امروز 15 فروردین 1404 - 4 شوال 1446
خواندنی ها

متن سخنرانی - مقاومت(3) - شب سوم اعتکاف1403

14 فروردین 1404 -   12:00 ق.ظ  دسته بندی: اعتکاف

یا قوی
متن سخنرانی
سید محمد انجوی‌نژاد
موضوع: مقاومت – قسمت سوم
تاریخ: 1403/10/27

 

عناوین اصلی:
»ارتباط جمالی، درخواستی، قلبی و چشیدنی است
»بدون نماز زورت به هیچ چیز نمی‌رسد
»اثر عبادت قبل از بلوغ
»آدمی که از خدا دور است هیچ وقت رنگ خوشی را نمی‌بیند

 

 

»ارتباط جمالی، درخواستی، قلبی و چشیدنی است
خیلی وقت‌ها می‌شنویم که فلان عالم مسیحی، عالم یهودی و یا فلان کس که اصلاً دینی ندارد، راجع‌به مثلاً امیرالمؤمنین(ع) جملات خیلی شگفت‌انگیزی گفته یا گاندی در هند خودش را پیرو امام حسين(ع) می‌دانسته. یا خیلی از عبارت‌های این مدلی که ما احساس می‌کنیم و سؤال می‌کنیم. مثلا سؤال می‌کنیم آقای ابن ابی الحدید شما که شرح نهج‌البلاغه نوشته‌ای و این‌قدر از امیرالمؤمنین(ع) تمجید کرده‌ای چرا شیعه نشدی؟ یا فلان عالم مسیحی جرج جرداق که چند جلد کتاب راجع‌به امیرالمؤمنین(ع) نوشته و از آن اعتقاداتی که ما شیعیان هم داریم بالاتر را زده. چرا شیعه نشده؟ چرا اصلاً مسلمان نشده؟
و از این سؤالات این مدلی که زیاد است. یعنی ما در کسانی که مسلمان نیستند نسبت‌به پیامبر اسلام(ص)، اهل بیت(ع) و صحابه اعترافاتی را می‌بینیم که حتی مثلاً در وصف آن‌ها کتاب نوشته‌اند. مثل کتاب‌هایی که در وصف حضرت زینب(ع) نوشته شده. بعد طرف حتی مسلمان هم نشده یا اصلاً مثل برخی از بزرگان انقلاب‌های مارکسیستی حتی به خدا هم اعتقاد پیدا نکرده. خب این جریانش چیست؟ آیا می شود انسانی به فضائل امیرالمؤمنین(ع) پی ببرد؛ اما به حقیقت امیرالمؤمنین(ع) یا به حقیقت خدا نرسد؟ کمی جلوتر می‌رویم مثل خود ما، حالا درمورد آن‌ها که جوابش را خدمتتان می‌دهم. خود ما وقت‌هایی در مورد خیلی از مباحث اعتقادی نه‌تنها اعتقاداتمان تکمیل است بلکه قابلیت دفاع هم داریم ؛ یعنی اگر کسی بخواهد محاجه، مباحثه و مناظره کند می‌بَریم؛ در همین مباحث اعتقادی که الان داریم. من به یکی از دوستان طلبه‌ای که خیلی در بحث مباحثه و مناظره فاضل بود و چند تا از دوروبری‌هایش در قم این جمله را گفتم و ایشان هم تأیید کرد.گفتم شما در بحث کوبیدن اهل سنت، مسیحیت، یهودیت و … اصلاً کسی نمی تواند باهاتون مناظره کند. به این طلبه گفتم که شما برای اینکه از طرف تشیع و اسلام مبارزه کنید قطعاً موفقید. یک مشکل کوچک دارید. خودتان به دین اسلام و تشیع خیلی عمل نمی‌کنید. و دقیقاً همه‌شان تأیید کردند. گفتم مثلاً الان سبک زندگی‌تان نه اسلامیست نه شیعی. این‌قدر در بحث مبارزه با مخالف رفته‌ای که یادت رفته خودت را مرور کنی ببینی خودت اعتقاداتت چه مدل است. این صحبت من ادامه صحبت‌های دیشب است؛ یعنی فکر نکن یک بحث جدید است. بحث ما راجع‌به مقاومت است. مقاومت یک، مقاومت دو و مقاومت سه. جلسه اول مقاومت شخصیتی، جلسه دوم مقاومت در حالی که من اصلاً اعتقاد ندارم می‌توانم مقاومت کنم، کار دست خدا و امام حسین(ع) است.امشب سراغ قسمت سوم می‌آییم.

مثلاً خود ما به اعتکاف می‌آییم، طلبه آمده در حلقه معرفتی نشسته کل شبهات ما را می‌خواهد برطرف کند. با بیست، سی تا شبهه می‌نشینم، این طلبه هم بنده خدا برای من وقت می‌گذارد. فرض می‌کنیم در اعتکاف کل اعتقاداتم را از صفر تا صد، توحید، نبوت و معاد، همه را برایم ثابت می‌کند. اصول دین من تکمیل تکمیل می‌شود، از در بیرون می‌روم؛ اما در رفتار و سبک زندگی من اثری ندارد. اصلاً ما برای چه دین داریم؟ برای رسیدن به یک سبک زندگی بر مبنای تقرب و نزدیک شدن به خدا؛ ماه به ماه و سال به سال. خب این سؤالی که در طول تاریخ بوده را علما جواب داده‌اند. از مرحوم شاه آبادی جواب داده منتها در قسمت خاصی است جزء بحث‌های خیلی عمومیشان نیست، تا بزرگان دیگر، تا علامه طباطبایی تا شاگردان علامه طباطبایی. علامه طباطبایی فرمودند دین، اولیاء خدا، پیامبران و اهل‌بیت یک کمال دارند و یک جمال. شما بعضی‌وقت‌ها وقتی به حضرت زینب(ع)، آقا امیرالمؤمنین(ع)، رسول خدا(ص)، امام حسین(ع)، دین، اعتقادات، مسیح، موسی و … نزدیک می‌شوی، اگر به‌سمت این بروی که نسبت‌‌به آن‌ها شناخت پیدا کنی مثلاً ایشان کی متولد شده؟ سبک زندگیش چه بوده؟ کتاب سخنانش چه بوده؟ عظمتش چه بوده؟ حتی معجزاتش چه بوده؟ شما دارید نسبت‌به کمال این بزرگان شناخت پیدا می‌کنید. این اطلاعات است. امام‌صادق(ع) سه هزارتا شاگرد داشته. بیست‌تایش پای ایشان نایستاده؛ ولی سه هزارتایشان از امام‌صادق(ع) هر چه فرموده کامل یاد گرفته‌اند. کمال! کمال یعنی چه؟ یعنی آقا شما اعتراف کنی. همین سه هزارتا، همه‌شان اعتراف می‌کنند. تمام سه هزارتا اعتراف می‌کنند، یک نفر هم استثنا ندارد که می‌گویند من هر چه دارم از امام‌صادق(ع) دارم. بعد وقتی بهش می‌گویی خب پس چرا شیعه‌ امام‌صادق(ع) نیستی؟ او هنگ می‌کند. نمی‌تواند جواب بدهد. آن عالم مسیحی، عالم یهودی و عالم اهل سنت هر چه راجع‌به امیرالمؤمنین(ع) نوشته همه را راست می‌گوید. اصلاً کاملاً با عقلش به این نتیجه رسیده که این شخص در اوج کمال است؛ اما برای پیروی از خدا، ورود امر و نهی خدا به سبک زندگی من، غیر از کمال یک چیز دیگر هم لازم دارم، که به آن جمال الهی می‌گویند. «إن الله جمیلٌ و یُحِبُّ الجمال» ما به یک چیز دیگر هم نیاز داریم. این بحث‌های این مدلی که ما در اعتکاف و شب‌های این مدلی می‌کنیم که بیشتر دلی است و از آن قالب منطقی و عقلی جلسات در می‌آییم و فلسفه را فراموش می‌کنیم؛ برای این است که احساسم این است که برای اینکه جمال معرفی بشود ما به یک اتمسفر خاص نیاز داریم. به یک فضای خاص نیاز داریم.

به یک اتمسفر لازم داریم که برای این قضیه کمکمان کند. به‌شدت زیاد توصیه کرده‌اند که راجع‌به اصول اعتقادات، مباحث عقلی، فلسفی و این چیزها خواستی صحبت کنی، خیلی دنبال این نباش که حالا مثلاً [زمان مناسب ایجاد بشود] در اتوبوس هم داری به جایی می‌روی کسی سؤال کرد شبهه‌ای چیزی بود جوابش را بده. در بحث‌های این مدلی خیلی خیلی زیاد توصیه شده که همیشه [جواب داده شود] اصلاً از امیرالمؤمنین(ع) وسط جنگ سؤال عقلی کرد، آقا گفتند الان جوابت را می‌دهم. اما وقتی به بحث های جمالی رسیدند گفتند اول فضا را وزن کن و بسنج ببین این حرف جایش هست یا نیست. مرحوم آقای فاطمی‌نیا می‌فرمود که یکی از دلایلی که من بعضی از حرف‌ها را نمی‌زنم این است که این حرف، همین الان جایش هم هست؛ ولی بعد کسی در یک اتمسفر و فضای دیگر این صوت را گوش می‌دهد که برای او جایش نیست. جمال از طریق کلیپ منتقل نمی‌شود. [برای درک] جمال باید در فضا باشی. فکر کنم در همین اعتکاف بود، اینجا بود یا قم یا مشهد یا اصفهان. جایی بود همین روزها. فکر کنم ما الان روی لبه آلزایمریم. کسی راجع‌به یکی از اقوامش تعریف می‌کرد. بعد او که تعریف می‌کرد، من در ذهنم یکی از اقوام خودم آمد. می‌گفت یکی از اقوام ما که کلی مثلاً نسبت‌به رهبر انقلاب موضع داشت و هر چه توضیح می‌دادیم برایش جا نمی‌افتاد، هفته پیش در همان حسینیه بزرگ به دیدار رهبری رفته. چشمش به آقا افتاده کل ابهاماتش از بین رفته. اتمسفر! بعد من یاد یکی از اقوام خودم افتادم که با امام(ره) مشکل داشت. با امام(ره) خیلی مشکل داشت. بعد او یک بار به دلیلی دیدار ایشان رفته بود و کلا تا آخر عمر دیگر با امام(ره) مشکل نداشت با بقیه مشکل داشت. می‌گفت امام خوب است مرده شور بقیه‌شان را ببرد. حالا احتمالاً راست هم می‌گفت. احتمالاً!ببینید این یک نکته است. ما می‌گوییم جمال از طریق درس و بحث منتقل نمی‌شود. جمال چیزیست که معصوم می‌فرماید «اَللّهُمَّ اِنّا نَشْکوُ اِلَیْکَ فَقْدَ نَبِیِّنا» این فقد فقط به‌معنای فقد اطلاعاتی و علمی، راهنما خواستن، امام خواستن و نبی خواستن نیست. اتفاقی در ارتباط جمالی می‌افتد که در ارتباط کمالی نمی‌افتد. این حرف‌های من نیست این درس مرحوم شاه‌آبادی است که امام(ره)، علامه طباطبایی و شاگردانش نقل کرده‌اند، فصلی راجع‌به کمال و جمال نوشته‌اند. می‌گویند داستان اینطوری است. مثلاً در این فضای اعتکاف، پریشب یک جلسه بوده، جلسه خوب بوده، دیشب جلسه خودش خوب بوده. الان تو خودت خوبی! خیلی فرق دارد. خیلی فرق دارد!

ما به آن نقطه برسیم که ارتباط قلبی و محبتی با اهل‌بیت(ع) و خداوند تبارک و تعالی برقرار کنیم. این‌قدر اصرار داریم برای همین است. این بحث‌های کمالی خیلی لازم است؛ اما کافی نیست. انسان اگر می‌خواهد ضمانت داشته باشد باید از طریق جمال ارتباط برقرار کند. و داستان و فضایی است. در جلسه عصر که جلسه خوبی بود، آقای جلالی می‌گفت که ما اگر خودمان مثلاً بخواهیم به جنگ و جبهه برویم و درک کنیم معلوم نیست بتوانیم بمانیم. در این عالم مثال که بنشینی فکر کنی بله اینطوریست که بعضی از آدم‌هایی که می‌گویند من بروم بجنگم و بزنم آن فضا را ندیده‌اند. من تا اینجا را قبول دارم. اما اگر جبهه، جبهه حق باشد آن جبهه‌هایی که ما دیده‌ایم باشد، شما ندیده‌اید چه جذابیتی دارد؟ ممکن است بگویی جبهه رفتن خیلی سخت است؛ ولی وقتی مزه کنی و این مزه جمال به کامت بشیند خواهی فهمید جبهه نرفتن خیلی سخت است. همین الان پیش می‌آید من از این اعتکاف بیرون می‌روم _سال‌هاست دارم این را می‌گویم_ یک ساعت، دو ساعت، بیست دقیقه می‌خواهی بیرون بروی برگردی، آدم دلش یه‌جوری می‌گیرد، بغضی گلویت را می‌گیرد. بعد شما فکر کن در فضایی که ما یقین داریم امام زمان(عج) دارد می‌چرخد. خط مقدم، فلان و … واقعاً مرخصی که می‌آمدیم به بچه‌ها سخت می‌گذشت. خیلی سخت می‌گذشت! از این‌‌طرف که قطار می‌خواست سمت جنوب یا شمال برود خیلی دیر می‌رسیدیم. منتظر بودیم زودتر برسیم، خیلی اذیت می‌شدیم. آقا آنجا مگر چه توزیع می‌کنند؟ جمال توزیع میکنند. نمی‌گفتیم، بلد نبودیم چه بود. می‌دانستیم خوب است. سؤال در ذهنت را الان می‌خواهم جواب بدهم. ارتباط این مدلی درخواستی، قلبی و چشیدنی است.

 

»بدون نماز زورت به هیچ چیز نمی‌رسد
در صحبتی که همین هفته پیش برخی از مسئولین برگزاری برخی از اعتکاف‌ها حضور داشتند، خدمت آقا رسیدند. جلسه ی خاصی بوده. آن‌ها گفته‌اند آقا ما اعتکاف داریم و مال جوانان و نوجوانان است، این آخر صحبت شما یک توصیه هم برای اعتکاف نوجوانان و جوانان بکنید. ایشان فرموده بودند که به نوجوانان و جوانان بگویید این سه روز فرصت خوبیست که نماز با حضور قلب را امتحان کنند. نماز با حضور قلب چیست؟ به معنایش دقت کنید؟! اتفاقاً این روزها همه معنی نماز را بلدند. آقای بهجت رحمت الله علیه خیلی ساده و راحت گفت آقا نماز با حضور قلب کتاب و … نمی‌خواهد. الله اکبر یعنی دستانت را بالا می‌بری می‌گویی برای این دو سه رکعت من بی‌خیال دنیا هستم، دنیا پشت سرم است. حمد و سوره را می‌خوانی به رکوع می‌روی؛ یعنی آقا بعد از اینکه حمدت کردم و شهادت دادم تو تک هستی من دوست دارم در مقابلت خم بشوم و تسبیحت کنم بعد بالا می‌آیی می‌گویی خدا از قبل شنیده است، «سَمِعَ‌ اللَّهُ‌ لِمَنْ حَمِدَه‌» به سجده می‌روی؛ یعنی اینکه خدایا این رکوع من را راضی نکرد، من می‌خواهم در مقابل تو خاک باشم. از آقای بهجت سؤال کرد که در حمد و سوره چه کار کنیم حضور قلب داشته باشیم؟ این برای نوجوان‌ها جواب می‌دهد برای ما یا شده یا دیگر دیر است. یا تا الان چیزی شدیم یا دیگر دیر شده. برای نوجوان‌ها جواب می‌دهد. گفته بود چشم‌هایت را ببند فرض کن بهترین دوستت روبه‌رویت است. فرض کن داری با او صحبت می‌کنی. امیرالمؤمنین(ع) می‌گوید ادا در بیاورید تا یاد بگیرید. برای این مدل نماز یک روز وقت دارید. روزهای قبل هم حتماً این کار را کرده‌اید. برادر من، خواهر من، پدر من، مادر من، دختر من، پسر من، هر کی تو هر سن و سالی هستی بدون نماز زورت به هیچ چیز نمی‌رسد. نه به اصلاح دنیایت نه به آخرتت. هیچ‌چیز!

 

»اثر عبادت قبل از بلوغ
آن‌هایی که هنوز به سن نماز خواندن نرسیدید، اگر من چیزی داشته باشم، یک درصد آن چیزی که من الان دارم مال آن توسل‌ها، کلاس قرآن، هیأت‌ها و گریه هایی که قبل از بلوغم انجام داده‌ام است. عبادت قبل از بلوغ اثری دارد که خداوند تبارک و تعالی روایت دارد به ملائکه‌اش می‌گوید، خیلی حرف است به ملائکه‌اش افتخار می‌کند می‌گوید من به این واجب نکرده‌ام او دارد می‌خواند. بعد فرض کن در هشت سالگی، نه سالگی، ده سالگی، یازده سالگی باشی در عرش بپیچد او افتخار خداست. ما که نماز می‌خوانیم می‌گوید وظیفه‌ات است باید بخوانی، نخوانی پدرت را در می‌آورم. با ما خیلی فرق دارد. امام‌صادق(ع) می‌فرمایند یک نماز،‌ دو نماز، سه نماز! برای چه؟ مگر چه دارد؟ بحث جمالی بود دیگر. گفتیم چیزی دارد که قرار نیست با عقل بفهمیم. این اتصالت می‌دهد. شهید فخری زاده در احوالات همین شهیدی که عصر خدمت خانمش بودیم، شهید علیمحمدی، جلسه خیلی خوبی بود، بعداً فیلمش را ببینید، می‌گفت او در مسئله فیزیک که گیر می‌کرد، بغل کرسی تدریسش جانماز داشت می‌گفت ببخشید من الان حلش می‌کنم. در اتاقش وقتی در بحث انرژی هسته‌ای گیر می‌کرد یک جانماز داشت می‌گفت الان حلش می‌کنم. شهید فخری‌زاده می‌گفت بنده شاهدم که گیر کرد دو رکعت نماز خواند حلش کرد. چرا؟ کمالی نیست من بتونم بگویم چرا. جمالی است. بعد از اینکه فضا مرتب شد، حضور قلب یعنی صحبت با دوست. این جوری دو رکعت نماز بخوان. بعد آقای بهجت می‌گوید سلام آخر نماز برای این مدل نماز یعنی تو تا نماز بعد سلامتی. این خلاصه یک خطی دو خطی یک کتاب اسرار الصلاه برای حضور قلب در نماز است.  آقا از ما گذشت. بدبخت شدیم! نه، بدبخت نشدیم. برای ما چه دارد؟ برای ما نمازهای نافله دارد. نماز شب دارد. هیچ محدودیتی هم ندارد. نشسته، رو به قبله، پشت به قبله، با وضو، بی وضو، با تیمم و … هیچ محدودیتی ندارد. کم، زیاد! خدا برای این افتخار می‌کند؟ نه، اینجا وقتی خدا به تو افتخار می‌کند که اگر نماز نافله‌ات قضا شده باشد فردایش قضا را به جا بیاوری. خدا می‌گوید به او واجب نکردم دارد قضا می‌کند. آقا چیزی در طاعت هست. من اصلاً نمی‌توانم برای شما توضیح بدهم. فقط می‌دانم این انسان را به جمیل و جمال وصل می‌کند. چیزی در آن هست. بعد این فضاها اصلاً قابل توضیح دادن نیست. اصلاً قابل توضیح دادن نیست که چه فضاهای عجیب و غریبی ایجاد می‌شود. الزاماً هم نمی‌توانیم بگوییم مثلاً امام‌زمان(عج) تشریف آوردند.

اصلاً فضای جمال فضای خیلی جذابی است. یعنی گرم باشد جذاب است، سرد باشد جذاب است، گشنه‌ات باشد جذاب است، سیر باشی، جذاب است،‌ خوابت بیاید خوابت نیاد جذاب است. برخی از شما من واقعاً می‌دانم سبک زندگیتان و البته سبک زندگی‌های عموم مردم الان یک سبک زندگی با رفاه است؛ یعنی خوابش شرایطی داره، غذایش شرایطی دارد، جایش شرایطی دارد، تاریک باشد، روشن باشد، صدا باشد نباشد. من می دانم این سه روز کمی بهتان سخت می‌گذرد و بعضی‌ها خیلی بهشان سخت می‌گذرد و بعضی‌های دیگر، من می‌دانم که اصلاً روز اول ول می‌کنند و می‌روند. اصلاً مشکل اخلاقی اعتقادی ندارد. این سبک زندگی را نمی‌تواند تحمل کند. بعد بهش می‌گویم شب آخر است، گریه می‌کند. برای چه گریه می‌کنی؟ فردا راحت می‌شوی. این اثر جمال بر قلب است؛ یعنی وقتی اثر می‌کند آدم ها حس می‌کنند که گمگشته‌ای دارند که در ایامی به این گمگشته می‌رسند. یک وقت اعتکاف، یک وقت حرم امام حسین(ع)، یک وقت حرم امام رضاست که انشاالله قدر بدانیم. یا خود حرم شاهچراغ احمدبن‌موسی(ع). همه جاهایی که اولیاء خدا زیاد می‌آیند، آن فضا اثر جمالی می‌گیرد. همین مسجد، شما مطمئن باشید اگر این جلسه را در صحن ببریم یک مزه دیگر می‌دهد، در این بلوار روبرو ببریم مزه‌اش خیلی خیلی کمتر می‌شود. یکی از دلایلی که این مسجد این‌قدر برای ما جذاب است اثر جمالی است که سالیان سال این جاست. چند صد سال است اینجا گریه کردند، نماز خواندند. به‌قول حاج مهدی که دیشب می‌گفت پنجاه سال دیگر، پنجاه را که برای شما گفت، برای ما ده بیست سال دیگر ملت می‌آیند اینجا می‌نشینند ما نیستیم؛ ولی اثر ما هست. آن کسی که اینجا می‌نشیند می‌خواهد صحبت کند برای شما که هستید ان‌شاءالله، از امشب من و تو دارد اثر می‌گیرد. جمال اصلاً اثرش از بین نمی‌رود. اثر منفی هم همین است. یعنی شما از آن طرف هم نگاه کنی محیطی که پر از گناه، فساد و مسائل زشت است، اثری دارد که شما در آن جمال پیدا نمی‌کنی. عادت کنید به زیارت. عادت کنید به نماز. یک روز دیگر وقت داری. یک روز هم کمتر، خیلی کمتر. عادت کنید تا ان‌شاءالله خدا به همه ما توفیق عمل کرامت کند. پس اصلش این است که آقایان کمال را گرفته‌اند؛ اما جمال را نگرفته‌اند. لذا اعتقاد دارد؛ اما ایمان پیدا نمی‌کند؛ یعنی اعتقاد دارد امیرالمؤمنین(ع) حق است؛ اما ایمان پیدا نمی‌کند او امام است، ولی بر حق است.  آن وقتی اتفاق می‌افتد که ارتباط جمالی ایجاد بشود و فضا ایجاد بشود. روابط معنوی داشته باشی. شهید داداللهی رحمه الله علیه شیمیایی بود. فرمانده مهندسی رزمی و ادوات بود. خیلی شیمیایی بدی شده بود که دو سه سال بعد از جنگ به شهادت رسید. بعد همان اوایل، یکی دو روز بعد از انتخاب رهبری به‌عنوان رهبر بعد از امام، ایشان گفت که زور نزنید و اثبات کنید ولایت یک نور است. دریافتش نور می‌خواهد. نور نداشته باشد اصلاً دریافت نمی‌کند. با منطق نمی‌شود. کتاب جلد یک، دو، سه و چهار ولایت جواب نمی‌دهد. آدمی که نماز نمی‌خواند نمی‌تواند با ولایت ارتباط برقرار کند. مسیر را بسته. ممکن است اعتقاد منطقی پیدا کند مثلاً لازم است برای مصالح به‌حق؛ ولی ارتباط ولایتی نیست. که امام مثلاً چیزی می‌گفت، مردم بروند همه زندگیشان را بدهند.

یا همین الان در بعضی چیزها؛ آدم اصلاً باور نمی‌کند هنوز همچین موجوداتی وجود دارند که مثلاً آقا بگوید بروید به لبنان کمک کنید طرف بیاید خانه‌اش را شش میلیارد بفروشد بعد مثلاً دومیلیاردش را یک جا رهن کند چهار میلیاردش را برای لبنان به خود ما داده. چکش را در کانال زدیم. آدم اصلاً باور نمی‌کند همچین آدم‌هایی وجود دارند. می‌گویم چرا؟ می‌کوید ولی فرموده، نگفته که رهبر فرموده می‌گوید ولی! این ارتباط جمالی است. تا او که بگوید بله مصلحت کشور فلان است، نشان داده است، حکمت داشته، تجربه ثابت کرده و … . این ارتباط ارتباط کمالیست. من نمی‌گویم خوب است یا بد، می‌گویم خصوصیاتش این است. کجایش بد است؟ آنجایش بد است که امام زمان(عج) منتظر نیست که کره زمین از منظر کمال قانع به ظهور شوند. امام زمان(عج) منتظر است کره زمین به اضطرار عاطفی برسد که از منظر جمال منتظر ظهور باشد. اضطرار عاطفی! «اللَّهُمَّ إِنَّا نَشْکو إِلَیْک فَقْدَ نَبِیِّنَا وَ غَیْبَهَ وَلِیِّنَا وَ کثْرَهَ عَدُوِّنَا وَ قِلَّهَ عَدَدِنَا وَ شِدَّهَ الْفِتَنِ بِنَا وَ تَظَاهُرَ الزَّمَانِ عَلَیْنَا» اضطرار عاطفی می‌گوید آقا من دوست دارم امامم را ببینم. و آن‌هایی که تماماً بحث امامت و ولایت را در یک قسمت دیگر می‌برند؛ بحث معرفتی، جزوه معارف یک و دو و سه و … مأجور باشند ان‌شاءالله. من نمی‌دانم چقدر جواب می‌دهد. ولی وقتی آدم نزدیک می‌شود؛ عزیز من به خدا باید نزدیک بشوی.

 

»آدمی که از خدا دور است هیچ وقت رنگ خوشی را نمی‌بیند
قدم آخر: قدم آخر این است که به بحث دیشب بر می‌گردیم. من زورم به این هم نمی رسد. یعنی اگر خدا را بخواهی نزدیکی به خدا و اهل بیت(ع) را ‌بخواهی،باید خودش بخواهد. باید راه بدهد. اگر از آن سمت کششی نباشد کوشش عاشق بیچاره البته به جایی نرسد. باید بخواهد. و این‌ها جزء دعاها باشد. شب آخر تمام شد. داریم می‌رویم. می‌خواهی به سبک زندگی قبلیت برگردی. اگر خوش می‌گذشته و الان آمده‌ای اینجا که بیشتر خوش بگذرد که خوش به سعادتت. من اصلاً حرفی ندارم؛ اما اگر عده‌ای هستند که واقعاً از زندگیشان ناراضی‌‌اند، ‌از سبک زندگیشان، از دنیایی که می‌گذرد اگر شکایت دارند، امشب وقت داری از خود خدا بخواهی. آدمی که از خدا دور است هیچ وقت رنگ خوشی را نمی‌بیند. ما که به خدا نرسیدیم. نسبی است دیگر. مثلاً اگر بنده صد کیلومتر دورم مقداری بدبختی دارم آن را ۹۰ کیلومتر کنم، ده درصد بدبختی‌هایم کم می‌شود. ادعا نکردم که من الان فانی فی الله هستم و به خدا رسیده‌ام؛ ولی من دارم به تجربه بهت می‌گویم خودم هر وقت به خدا نزدیک‌تر شدم مشکلاتم کمتر شده. هر وقت هم از خدا دور شدم مشکلاتم بیشتر شده. پسر و دختر نوجوان می‌خواهی امتحان کنی؟ بسم الله. امتحان کن. کی می‌تواند منصرفت کند؟ آدمی که به تجربه کسی که دلسوزش هست، صد و بیست و چهار هزار پیغمبر، چهارده معصوم و به قرآن اعتماد نکند؛ پدر من، مادر من چرا زور می‌زنی بچه‌ات امتحان نکند؟ بگذار امتحان کند. راه باز جاده دراز. تو می‌گویی بی‌خدا خوش می‌گذرد؟ برو خوش بگذران. من دارم این را می‌گویم بچه مسلمان، بچه یهودی، بچه مسیحی، کسی که اهل کتاب است و با عقل فهمیده خدایی هست، قیامتی هست،‌ کافر نیست، مشرک نیست، با خدا نمی‌جنگد خودش امضا کرده خدا را می‌خواهم، هر چه بیشتر نزدیک بشود راحت‌تر است، هر چه بیشتر دور بشود مشکلاتش بیشتر می‌شود.

و امشب را وقت داریم که ان‌شاءالله به فردا برسانیم ببینیم داستان چه خواهد شد.
ما را هم ان‌شاءالله دعا کنید.
دعا کنید عاقبت به خیر بشویم.
پس آن‌ها از نظر عقلی قانع می‌شوند؛ اما از نظر محبتی و قلبی چون جمال را ندیده‌اند اعتراف نمی‌کنند. نه اینکه جلوی ما اعتراف نمی‌کنند، کلا اعتراف نمی‌کنند. همین جوری مسیحی از دنیا می‌رود. بنشیند با خودش حساب‌کتاب کند می‌گوید اگر امیرالمؤمنین(ع) این است، اگر پیغمبر(ص) این است خب معلوم است بر حق است پس اسلام هم بر حق است دیگر؛ اما چون جمال را ندیده به‌عنوان یک پدیده بهش نگاه می‌کند. مثلاً به من و شما بگویند که بودا فلان حرف را زده می‌گویم الله اکبر عجب حرفی زده! کمالی! اما اقرار نمی‌کند که بودا پیغمبر ماست. او هم همین‌طوری به امیرالمؤمنین(ع) نگاه می‌کند که به بودا نگاه می‌کند. یعنی گاندی، فیدل کاسترو، خسرو گلسرخی، مارکسیست‌ها و این کسانی که از امیرالمؤمنین(ع) و از امام حسین(ع) تعریف می‌کنند مثل تعریفی است که بعضاً ما از بودا می‌کنیم؛ یعنی نگاهشان پدیده‌ایست. مثلاً می‌گویند عجب پدیده‌ای! معنوی و قلبی نیست.

ارسال دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید