یا قوی
متن سخنرانی
سیدمحمد انجوی نژاد
عنوان سخنرانی: مقاومت – قسمت اول
تاریخ:1403/10/25
عناوین اصلی سخنرانی:
» شیطان دنبال مأیوسکردن همه آدمهاست!
» جوانان را به چه چیزهایی باید امیدوار کرد؟
» خدا ما را برای چه خلق کرده است؟
» شیطان دنبال مأیوسکردن همه آدمهاست!
بحث ما حول محور شعار امسال اعتکاف که اعتکاف، معنویت و مقاومت است، سه قسمت دارد. قسمت اول مقاومت، بحث روحیه است. در صحبتهای رهبری و بقیه بزرگان بحث امیدافزایی را زیاد میبینیم منتها امید به چه باید باشد؟ کسی، خانوادهای، شهری و جامعهای که روحیه ندارد به هیچ وجه نمیتواند مقاومت کند. ما در جنگ سخت حرف برای گفتن زیاد داریم اما در جنگ نرم سالهاست که باختیم به دلیل فشار سه جناح زور، زر و تزویر! مشخص است که زور ما کمتر است چون جبههای مقابل ماست که زور ما به آن اندازه نیست. زر ما هم رسما کمتر است زیرا جبهه مقابل استیلای مالی بر جهان دارد. و تزویر یعنی؛ جنگ نرم هم کار ما نیست چون ما نمیتوانیم بگوییم هدف وسیله را توجیه میکند و دروغ بگوییم و فریب بدهیم. اعتقادمان این است که این راه به انجام نمی رسد. حالا در این مبارزهی سهگانهای که باختیم، امید به چه چیز باید باشد؟ روحیه یعنی چه؟ تمام تلاششان این است که روحیه ما را کنسل کنند؛ کنسلکردن روحیه چیست؟ چه کارمیکنند؟ یعنی جمهوری اسلامی را بزنند؟ جمهوری اسلامی حاکم باشد یا جمهوری غیراسلامی، ایران، افغانستان یا ترکیه حاکم باشد، اصلا برای شیطان مهم نیست؛ شیطان دنبال عاقبت به شری کل انسانهاست! کل انسانها!! شیطان دنبال مأیوسکردن همه آدمهاست! همه آدمها!!
طبق آیه قرآن، شیطان لشکر دارد و آیه را همه بلدید «مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ» یک قسمت از لشکریان شیطان جن است؛ یک قسمت هم از مردماند. اینها چکار میکنند؟ اینها روحیه ناامیدی و یأس را از سبک زندگی با ابزارهای بسیار زیاد نظیر زر، زور و تزویر شروع میکنند و آدمها را از زندگیشان ناراضی میکنند. اصلا ربطی به نظام سیاسی و عقیدتی عالم ندارد. لشکریان شیطان از راههای مختلف با جنگ نرم گاهی مصرفگرایی را ترویج میکنند که شما از چیزی که دارید، راضی نباشید و از آن لذت نبرید و دائم افقی بالاتر در دنیا به شما نشان میدهند. امیرالمؤمنین(علیهالسلام) میفرمایند، این دنیا سراب است، مایوس کردن انسان از سوی شیطان این است که دنیا را زینت میدهد و انگیزه ایجاد میکند که دنبال آن بدوید. وقتی به متاع دنیا میرسید، می بینید این هم آن چیزی نبود که میخواستید. همان اول قبول کنید که این و آن و بعدی، چیزی که ما میخواهیم نیست! لذا بحث قناعت این نیست که انسان فقیر باشد بلکه [قناعت یعنی] قدر داشتههایت را بدانی و از آن لذت ببری! برای رسیدن به نداشته هزینه نکنی درحالیکه از داشتههایت لذت نمیبری! مثلا یک خانه داری و لذت میبری؛ به خودت بگویی نه، من باید یک خانه بزرگتر داشته باشم. دچار قسط شدن، در نان شبماندن و دنبال تجملات رفتن به گونهای که در اولویات زندگی بمانید از توطئه شیطان است. قرآن کریم در این ناامیدی میفرماید، «أَلْهَاكُمُ التَّكَاثُرُ» شما را نابود میکند. پس نسبت به هر چیز، مال، اموال، اعتبار، آبرو و مقام، حواسمان باشد که سراب است. حواسمان باشد که ما در این دنیا خلق شدیم که امتحان شویم و فریب این سراب را نخوریم. بقیه چیزها رسید، رسید؛ نرسید که نرسید!
در قرآن کریم میفرمایند، شیطان میگوید من کجا بنشینم؟ یک عدهای که لشکریان شیطاناند «مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ» و تو را ناامید میکنند. شیطان چه میگوید؟ کنار مؤمنین که در صراط مستقیماند می نشینم و به بقیه کاری ندارم. در معنویات هم همین است یعنی؛ در معنویات هم احساس لذت نمیکنی و بعد فکر میکنی که عارف بالله هستی که از خودت ناراضی هستی! این هم کار شیطان است. یأس در مادیات و معنویات کار شیطان است! آدم باید شاکر باشد. اگر در معنویات بیشتر میخواهی، اشکالی ندارد ولی باید از مسیر «لَئِن شَكَرۡتُمۡ لَأَزِيدَنَّكُمۡۖ» بروی و معنویتت را با شکر عملی مخلوط کنی تا خدا زیاد کند. نه این که بگویی من آدم پستی هستم، من چه آدم بیخودی هستم. حالا چه شده است؟ دوتا گناه کرده! البته گناه مهم است اما توطئه شیطان در مأیوس کردن توست. در خاطرات اعتکاف پارسال معتکفین که گفته بودیم، خاطراتشان را بفرستند؛ یک خاطره که فرستاده بودند و نشر ندادیم، این بود که خاطره نوشته بود، درصف داشتم میآمدم و دیدم بغل دستیهای من تسبیح دستشان است و قیافه نورانی دارند، دیگری بچه کوچک است و گناه نکرده است؛ به خودم گفتم، من کثافت در این صف چکار میکنم؟ ساکم را برداشتم و به خانه برگشتم! احساس میکند کار معنوی کرده! رسمأ شیطان بود خاطرهاش را برای من فرستاده که حاجی من خیلی خودشناسیم قوی شده و فهمیدم که ما باید برویم و پشت این در ننشینیم و خانه خدا را کثیف نکنیم. پمپاژ ناامیدی چه دردی را از ما دوا میکند؟ پمپاژخود تحقیری شخصی، تو هویت نداری و خودت را تحقیر میکنی، معلوم است که در دام دشمن راجعبه خودتحقیری ملی هم میافتی! تو برای خودت عزت قائل نیستی! عزت، عزیزبودن! در معنویت همین است، الان آدمهایی هستند که آرزو میکنند یکبار در عمرشان بتوانند به مشهد یا کربلا بروند بعد مفت به ما میدهند ما بهانه میآوریم و این کار شیطان است. بیرون، دم در مسجد، آقا و خانمی که سنشان بالاست و التماس میکند که بیایند داخل و میگویند هیچی نمیخواهیم. بحث این است که ما جا نداریم؛ بعد من راحت داخل آمدم، این شکر ندارد؟! شیطان چکارمیکند؟ هر وقت در هر موضوع مادی یا معنوی دنبال نقطه ضعفی برای نارضایتی گشتی، قطعا توطئه شیطان است! تا ما این مدلی هستیم، این توصیه های سیاسی راجعبه این که ناامید نباشید و امیدوار باشید، جواب نمیدهد؛ ذات ما مشکل دارد و مبنای شخصیتی ما اشکال دارد.
» جوانان را به چه چیزهایی باید امیدوار کرد؟
1- از هویتش راضی باشد. پمپاژ اینکه تو چرا دختری باید پسر میشدی؟! به شیطان رو دادیم که کار به اینجا رسیده، تغییر جنسیت! اصلا وارد فاز خانوادگی آن نمیشویم که این چه توطئهای است؟ این پمپاژ شیطان است. «مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ» تو چرا کوتاهی باید دراز میشدی، تو چرا درازی باید کوتاه میشدی! این چرا گفتنها و پمپاژ ناامیدی و خودتحقیری، دردی را از انسانها دوا نمیکند، درد شیطان را درمان میکند. اول باید این را درست کنیم. وقتی تو خودت مشکل شخصیتی داری من راجعبه چه چیز مقاومت باید صحبت کنم؟ راجعبه چه لشکر مقاومتی باید صحبت کنم؟ اول تو باید از خودت و شرایطت راضی باشی و بدانی در این دنیا اگر دل به سراب ببندی، رضایتی در کار نیست «أَلْهَاكُمُ التَّكَاثُرُ، حَتَّىٰ زُرْتُمُ الْمَقَابِرَ» تا وقتی قبرتان را زیارت کنید. الان سه روز وقت دارید شخصیتت را درست کنی، در خانه خدا مهمان هستی و شیطان هم نیست. اینجا هرچه از این چرت و پرتها در ذهنت میآید مربوط به نفس خودت است؛ تقصیر شیطان هم نینداز! یکی از اولیاء خدا در اصفهان میگفت: شیطان را دیدم دم در مسجد است و گفتم: اینجا چه کار میکنی؟ گفت: دوستانم اعتکاف رفتند و منتظرم بیرون بیایند و برگردیم؛ با هم کار داریم، یعنی داخل مسجد نیامده است. باید مراقب باشیم. سه روز وقت داری شخصیتت را بر مبنای سازگاری و رضا و شکر تنظیم کنی تا بشود با تو از مقاومت حرف زد. وقتی شخصیت من اهل این مدل مقاومت معنوی و مادی نیست، بحث از مقاومت و جبهه مقاومت و منطقه شوخی است. اول باید خودم را بسازم.
دوم، یک سطح بالاتر میآیند «مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ» در سطح ملی هم همین است یعنی؛ رسانه های زر و زور و تزویر معایب خودشان را کوچک میکنند، معایب ما را بزرگ میکنند. جملاتی که آقا در فرمایشات اخیرشان گفتند: محاسن خودشان را بزرگ میکنند و محاسن ما را کوچک میکنند. اگر کسی میآید و میگوید فلانی این را گفته، میگویم به این دلیل، دروغ است. میگوید دست شما درد نکند، روشنگری کردید، جهاد تبیین کردید. فردا میآید و میگوید: ببخشید فلانی این را هم گفته. میگویم، به این دلیل این هم دروغ است. میگوید: خیلی متشکرم. جهاد تبیین کردید، خداحافظ شما. باز روز سوم میگوید: فلانی این را گفته است. من روز سوم نباید جوابش را بدهم. تو کِی میخواهی باور کنی این طرف دروغگوست و هر روز میخواهی بیایی با من چک کنی؟ اینقدر عقل داشته باش که بفهمی، او دروغگوست و گوش نده! خودت را در مسیر جریان قوی زر و زور و تزویر قرار نده! مگر بیکاری؟ معلوم است که تاثیر میگذارد؛ تلقین است. تلقین میکند ما بدبختیم، ما بیچارهایم، کاش ما بزغاله در سوئیس بودیم، ای کاش هیزمی در لسآنجلس بودیم و میسوختیم! خب، کی جلو اینها را گرفته که نروند در سوئیس گاو شوند؟ خب بروید! چرا به ما میگویی؟ ما از این وضعیتمان راضی هستیم. این پمپاژ جریان تحریف و دروغ و تزویر با مدد زر است برای مأیوسکردن مقاومت! پس یک جریان یأس ساز، خودتحقیر هم داریم که این جریان زر و زور و تزویری و سیاسی است و این هم شدیدا کار میکند. بنابراین دومین نکته این است که من اینقدر شخصیت داشته باشم و اینقدرعقل داشته باشم که خودم را در معرض این جریان قرار ندهم. این جریان قدرت دارد و من را با خودش میبرد، چشم باز میکنم و میبینم کنار اسرائیل ایستادم. توجیهکردن اینکه من کنار اسرائیل ایستادم اصلا کار شیطان نیست. این آدم میتواند اینقدر پست باشد اما شیطان اینقدر پست نیست. احتمالا شیطان، شبها یک لعنتی به اسرائیل میکند! شیطان میگوید: من دیگر این کارها را نمیکردم، گفتم چهارتا گناه کنند و به جهنم بروند و چهارتا چوب بخورند؛ این سیستم کار من نیست. این حرف من نیست، حرف امام صادق(علیهالسلام) و حرف قرآن است «فَأَتْبَعَهُ الشَّيْطانُ» انسانها به جایی میرسند که شیطان میگوید: من دیگر نیستم! من تا یک حدی فسق و فجور میکنم و از آنجا به بعد من از انسان یاد میگیرم. پس این سومین ضعف شخصیتی است که باید برطرف کنیم.
» خدا ما را برای چه خلق کرده است؟
در مقابل جریان زر و زور و تزویر که در زر و زور فاصله آنها با ما چند ده ساله است، یعنی؛ بعد از اینکه ما شخصیتمان را درست کردیم، اگر بخواهیم به میزان زر و زور جریان مقابل برسیم باید چند ده سال تلاش کنیم. تزویر هم ما نمیتوانیم استقاده کنیم چون از نظر ما تزویر انجام و سرانجام ندارد، اشتباه است. مردم هم نشستند و فریب بخورند؛ پس باختیم! ما که میدانیم باختیم برای چه بازی کنیم؟! «حَتَّىٰ إِذَا اسْتَيْأَسَ الرُّسُلُ وَ ظَنُّوا أَنَّهُمْ قَدْ كُذِبُوا جَاءَهُمْ نَصْرُنَا» وقتی به اینجا میرسیم که بگوییم باختیم، خدا کمک میکند. یک بنده خدایی میگفت: ما وقتی گیر میکنیم، تسلیم میشویم و با خدا حرف میزنیم. بنده خدایی گفت: جان مادرت ول کن! کمی انقلابی باش! داد بزن و خِر چهارتا مسئول را بگیر! گفتم: این کارها رو بلدیم و انجام میدهیم ولی تو فکر میکنی ما زورمان به جریان مقابل داخلی یا خارجی میرسد؟ فکر میکنی خدا ما را خلق کرده است که ببریم؟ یا خلق کرده که درست امتحان بدهیم و اگر باختیم امید به خدا داشته باشیم. خدا ما را برای چه خلق کرده است؟ خدا ما را برای انجام وظیفه خلق کرده است! خداوند در قرآن کریم میفرماید، شما فکر کردید ما اگر بخواهیم ببریم، برای ما کاری دارد؟ اصلا نیازی به شما دارم؟ من دنبال برد و باخت در این دنیایی که سراب است، نیستم و دنبال این هستم که تو چه عکسالعملی نشان میدهی و کجای کار هستی؟! تو را برای بردن و باختن در دنیا خلق نکردم؛ تو را خلق کردم که خوب امتحان بدهی! در قیامت زندگی واقعی ما شروع میشود. پس طبق آیات قرآن، خداوند دوست دارد که من دستم را به تسلیم بلند کنم و توصیه میکند که ای کاش مغرور نمیشدید. «إِذَا جَاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَالْفَتْحُ، وَرَأَيْتَ النَّاسَ يَدْخُلُونَ فِي دِينِ اللَّهِ أَفْوَاجًا» وقتی این را دیدی، ای کاش به جای این که سلفی بگیری و سینه سپر کنی و عربده بکشی و رجز بخوانی «وَاسْتَغْفِرْهُ إِنَّهُ كَانَ تَوَّابًا» کاش بعد از پیروزی از این نیتت توبه میکردی! نکته بعدی این که زر و زور و تزویر سلاح طرف مقابل است؛ من به تو سلاحی دادم که طرف مقابل ندارد. در زمینی بازی کن که بتوانی ببری! سرداران موشکی میگفتند، خدمت آقا رسیدیم و گفتیم میخواهیم سراغ ساخت هواپیما برویم. آقا فرمودند، چند سال دیگر کار کنید به گرد هواپیمای آمریکا میرسید؟ گفتیم: بیست سال! خب، او هم بیست سال جلو میرود. در یک چیزی بازی را شروع کنید که آنها ندارند. گقتیم: در چه؟ گفتند: در پهپاد و موشک!
خداوند تبارک و تعالی میفرماید، آنها سه سلاح مادی دارند، تو سلاحی به کار بگیر که آنها ندارند و باختند. همه بلدید! همه دعای کمیل خواندید! «یا مَنْ اِسْمُهُ دَوآءٌ وَ ذِکْرُهُ شِفآءٌ ، وَطَاعَتُهُ غِنىً ، اِرْحَمْ مَنْ رَأْسُ مَالِهِ الرَّجَاءُ ، وَ سِلاَحُهُ الْبُكَاءُ» ای کسی که اسمت دواست، ذکرت زنده میکند و شفا است؛ طاعت و عبادت بر تو مرا غنی میکند و از آن سراب نجاتم میدهد و سازگار و شاکر میشوم. رحم کن یعنی، کارتوست. ما ناامیدیم و تنها به تو امیدواریم. امیرالمؤمنین(علیهالسلام) میگوید: سلاح شما گریه است. امام(رضوان اللهعلیه)فرمودند: بگذار بگویند ما ملت گریهایم. امام(رضواناللهعلیه) چه میداند که این را میگوید؟ میداند این اشک و رقت قلب، انسانیتی را به جوش میآورد که «كَأَنَّهُمْ بُنْيَانٌ مَرْصُوصٌ». در عرفه سال 1374 آقا به جناحهای سیاسی فرمودند که یکجا دور هم بنشینید و برای مشترکاتتان گریه کنید؛ گریه سلاح است. مرحوم آیت الله حائری شیرازی میگفتند: «گریه سلاح است» را برای کسی که نمیفهمد، نمیشود توضیح داد. مانند کسی که در عمرش قند نخورده باشد وقتی میگوییم قند شیرین است، میگویند: شیرین یعنی چه؟ باید بخوری تا بفهمی یعنی چه! «يَا سَابِغَ النِّعَمِ» از قدیم اینطوری بودی «يَا دَافِعَ النِّقَمِ» تو با این مسیر[گریه] نقمتها و بلاها را برطرف میکنی. «يَا نُورَ الْمُسْتَوْحِشِينَ فِى الظُّلَمِ» ما ترسیدیم؛ تو نور به ظلمت میاندازی و ما امیدوار میشویم. تمام این جملات کمیل یک مسیر مبارزسازی و مجاهدسازی برای جبهه مقاومت است. چه اشکالی دارد؟ گریه کن! راحت گریه کن و همین سلاحت است. این بازارگرمی مداحها نیست، این متن توصیه دین ماست، سیره مجاهدین ماست. حسن باقری الان مشهد و زنده است، میگفت: در والفجر 8 یک عده از بچهها رفتند [عملیات] ام الرصاص و طعمه شدند که حواس دشمن بعثی بیاید سمت امالرصاص و از چپ بزنند و فاو را بگیرند. عملیاتی که رژیم بعثی اصلا فکر نمیکرد اتفاق بیفتد و حمله کردند و فاو را گرفتند. به این بیستسی نفری که طعمه شدند، گفته بودند شما امالرصاص میروید، برنمیگردید. یعنی باید جوری بزنی و مقاومت کنی که رژیم بعث فکر کند منطقه عملیاتی امالرصاص است. میگفت: ما دستهایمان را بهم بستیم که کم نیاوریم. هر کدام از این رزمندهها چندین اسلحه، آرپی جی آورده بودند که دشمن فکر کند سیصدنفرند و برای خطشکنی معقول است و اینها رفتند که به اندازه سیصد نفر بجنگند و همه هم مفقودالجسد شدند. حسن باقری میگفت: با بیسیم به من تماس گرفتند که حاجی، شش تا باهم مجروح شدند، دوتا مجروح اینطرف و آنطرف، چهارتا شهید، من و دوسه نفر دیگر باقی ماندیم و داریم مقاومت میکنیم ولی داریم کم میآوریم. ما مجروحیم، بعثیها میآیند و میفهمند اینجا تله بوده؛ حالا چه کار کنیم؟ روضه حضرت زهرا(سلاماللهعلیه) بخوانید. حسن باقری گفت: خیلی آرام گفتم: دنبال حیدر میدوید، از سینهاش خون میچکید، شکرخدا زینب ندید. حسن باقری میگفت: از پشت بیسیم شنیدم که غریدند و جان گرفتند.
ما در کربلای یک، پشت مهران گیر کرده بودیم و تقریبا بیست ساعت بود که آب و غذا نخورده بودیم چون نتوانسته بودیم جایی ثابت بایستیم که تدارکات به ما آب و غذا بدهند. اینقدر بیجان بودیم که نمیتوانستیم اسلحه را برداریم و میگفتیم الان بعثیها میآیند بالای سرمان و اسیر میشویم. صدای بوق یکی از ماشینهای تبلیغات میآمد وغذا و آب پخش میکرد و این صدا در گوش ما میپیچید: «ای لشکر حسینی تا کربلا رسیدن یک یا حسین دیگر»! ما دیگر گرسنگی و تشنگی یادمان رفت و همه یا حسین، یااباعبدالله میگفتند.این اثر «سِلاَحُهُ الْبُكَاءُ» است. رزمنده دیگری نقل میکرد در جبهه یکی از رزمندهها روی زمین افتاده بود و بالا سرش رسیدم و گفتم: اگر وصیتی داری بگو. گفت: من را ده قدم جلوتر لبه خاکریز ببر، با خط مقدم فاصلهی کمی داشت. آنجا بردمش و گفت: اینجا ده متر به کربلا نزدیکتر است میخواهم سلام بدهم! این آدم، آدم جبهه مقاومت است. ما اگر میخواهیم به این سمتها برویم باید این شخصیت را پیدا کنیم. مادرهایی که در جلسه هستند و بچه در بغلتان خواب است، در غزه مادری که بچه در بغلش هست و از سرما یخزده را دیدید؟ شخصیتتان را درست کنید تا به داد او برسی! بچههایی که شادید و اینطرف و آنطرف میدوید نگاه به غزه و لبنان و سوریه بکنید؛ یکجوری باید بار بیایید که به داد آنها برسی والا خدا روز قیامت خِر ما را میگیرد و میگوید تو مسلمان نبودی؟ تو آدم نبودی؟ سبک زندگیت را از فضای مجازی زر و زور و تزویر میگرفتی؟ این مادرهایی که در غزه بچه یخزدهاش را جلویش گذاشته و الحمدالله میگوید، ندیدی؟ این اعتکاف و فرصت را شوخی نگیرید. شیطان بیرون ایستاده! زمانه، زمانهای است که باید انتخاب کنی یا با حسین باشی یا با زینب! راه سوم فقط یزید است؛ هیچ گزینه دیگری ندارید؛ هیچی! ای خدا! در همین اعتکاف صدا بلند شود أنا المهدی! تا خوبیم آقا بیاد. الان به دلم رسید این شعر را بگویم: حسین جان ای آبروی دو عالم، نگین سلیمان به حلقه خاتم، حسین جانم ای حسین جانم.
ارسال دیدگاه
دیدگاهتان را بنویسید