امروز 24 خرداد 1405 - 27 ذو الحجة 1447
خواندنی ها

متن سخنرانی _ نگاهی به آیات پایانی سوره حشر (1) _ احیاء شب جمعه ماه مبارک رمضان 1404

24 خرداد 1405 -   11:56 ب.ظ  دسته بندی: ماه رمضان

یا انیس

متن سخنرانی

سید محمد انجوی نژاد

موضوع: نگاهی به آیات پایانی سوره حشر _ قسمت اول

تاریخ: 1404/11/30

 

عناوین اصلی سخنرانی:

» چگونه می‌توانیم وارد حیات روحانی شویم؟

» آن زمانی که قدرت گناه کردن نداری، گناه نکردن دیگر هنر نیست!

» هر روز اعمالتان را حساب و کتاب کنید که برای قیامتتان چه می‌فرستید

» وقتی از خدا دور می‌شوی دیگر اثر عبادت برایت ملموس نیست

» ارزش و ثواب خدمت به خلق کمتر از ارزش عبادت برای خدا نیست

» آنچه ما در این دنیا برای آخرتمان می‌فرستیم

 

 

در توصیه کسانی که راهی را رفته‌اند و ما باید در مباحث اخلاقی و سلوکی از آن‌ها تقلید کنیم. راجع‌به برخی زمان‌ها و مکان‌های خیلی خاص که نورانیت آن زمان و مکان زیاد است، به تدبر در آیات آخر سوره حشر توصیه کردند و گفته شده که هر وقتی هم نباشد که شاید این تدبر بدون نور خیلی جواب ندهد.

شب جمعه اول ماه مبارک رمضان هم شب خیلی خاصی است. چون اولین شبی است که مهمانی خدا به شب جمعه می‌خورد، روایت زیادی داریم که خیلی با شب‌های دیگر ماه رمضان فرق دارد. و به نظرم رسید این آیات آخر را نگاهی کنیم. من خودم حدیث نفسی راجع ‌بهش داشته باشم و شما هم ارتباط برقرار کنید. «اَعوذُ بِاللّه مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللّهَ وَ لْتَنْظُرْ نَفْسٌ ما قَدَّمَتْ لِغَد وَ اتَّقُوا اللّهَ إِنَّ اللّهَ خَبِیرٌ بِما تَعْمَلُونَ» این اولین آیه‌ای است که امشب به آن نگاه می‌کنیم. خداوند تبارک و تعالی وقتی می‌خواهد صحبت کند وقتی کلمه «والذین» را به کار می‌برد یعنی کسانی که بنا دارند آدم باشند؛ چون عده‌ای بنا ندارند آدم باشند. از آدم بودن خیری ندیده‌اند. کسانی که تمام هم‌وغم و فکر و ذکرشان بالا و پایین دنیا و نعمات و شهوات به معنای امیال و شهوات دنیوی است انتخابی کرده‌اند و می‌گویند ما دوست داریم این مدلی باشیم.

خیلی وقت‌ها می‌گویند که آقا ما اگر نخواهیم در اعتقادات و ایدئولوژی و… باشیم چه کسی را باید ببینیم؟ در حالی که اصلاً قرار نیست کسی را ببینید. شما همین که کسی را نبینید یعنی قاطی اعتقادات و ایدئولوژی نیستید. سرت را پایین بینداز و بخور!  آن‌که می‌خواهد کسی را ببیند کسانی هستند که می‌خواهند قاطی اعتقادات باشد. بزرگترهایشان را ببینند، پیامبرانشان را ببینند، خدایشان را ببینند تا به جایی برسند.

 

» چگونه می‌توانیم وارد حیات روحانی شویم؟

پس وقتی می‌­گوید «ألذینَ» اولین مفهوم این است که واقعا اراده‌­ای هست که تو آدم باشی؟ آدم به معنایی که قرار است باشد. آدم به معنایی که «یا أیها الذینَ آمَنوا استَجیبوا لِلهِ و لِلرسولِ إذا دَعاکم لِما یُحییکُم» آدم به معنای کسی که قرار است آن مدل زنده‌­ای باشد که خدا دوست دارد.

« لِما یُحییکُم» یعنی خداوند دو تا حیات به ما داده است: یا حیات نباتی است یا حیوانی. سپس می­‌گوید اگر دعوت خدا و رسول را استجابت کنید « لِما یُحییکُم» ما این سری شما را به حیات روحانی می‌­بریم؛ حیاتی که آدم را برای آن خلق کردیم.

کسانی که می­‌گویند آقا ما اگر نخواهیم آدم باشیم باید چه کسی را ببینیم؟ فلسفه خلقت خداوند این بود که واقعا موجودات دیگر از ما خیلی جذاب­تر بودند، خیلی هم زمین آرامش بیشتری داشت، همه اندازه خوراکشان از هم استفاده می­‌کردند، یک تهاتری بینشان بود دیگر. از وقتی آدم آمده پایه حرص و تنوع‌­طلبی و داغون‌کردن کره زمین برای امیال بیشتر راه افتاده.

 

» آن زمانی که قدرت گناه کردن نداری، گناه نکردن دیگر هنر نیست!

خدا حفظ کند یکی از بزرگان را، ایشان می­‌فرمودند که آدم­‌ها دو مدل­اند: یکی آن­‌هایی که ابزار دارند و آدم‌­اند، یکی هم آن­‌هایی که ابزارشان را که گرفتند دیگر مجبورند آدم باشند «وَ مَن نُعَمِرهُ نُنَکسهُ فِی الخَلق» وقتی ابزارش را گرفتیم دیگر طرف مجبور است بیاید. لذا امام در نصیحتشان به جوانان فرمودند: یک سجده شمایی که ابزار دارید اندازه یک سال تهجد ما پیرمردهایی که ابزار نداریم ارزش دارد! معمولش این است که آدم­‌ها، مثلا حتی اگر شما فرض کنید یک آدم خبیث هم که باشد دیگر به یک سنی که می‌­رسد نمی­‌تواند از این داستان فرار کند که ظاهرا من اشتباه می­‌کردم، یک عمر دویدم دنبال امیال بیشتر، ابزار هم از او گرفتند. بعد ایشان می‌­فرمود مثلا می‌­نشینند برای نوه­‌هایشان صحبت می­‌کنند که آقا همه چیز قلابی شده! زمان ما روغن­‌ها یک مزه‌­ای داشت، گوشت‌­ها یک چیز دیگری بود؛ الان معلوم نیست چه بلائی سر این­‌ها آورده­‌اند! ارگانیک نیست مزه نمی­‌دهد. بعد می­‌گفت به او می­‌گویم حاجی! تو پرزهای چشایی­ات خراب شده، الان روغن­‌ها خوشمزه‌­تر هم شده­‌اند. نمی‌­خواهد قبول کند که «وَ مَن نُعَمِرهُ نُنَکسهُ فِی الخَلق». خب اگرقبول نکند می‌­قبولانندش، این مدل دنیاست!

«یا أیها الذینَ آمَنوا» ای کسانی که ایمان آوردید، اگر که بنا دارید آدم باشید داستان این است. بیشتر بحثی که آدم­‌ها دارند در مباحث ذهنی و عقیدتی و ایدئولوژیک است. اگر ایدئولوژی را از آدم بگیرند دیگر آدمی نمی­‌ماند! یک موجود مصرف­‌کننده! که این موجود از آن مصرف­‌کننده­‌هایی است که متاسفانه همین یک موجود فقط بلد است مصرف کند؛ یعنی مضرِ به حال طبیعت است. بقیه موجودات هر مصرفی می‌­کنند یک تولیدی هم دارند، یک نفعی هم برای طبیعت دارند، این یکی، نه! فقط مصرف می­‌کند و نابود می­‌کند!

نگو ما اگر بخواهیم زندگی کنیم و نخواهیم مثلا از ذهن­مان استفاده کنیم، نخواهیم عقیدتی باشیم باید چه کسی را ببینیم؟ هیچ کس! برو آقا، برو تا بعد گوشَت را بپیچانند و تو را بنشانند، بگویند حالا بشنو! بعد آن زمانی که گوشت را می­‌گیرند می‌­نشانند، آن زمان دیگر هر هزار ماهش انداره 10 دقیقه الانت برایت فایده ندارد. آن زمانی که نمی­‌توانی جولان بدهی که دیگر فایده ندارد! طرف کور است، مثلا می‌گوید «من نگاه حرام نمی‌کنم» نه! خب، بیا نگاه حرام کن!

بسازم خنجری نیشش ز فولاد                                   زنم بر دیده تا دل گردد آزاد

البته معنی شعر این نیست که می‌گویم؛ ظاهر شعر این است که این مدل به درد نمی‌خورد! نه، باید چشم داشته باشی و قدرت داشته باشی.

وقتی به آدم‌ها عمر می‌دهیم «نُنَکِّسْهُ فِی الْخَلْقِ» ناخودآگاه خم می‌شوند و دیگر حال ندارند که از سجده بلند شوند. آن زمانی سجده ارزش داشت که آدم تکبر داشت، غرور داشت، قدرت داشت. الان که یک ساعت قبل نماز می‌تواند بنشیند، دو ساعت هم بعد از نماز حال ندارد اصلا پا شود! این دیگر جزء نشستن در سجاده محسوب نمی‌‌شود و عبادت محسوب نمی‌شود. تا بحث‌های دیگر راجع‌به امیال و شهوات! اگر می‌خواهی عقیدتی باشی اولا باید قبول کنی که می‌خواهم عقیدتی باشم. دوم «وَلْتَنْظُرْ» و باید به هرکدام از این مهره‌های عقیدتی نگاه کند!

 

» هر روز اعمالتان را حساب و کتاب کنید که برای قیامتتان چه می‌فرستید

«نَفْسٌ مَا قَدَّمَتْ لِغَدٍ» یعنی چه؟ یعنی وقتی فهمیدی داستان دنیا این است؛ پرانتز باز کنم؛ جمله تکراری شهید دستغیب(اعلی‌الله‌مقامه) که زیاد شنیدید و یک بهره‌ای هم از ایشان باشد؛ گفتند: «وقتی من راجع‌به عاقبت و آخرت و مرگ و …صحبت می‌کنم، نه من پیرمرد می‌فهمم راجع‌به چه دارم صحبت می‌کنم؛ نه شما که دارید گریه می‌کنید. هیچ‌کداممان نمی‌فهمیم.» «النَّاسُ نِیَامٌ فَإِذَا مَاتُوا انْتَبَهُوا». حالا یک نگاهی بکنیم، باز از هیچی بهتر است.

پس باید نگاه کند. «وَلْتَنْظُرْ نَفْسٌ مَا قَدَّمَتْ لِغَدٍ» باید ببیند؛ هر روز حساب کند، کتاب کند، محاسبه کند که امروز برای فردایی که خودم هم خیلی به آن باور ندارم ولی یک احتمال قوی راجع‌به آن می‌دهم، آن ‌طرف می‌فرستم! خب، خیلی‌ها آمده‌اند این را به معنای عبادات معنی کرده‌اند. مرحوم آخوند همدانی می‌گوید: «در این قضیه، عبادات را بی‌خیال شو! تو گناه نفرست! گناه نفرستادن خودش عبادت است. بیشتر این را چک کن!» بیشتر این طرف را چک کن!‌ ببینید برای عاقبتتان چه می‌فرستید؟ هر روز محاسبه! این محاسبه را بچه‌ها بعضی وقت‌ها یادداشت می‌کنند؛ بعضی وقت‌ها نه، یادداشت نمی‌کنند و در ذهنشان است.

به قول حضرت امام(ره) دائم ذهنش در حال مرور است. این اتفاق نیتش چه بود؟ این به کجا رسید؟ برای این کجا را گرفتم…؟ تا جمله‌ای که امام (ره) می‌فرمایند: «وزن کن!» وزن کن! الان یک چیزی گفت؛ من جواب او را بدهم، چقدر لذت دارد؟ من با این [شخص] مشکل دارم، پشت‌سرش غیبت کنم چقدر لذت دارد؟ وزن کن و ببین اینکه آن‌طرف می‌فرستی، این دردی که می‌فرستی، این آتشی که به اعمالت می‌زنی، این نمازها و مستحبات و هیأت و زیارتی که با یک جمله باطل می‌کنی؛ اگر وزنش کمتر از این لذتِ کمی دل‌خنکی است؛ امام(ره) می‌گوید: بکن! دائم در حال موازنه باش! اگر واقعا صرف است، بکن! عقلت این را می‌کشد، همین را انجام بده!

امام(ره) می‌گوید آدم عقل دارد، اگر واقعا این است، انجام بده! مال حرامی است و قرار است این مال حرام کمی زیرت را نرم‌تر کند، کمی لباست را پشمی‌تر و ابریشمی‌تر، کمی غذایت را چرب‌تر کند! وزن کن، چقدر لذت دارد؟ از این‌طرف داستان مال حرام و قیامت را هم ببین و وزن کن! امام(ره) می‌گوید اگر واقعا عقلت می‌گوید می‌ارزد، انجام بده! کنایه است! انجام بده!

 

» وقتی از خدا دور می‌شوی دیگر اثر عبادت برایت ملموس نیست

وقتی آدم‌ها از عقیده دور می‌شوند و از خدا دور می‌شوند عبادات برایشان کوچک می‌شود. اثر عبادت برایشان ملموس نیست. همین آقای همدانی نقل می‌کند در حرمی نشسته بودم؛ حالا یادم نیست که حرم امام رضا(ع) بوده یا امام علی(ع)؛ نماز وتیره مستحبی بعد از نماز عشا خواندم. کمرم درد می‌کرد به جای سه سلام یک سلام دادم «السلام علیکم و رحمة الله و برکاته». لحظه‌ای حس کردم نعمت خیلی بزرگی که کره‌ی زمین در مقابلش دیده نمی‌شود از دستم رفت. چه بود؟ آن دو تا سلامی که ندادی. وزن کن. کمی کمر درد را تحمل کن.

چرا این‌طوری است؟ حس نمی‌کنند خدا دنبال بهانه ‌است که بدهد. خداوند ضد بخل است. دنبال بهانه است بدهد. می‌گوییم شب جمعه اول ماه رمضان است و گفته صلوات بلند کینه و نفاق را می‌برد. پیغمبر گفته «مَن صَلی علیَّ مَرة لَم یَبق له مِن ذنوبه ذرة» کسی که یک بار بر من صلوات بفرستد هیچ اثری از گناهان در پرونده‌اش نمی‌ماند. طرف باور نمی‌کند. مردانه باور کردی الان هیچ گناهی در پرونده‌ات نیست؟ نه! ولی سنگ مفت گنجشک مفت. منم باور نکردم. امام خمینی هم فکر کنم باور نمی‌کرد. سنگ مفت گنجشک مفت. شیطان نمی‌گذارد. این دیر باوری ما اجازه نمی‌دهد. «إنَّ اَکثرَ اَهل جَنّة‌ البُله» اغلب کسانی که به بهشت می‌روند کسانی بودند که زود باور بودند. گفت آقا این کار را بکنی به بهشت می‌روی.

زمانی من در یکی از حرم‌های عراق، بنده خدایی را دیدم که خیلی داغون بود؛ قیافه‌اش، سنش، دستش، صورتش. معلوم بود این بنده خدا مثلا از نظر فرهنگی، فرهنگ ظاهری و فرهنگ ادبیات هیچ چیز ندارد. حتی پاچه‌ی شلوارش هم پایین بالا بود. وقتی هم وارد حرم شد انگار مثلا آمده (نمی‌شود اسم آورد) آمد دیگر. هورت آمد در حرم. رفت به ضریح چسبید. از جلو شروع کرد با دقت تمام، تمام اعضای بدنش را به ضریح مالید؛ یعنی اصلا جا نینداخت. ما هم نشسته بودیم.

شانسی ما اینجا یکی از روحانیون فاضلی که قبلا در مشهد شاگردش بودیم را دیدیم. شانسی! او هم دید من دارم به این حاجی دقت می‌کنم. یک نیمچه لبخندی هم روی لب من بود _قضیه مال الان نیست، مال خیلی وقت پیش است. پانزده شانزده، بیست سال پیش_ بعد گفت همین، با همین کارش الان برود بیرون بمیرد همه اعضا و جوارحش را از آتش نجات داده.

«بُله» است؛ زود باور است. حالا تو بنشین اینجا بیست بار جامعه کبیره بخوان. خودت باورت نمی‌شود. اگر انسان عظمت رحمت الهی را بشناسد، آن هم در شب جمعه اول ماه رمضان، از خدا هیچ چیز بعید نیست. چون باورش نمی‌شود وقتی از حرم بیرون می‌رود حس خوبی ندارد. اما او باورش می‌شود. به اندازه باور و اعتقاد! می‌گوید «وَلْتَنْظُرْ نَفْسٌ مَا قَدَّمَتْ» دقت کن اولا مراقب باش چه می‌فرستی؛ وزن کن. اگر می‌ارزد اشکالی ندارد گناه کن. دم عبادت و زیارت و… را دست کم نگیر. فکر نکن مثلا این‌ها چه می‌شود!

خداوند تبارک و تعالی می‌گوید در ماه رمضان مهمان من هستی! در زمان قدیم‌، مثلا بیست‌سی سال پیش، وسط جلسه ماه رمضان می‌گفتند ماه را دیده‌اند! یک دفعه انگار امام‌حسین(ع) را دوباره کشتند و شهید کردند؛ ضجه می‌زدند. تا صبح سینه می‌زدیم که آقا مهمانی تمام شد. این‌قدر به ما تلقین کرده‌اند، که ثانیه‌به‌ثانیه ماه‌ رمضان یک داستان خاصی دارد. می‌گوید باورمان نمی‌شود یک داستان خاصی دارد.

 

» ارزش و ثواب خدمت به خلق کمتر از ارزش عبادت برای خدا نیست

بعد جلوتر می‌آییم، به قسمت سوم می‌رسد، می‌گوید: این عبادات بین من و تو «مَنْ لَمْ یَشْکُرِ الْمَخْلوقْ لَمْ یَشْکُرِ الْخالِق» «وَ الْتَنْظُرْ نَفْسٌ ما قَدَّمَتْ لِغَدٍ» آن قسمتی که تو عبادتت به سمت عبادت عام می‌رود، کارهایی مثل: به خلق‌الله محبت کردن، آبروی کسی را حفظ کردن، به مردم کمک کردن و هر کار دیگری که شما فکر می‌کنی؛ [ثوابی مشابه عبادت خدا را دارد].

همین سری که ما مشهد نائب‌الزیاره بودیم، هوای مشهد به قول مرحوم آیت‌الله‌مروارید منافق است؛ یعنی نباید گول ظاهرش را بخوری. مثلا ده صبح با تیشرت آن‌جا می‌روی، یک دفعه ۱۲ برف می‌زند. بعد این هوای منافق، این سری که ما بودیم خیلی دیگر منافق بود. یک‌هو رگبار زد، سرد. خادم وسط حرم دوید، گفت: کی می‌خواهد خادمی امام رضا(ع) را بکند، فرش‌ها را جمع کند؟ ما هوا را چک کرده ‌بودیم، اصلا در پیش‌بینی‌ها نبود. یک تعداد از این جوان‌ها پابرهنه ریختند؛ جوان هم نه جوانِ خیلی جوان، دبیرستانی بودند. با یک عشقی؛ این جوراب‌هایشان پرِ گِل شده‌بود، کثیف شده‌بود؛ با یک عشقی این فرش‌ها را جمع می‌کردند، این کارها را می‌کردند.

بعد گفتم: ببین خیلی خوب است، ولی امام رضا(ع)، ائمه، خدا، پیغمبران، کلا راجع به هر زحمتی که شما برای خلق‌الله بکشید همین‌قدر اجر و ثواب گذاشتند. چرا منتظری فقط فرش حرم را جمع کنی این‌قدر خوشحال بشوی؟ چرا فکر می‌کنی تمام برکت الهی در این است. این همه راه ریخته‌ است. می‌گفت آقا مثلا یارو [در خیابان] پیچید جلو شما، برای خدا بوق نزن روی اعصاب یارو نرو! نمی‌خواهد بروی فرش حرم را جمع کنی.

«وَ الْتَنْظُرْ نَفْسٌ ما قَدَّمَتْ لِغَدٍ» یعنی آقا رفتارهای روزانه ما نسبت به خلق‌الله، نسبت به جامعه و … این‌ها چی برای عاقبتمان دارد؟ کوچکترین آزار یا کوچکترین خدمت! اصل این است که آدم باور کند این کوچک نیست. هیچ کاری برای خدا نه کوچک است نه بزرگ. کوچک و بزرگ است. کارها را خدا خودش عشق می‌کند. هر جور حال کند وضع می‌کند. دست کم نگرفتن عبادت، چه عبادت عام (خدمت) و چه عبادت خاص، این‌ها خیلی اثر دارد.

 

» آنچه ما در این دنیا برای آخرتمان می‌فرستیم

مومن یک ضرب‌المثل را مبنای اعتقاداتش می‌کند؛ [مثلا راجع به همه معصیت‌ها می‌گوید] ای آقا، دارند شتر را با بارش می‌برند؛ دائم خودش را با کسانی مقایسه می‌کند که معصیت‌های سنگین‌تر دارند؛ خدا را شکر ما این‌ها نشدیم. این که بگوییم خدا را شکر ما این‌طوری نشدیم،  بزرگترین کَید و تله شیطان برای زندگی و دنیای آخرت ماست. یا مثلا راجع به چیزهایی که خیلی مهم است؛ یکی از چیزهایی که برای ما خیلی مهم است باقیات صالحات است. اول این را معنی کنیم که باقیات صالحات یعنی چه؟ باقیات صالحات یعنی چیزهایی که تو باقی می‌گذاری و باعث صلاح و رستگاری فرزندان و … می‌شود. به این معنا نیست که چیزهایی داری نمی‌دهی تا بمیری. دقت می‌کنی؟! مثلا در وصیتش نوشته الان باید بدهی!!

خدمت پیغمبر(ص) آمدند گفتند فلانی وصیت کرده یک انبار خرما را به مستمندان [بدهد]. انبار سنگین! پیامبر رفت همه را [خیرات کرد]. بعد که تمام شد پیامبر(ص) نگاهی کردند که در انبار چیزی نمانده باشد. دیدند یک دانه خرما افتاده. خرما نصفه بود، نصفش را هم گنجشک خورده بود، خاکی هم شده بود. آن را برداشتند و تمیزش کردند و روی خرماها گذاشتند بعد گفتند اگر این یکی را موقع زندگی‌اش داده بود هزاربرابر این‌ها که الان داد برایش اثر داشت. خدا که دنبال خرمای تو نیست دنبال دل کندن تو است.

باقیات صالحات به این معناست که من یک چیزی را می‌گذارم مثلا کتابی را نوشته‌ام، بیمارستانی مدرسه‌ای را الان دادم، خانه‌ای  الان ساختم، چهارتا واحد برای تازه ازدواج کرده‌ها ساخته‌ام بعد که مُردم این ادامه پیدا می‌کند. نه آن که در وصیتم نوشته‌ام. آن هم خوب است باز خدا خیرت بدهد. نروی آن را هم خط بزنی جان مادرت! ولی باقیات صالحات این است و آن برداشت اشتباه است. باقیات صالحات خیلی مهم است؛ چیزهایی که شما بنا می‌گذاری و بعد از مُردنت ادامه پیدا می‌کند.

مورد بعد راجع به درد و رنج! «ولْتَنْظُرْ نَفْسٌ مَا قَدَّمَتْ لِغَدٍ» هر رنج، درد، عذاب، گرسنگی، تشنگی، داغی و هر چیزی به‌شدت در قیامت و برزخ و شب اول قبر ما تأثیر مثبت دارد. به‌جای اینکه اعصابت خُرد باشد [درخصوص اتفاقاتی که] برای خودت [می‌افتد] شکر کن! برای بقیه باید دعا کنی که خدا عافیت بدهد، برای خودمان هم باید دعا کنیم خدا عافیت بدهد؛ ولی اگر درد جسمی یا روحی آمد قطعا برای ما مفید است. این‌ها را سریع برای «ولْتَنْظُرْ نَفْسٌ مَا قَدَّمَتْ لِغَدٍ» و برای آخرتت بفرست. برای آرامش دنیایت هم مفیدتر است.

و به عنوان آخرین نکته «أفضَلُ الأعمالِ أحمَزُها»!  کسانی که می‌گردند در عبادت‌ها ساده‌ترین و بهترینش را پیدا می‌کنند، عبادت‌هایشان قبول است ان‌شاءالله مقبول هم هست و خوب است؛ ولی افضل نیست. او که وقتی می‌خواهد زیارت برود امکانات مادی‌اش را چک می‌کند خوب است، قبول باشد؛ ولی افضل نیست. او که می‌خواهد جلسه برود، می‌خواهد نماز بخواند، هر عبادتی می‌خواهد انجام بدهد، اول شرایط رفاهی و مالی را چک می‌کند؛ خوب و قبول و مقبول است؛ افضل نیست.

آن قسمتی افضل است که سخت باشد. در عبادت‌ها بگردد سخت‌تر را انتخاب کند؛ و مقصود این عبادات بیشتر فیزیکی است. کسانی که این مدلی هستند که از نظر فیزیکی مایه می‌گذارند. چندین بار هم خدمتتان عرض کردم که می‌گویند عرق مجاهدین فی سبیل الله آتش جهنم را خاموش می‌کند. مجاهدین فی سبیل الله منظور فقط رزمنده نیست، جهاد یعنی کوشش در مسیر خدا. این عرق آتش جهنم را خاموش می‌کند. از همه هم بیشتر خاموش می‌کند.

امام باقر(ع) فرمودند به بدنتان در مسیر عبادت زحمت بدهید؛ این باعث می‌شود بدنتان از گناه و خیلی چیزهای دیگر بیمه شود.

این هم جزء «ولْتَنْظُرْ نَفْسٌ مَا قَدَّمَتْ لِغَدٍ» است.

ارسال دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید