب اين بوده كه انسان دو كلمه حرف حساب بزنه . خُب يه مقدار صحبت مي كنه ، بعد يه دفعه از دين و اصول و . . . مي گه . اينهايي كه طرفدارش بودن ، اول همراهي مي كنن ، اما يه دفعه ترمز مي زنن !! يعني چي آقا ؟ چي مي گي شما ؟ اونها مي خواستن كه ايشون بگه مثلاً : مردم ! يه دفعه بريزيد تو خيابون ، شيشه ها رو بشكنند و انقلاب كنيد ، خلاف قوانين مدني رفتار كنيد و . . . اما يه دفعه ايشون به اصولش بر مي گرده . كسي كه روي پايه هاي مذهبيش كار كرده ، در حساسترين بحران ، يه دفعه خودش رو نشون مي ده . مي گه : من مذهبي هستم !

مراقب باشيد . اينها بدادمون مي رسه ، بايد روي يه چيزهايي تعصب داشته باشي ، كوتاه نياي . روي امامت ، ولي ات ، مرامت تعصب داشته باش . روي مذهبي بودنت ، هيئتت تعصب داشته باش . روي سينه زدنت تعصب داشته باش . اينها لازمه اش اين هست كه عالمانه متعصب باشي .
شرط بعدي تعصب مثبت اينه كه تعصب بدون هواي نفس باشه . اگر ديدي طرف مقابلت داره راست مي گه ، كوتاه بيا ، بدون هواي نفس . به خاطر خدا تعصب داري ، مي بيني بابا اون مي گه خدا بهتره ، چيزي كه اون مي گه درسته ، بگو : خيلي خُب از حالا به بعد من روي حرف تو تعصب دارم !

و از همه مهمتر روي ولايت تعصب داشته باش . نه جلوتر از ولي و امامت باش و نه عقب تر . آقا ! به امام مجبتي (ع) كه مي رسيدند مي گفتند : السلام عليك ، يا مذل المؤمنين ! سلام بر تو كه مومنين را ذليل كردي !
لا اله الا الله !! اينها نه جزء خوارج بودند و نه جزء منافقين . اينها اصحاب آقا امام مجتبي (ع) بودند ! ياران و شيعيان شمشير زن در ركاب علي (ع) با امام مجتبي (ع) اينجوري رفتار مي كردند ! بيشترين آزاري كه امام مجتبي (ع) ديد ، از همين متعصباني بود كه در ركاب باباش شمشير زدند . اينها مي تونستند تعصبشون رو با ولايت هماهنگ كنند . از علي (ع) ، علي شناس تر شدند . از معصوم (ع) ، معصومتر شدند . از حسين (ع) جهاني تر شدند . از علي (ع) شمشير زن تر شدند . تحت ولايت تعصبت رو حفظ كن . ببين ولي و امامت چي مي گه و جلو برو ، نه يك قدم پيش و نه يك قدم عقب .

و صلي الله علي سيدنا محمد و آل محمد

ارسال دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید