امروز 27 تیر 1405 - 1 صفر 1448
خواندنی ها

متن سخنرانی _ گمان (1) _ شب اول محرم 1405

27 تیر 1405 -   12:00 ق.ظ  دسته بندی: گمان

یا انیس

متن سخنرانی

سید محمد انجوی نژاد

موضوع: گمان _ قسمت اول

تاریخ:  1405/03/25

 

 

عناوین اصلی:

»مفهوم گمان و خطر تصمیم‌گیری بدون یقین

»اهمیت سکوت در لحظات هیجانی

»سه سطح از مفهوم پیروزی در شرایط امروز

»تأکید بر حفظ انسجام و پرهیز از اختلاف داخلی

»هشدار درباره جنگ روانی و عملیات رسانه‌ای دشمن

»تحلیل وضعیت منطقه‌ای و احتمال تداوم تنش‌ها

 

 

 

»مفهوم گمان و خطر تصمیم‌گیری بدون یقین

بحثی که ان‌شاءالله اگر توفیقی باشد در خدمتتان باشیم راجع‌به گمان است. گمان‌هایی که خداوند تبارک و تعالی در قرآن کریم ما را به آن توصیه می‌کند یا پرهیز می‌دهد. امشب به‌لحاظ وضعیت خاصی که در آن قرار داریم من یکی از قسمت‌هایی که شاید مال شب‌های بعد بود را شب اول آوردم و آن هم بحث گمان به‌معنای ظن است؛ یعنی عدم یقین در گفتار، ذهنیت و حرف‌های غیرمطمئن زدن و فکرهای غیرمطمئن. از نظر اخلاق و حتی احکام ما موظفیم در رفتار و گفتارمان صددرصد به یقین برسیم بعد حرف بزنیم یا قضاوت کنیم؛ ولی از نظر مباحث غیراخلاقی و وسوسه شیطان ما را به طرف ظن سوق می‌دهد؛ یعنی حرف‌هایی که حتی بالای هشتاد درصد اطمینان داریم، مال شیطان است. ظن یعنی بالای هشتاد درصد. و متأسفانه یکی از وساوس در آخرالزمان این است که برخی از مردم گناهانی که انجام می‌دهند را گناه نمی‌دانند. ثواب‌هایی را هم که انجام می‌دهند فکر می‌کنند ثواب است؛ یعنی نباید بترسیم از کسی که کاری را انجام می‌دهد و می‌داند گناه است؛ چون بالأخره توبه می‌کند. آدم‌ها بعضی‌وقت‌ها گناه می‌کنند نه‌تنها نمی‌دانند گناه است بلکه فکر می‌کنند حق و درست است.

این از گناهانی است که در آخرالزمان خیلی باب است. تأکید خیلی زیادی هست که بعضی گناهانی که ما می‌دانیم گناه است و توبه می‌کنیم اتفاق می‌افتد، اتفاقاً وسوسه شیطان است؛ یعنی شیطان از مسیری می‌آید که برویم مثلاً این گناه را بکنیم و بعد توبه کنیم و  خیالمان راحت باشد که آدم خوبی هستیم. آن جاهایی شیطان تله می‌گذارد که ما نه‌تنها نمی‌دانیم گناه است بلکه حتی فکر می‌کنیم  خیلی کار درستی داریم انجام می‌دهیم. الان فرض کنید یک قاتل و جانی حرفه‌ای که قتل‌های زنجیره‌ای انجام می‌دهد، دارد گناه می‌کند خودش هم می‌داند با یک داعشی که دارد برای رضای خدا این کار را انجام می‌دهد. شیطان در این داعشی هست ولی آن [قاتل] خودش است، نفسش است. راجع‌به این قضیه باید دقت کرد.

 

»اهمیت سکوت در لحظات هیجانی

من اول نکته‌ای را عرض کنم و بعد برویم سراغ بحث امشب. مهم‌ترین قسمتی که انسان وارد ظن می‌شود آنجاییست  که کنترل مغز در اختیار هورمون قرار می‌گیرد. توصیه جدی علمای اخلاق و متخصصین و آیات عظامی که ما مقلدشان هستیم این است که می‌گویند وقتی که خیلی ناراحتی یا خیلی خوشحالی، خیلی عصبانی هستی یا خیلی خسته‌ای؛ وقتی که هورمون در بدنت دارد ترشح می‌شود اختیار عقل زائل می‌شود در اختیار شهوت قرار می‌گیرد. اینجا زمان بده، حرف نزن، سکوت کن! اگر در این پازل قرار بگیری. چون همه ما مبتلابه هستیم، ترشح هورمون که دست ما نیست؛ یک وقت آدم عصبانی می‌شود، یک وقت خیلی زیادی خوشحال است، خیلی زیادی خوش‌بین است، خیلی زیادی بدبین است، خیلی زیادی خسته است، خوابش می‌آید، [در این مواقع] حرف نزن!

دو حالت اتفاق می‌افتد: حالت اول اینکه حرف می‌زنی خراب می‌کنی گناه برایت می‌نویسند، بعضی وقت‌ها خیلی بالاتر می‌رود! حرف تو مسبب جریانی می‌شود که این جریان در طول مدت‌ها برای تو که اصلا خبر هم نداری، دارد سیئه ثبت می‌شود! یا باعث می‌شود پلی پشت سرت خراب شود دیگر نتوانی برگردی. پس خیلی آدم باید راجع‌به ظن دقت کند! این بحث مربوط به شب 7ام، 8ام بود، من گمان‌های دیگری مدنظرم بود که حالا یک اشاره‌ به آن کردم که سکوت کن، زمان بده، حرف نزن! در مباحث شخصی خیلی کولاک می‌کند، در مباحث خانوادگی خیلی! حالا ما به آن خیلی کاری نداریم.  در مباحث اجتماعی یک وقت باعث یک گُسل در جامعه می‌شود که تو دیگر نمی‌توانی جمعش کنی، دیگر توبه ندارد! ببینید بعضی از گناهان توبه ندارد! مثلا شما فرض کن کسی را بزنی دستش را قطع کنی، توبه ندارد که! این دست برنمی‌گردد. تو باید بروی جبران کنی، باید بروی دیه بدهی، عذرخواهی بکنی، تازه اگر ببخشد. بعد همه این اتفاقات که افتاد حق‌الله‌ش می‌ماند! خیلی از کسانی که حق‌الناس مرتکب می‌شوند وقتی حلالیت می‌گیرند خیالشان راحت می‌شود. بعضی وقت‌ها هم حلالیت عمومی دیگر. آقا شب اول محرم است همه همدیگر را ببخشیم، بعد با خیال راحت می‌رود می‌خوابد. آن اتفاق حق‌الناسی که افتاده باید جبران بشود. غیبت کردی، تهمت زدی باید بروی همان‌ها را پیدا کنی جبران کنی و اگر جریان داشته باید کل جریان را بروی جبران کنی.

آقا اميرالمؤمنين(ع) می‌فرمایند توبه کردن خیلی سخت‌تر از گناه نکردن است! چرا ما این جملات را یادمان می‌رود؟! پس معلوم است وقتی گناه اتفاق می‌افتد جریانی اتفاق می‌افتد که این جریان خیلی قابل جمع کردن نیست. تا مباحث اجتماعی تا مباحث سیاسی، دیگر قابل جمع کردن نیست. سکوت کن! آقا هیچ کس منتظر نیست هر اتفاقی در جامعه افتاد تو بلافاصله عکس‌العمل نشان بدهی! رهبر مملکت عکس‌العمل نشان نمی‌دهد، مثلا رئیس‌جمهور آمریکا خودش را دارد می‌کشد، رهبر می‌آید برای درختکاری  پیام می‌هد! برای ختم فلان مرجع تقلید افغانستانی پیام می‌دهد! محل نمی‌گذارد! اصلا چرا باید با این‌ها دهان به دهان بشود؟! تا می‌آید به بقیه چیزهایی که شما می‌بینید.

 

»سه سطح از مفهوم پیروزی در شرایط امروز

حالا می‌رسیم به وقایعی که از دیشب تا الان اتفاق افتاده است. من قبلا هم در دسته‌روی‌ها عرض کردم خدمتتان که ما در این نبردی که با استعمار جهانی _ نه فقط با یک کشور و دو کشور_ داریم و یک نبرد تاریخی است، 3تا پیروزی هدف ماست.

پیروزی اول این است که بالأخره ما از نظر نظامی بتوانیم  تقابلی با این قدرت‌های برتر نظامی جهان داشته باشیم و نخوریم نبازیم عقب ننشینیم و خاکمان را ندهیم. مثلا اگر کسی فکر کند در این نبرد ما می‌توانیم راه بیافتیم برویم آمریکا را بگیریم، نمی‌داند نظامی‌گری یعنی چه. در نبرد با این قدرت‌ها یکی این است. این وزیر دفاع سابق آمریکا که استعفا داد جملاتی آن‌جا گفت. عین جملاتش این‌طوری بود، گفت که ما از نظر تاکتیکی داریم پیروز می‌شویم؛ یعنی هواپیمای ما از نقطهٔ آ بلند می‌شود می‌رود نقطهٔ ب را می‌زند و سالم به نقطه آ بر می‌گردد. این یعنی پیروزی تاکتیکی؛ ولی از نظر راهبردی چه گیرمان آمده‌است؟ یک جا را زدیم، آن‌ها هم یک جا آن بغل‌دست زدند. پیروزی وقتی اتفاق می‌افتد که آدم به هدف برسد. به هدفی بخواهد برسد و به همین دلایل هم استعفا داد.

بعد ما وقتی که به اینجا می‌رسیم می‌گوییم پیروزی اول  این است که ما جنگیدیم، مثل جنگ هشت ساله، یک وجب خاک ندادیم. آن‌ها در جنگ هشت‌ساله آمده بودند تهران را چهار روزه بگیرند [ ولی نتوانستند]. پس ما از نظر نظامی پیروزیم. وقتی دیدگاه بقیه را هم نگاه می‌کنیم آن‌ها هم می‌گویند این‌ها پیروز هستند. می‌گویند از نظر نظامی ما به اهدافمان نرسیدیم، هدف آن‌ها هم این بود که سقوط نکنند، خودشان را حفظ کنند، تقویت کنند، از بین نروند، و هرچه ما زدیم هم بزنند.

 دومین پیروزی، پیروزی از نظر افکار عمومی جهانی بود. یعنی وجهه‌ای که ایران با این مقاومت دوازده روزه و چهل روزه و همین الان هم که داخلش هستیم در جهان به دست آورد که بالأخره آزادگان جهان، جوانمردان جهان، آدم‌ها، انسان‌ها، خوشحال هستند و شما را مایهٔ فخر تاریخ بشریت می‌دانند. می‌گویند آقا این‌ها ایستادند.

بله فرض می‌کنیم در جنگ جهانی دوم که استارت شکست آلمان نازی در شوروی سابق خورد، لنینگراد با خاک یکسان شد. و شوروی سابق بیست میلیون کشته داد. نسل کشی شد؛ ولی این‌ها را آوردند، بعد محاصره کردند. به زمستان کشاندند و آن‌جا خوابید، اصلا ارتش آلمان از بین رفت. از نظر تاکتیکی آلمان بیست میلیون کشت، صدهزارتا کشته داد؛ اما از نظر راهبردی آلمان شکست خورد. از نظر تاکتیکی در آن زمان جنگ با شوروی در برلین و هامبورگ و شهرهای آلمان هیچ اتفاقی نیفتاد، لنینگراد بود که با خاک یکسان شد؛ اما از نظر پیروزی، این شوروی بود که آلمان را شکست داد.

خب این‌طوری قضاوت می‌کنند. این‌طوری قضاوت نمی‌کنند که آقا چهارتا این‌ها زدند چهارتا آن‌ها نزدند. فوتبال که نیست و افکار عمومی قائل به این قضیه است. حالا کاری نداریم که خود دشمن هم اغلبشان قائل به این قضیه‌اند. اگر فرض می‌کنیم در ایران درصدی بیایند بگویند ما باختیم، در آمریکا و اسرائیل این درصد خیلی بیشتر از درصد ماست. خیلی بیشتر است.

خب اما سومی‌ چیست؟ پیروزی به این معنا که ما ضمانت داشته ‌باشیم، این شرارت‌ها دیگر اتفاق نمی‌افتد و برای مملکت ما غیر از عزت، شوکت و قدرت هم بیاورد. ما هنوز به این نرسیدیم. ما هیچ ضمانتی هنوز نداریم. به همین دلیل است که تو احساس پیروزی نمی‌کنی. برای این‌که تو آن هدف را می‌دیدی و در مرحله نیمهٔ اول و نیمهٔ دوم هنوز به آن آخرش نرسیدیم. هنوز ما به فاینال و پنالتی نرسیدیم. چون نرسیدیم احساس پیروزی نمی‌کنیم و ناراحتیم. و این ناراحتی هم درست است. برای اینکه باید ناراحت باشیم و نگران باشیم. شما بدانید که اگر پریشب بچه‌های نظامی ما آبی خوردند، چایی خوردند، دوشی گرفتند، دیشب تا الان از پای لانچرهایشان تکان نخوردند. فکر نکن فقط تو می‌فهمی، من می‌فهمم.  خب به این [پیروزی سوم] نرسیدیم. آخرین لحظاتی که می‌خواستم بیایم توئیت آقای قالیباف بود که رسماً این را گفت. گفت پیروزی نهایی نه، ما یک مرحلهٔ دیگری جلو رفتیم.

به پیروزی نهایی نرسیدیم. حالا کسی می‌آید یکهو اعلام پیروزی می‌کند، تمام شد! رفتند! این خیلی خوش‌بینی است، خیلی کم دیدن دشمن است. دشمنت را کم نگیر. آن‌ها قرار نیست کوتاه بیایند. وسط جنگیم. بعد تازه امروز آقای بقایی گفت این تفاهم است پایان جنگ نیست؛ یعنی همه می‌دانند. ما در ادبیات سیاسیون و دیپلمات‌ها و نظامیانمان داریم واضح می‌بینیم که به‌شدت نگرانند. به‌شدت نگرانند! خب این نگرانی را ما هم داریم شما هم دارید.

بی‌آبرویی که اتفاق افتاد؛ بالأخره ابهت ارتش آمریکا یک سپاه خیلی بزرگ شکست. ترس خیلی از مستضعفین جهان ریخت. این‌ها در عمرشان این‌جوری شکست نخورده بودند که با آن ادعاها بیایند، به این ادعا برسند که تو غنی‌سازی را کم کن هرمز را باز کن. با چه آمدی چه گرفتی؟! طرف گفته من می‌خواهم بروم ده هیچ ببرم، الان می‌خواهد منفی ده‌اش را تبدیل به منفی هشت کند؛ یعنی می‌خواهد به سه‌چهار درجه کمتر از قبل از جنگ برگردد. خب چرا ما نباید خدا را شکر کنیم؟! همه بگویید الحمدالله! خدا کمک کرد این‌جوری شد.

بعد سراغ این داستانی می‌آییم که در آن قرار داریم؛ جمعه و ۶۰ روز بعدش. خب تکلیفی که ما داریم را رهبری مشخص کرده. ببینید فعلا تکلیف این است که ما خیابان‌ها را داشته باشیم، به‌دلایل مختلف که الان نمی‌خواهیم سراغ دلایلش برویم. همه هم می‌دانیم برای چه. ما یک ۶۰ روز دیگر داریم که باید در این ۶۰روز چه کار کنیم؟ اول همان داستانی که ما مردم همیشه داشتیم مگر اینکه فرمان رهبری عوض شود. دوم اینکه بچه‌های نظامیمان نفسی بکشند. واقعا هم در این ایامی که این‌ها آتش‌بس بودند بیشتر از ایام جنگ کار کردند. در ایام جنگ درصدی انتظار است. الان چون انتظار ندارند دائم سه‌شیفت دارند کار می‌کنند. این‌ها هست.

و از نظر اقتصادی مملکت نفسی بکشد. کسانی که قرار است در جنگ، جبهه اقتصاد را داشته باشند بجنبند. الان یکی از اهداف دشمن از این ۶۰ روز این است که بتواند در معاش مردم را عاصی کند. همین الان هم مردم خیلی نگرانند. بدوند، کار کنند، کسی باید آن‌ها را هل بدهد که در این ۶۰ روز بدوند. حالا می‌گویم آخر این ۶۰ روز چیست.

 

»تأکید بر حفظ انسجام و پرهیز از اختلاف داخلی

رسانه مقام معظم رهبری در این دو روز سه‌چهار بار وحدت و پرهیز از اختلافات موجه را بالا آورده است. این خیلی بد است که رهبری هی باید بیاید به ما تذکر بدهد. پرهیز از اختلافات موجه! آقا برو در پَستو حل کن. چرا در اینترنت به جان هم افتاده‌اید؟!

 

»هشدار درباره جنگ روانی و عملیات رسانه‌ای دشمن

و مراقب جنگ روانی موساد و CIA باشید. من مهم‌ترین دستاورد جنگ روانی موساد و CIA را صحبت‌ها و پیام‌های برخی از همین بچه‌های کانون خودمان می‌بینم. «آقا دیدی چه شد صد روز آمدیم هیچی به هیچی!» این مهم‌ترین دستاورد موساد است. کی باعث و بانی‌اش است را من نمی‌گویم که حالا ممکن است جاسوس موساد باشد. بچه‌های ما جوان و نوجوانند زود می‌بُرند. این پیام‌ها را عمومی نگویید. این بچه دارد می‌بُرد. این صد و چهارپنج روز یک میلیون دستاورد داشتیم. چه به سر این آوردی که این‌جوری می‌گوید؟!

سه جبهه داریم دیپلماسی، میدان نظامی، خیابان؛ خیلی‌خب؛ الان گفته مهم‌ترینش خیابان است. در این چهل روز فهمید که خیابان باشد من نمی‌توانم جلو بیایم چرا تو منتظر جنگ روانی موساد و CIA نیستی برای خیابان؟ چرا بچه‌های قدیمی حزب‌اللهی ما باید همچین پیامی بدهند؟ آقا فرمودند خیابان؛ بگو چشم. تمام شد! درصدی که مال من است، گفتند خیابان با ما. نگفتند میدان و دیپلماسی و رهبری و ولایت‌فقیه هم با تو! تو خیابانت را داشته باش، اگر هم انتقادی، مطالبه‌ای هست از جایگاه و کانال خودش! بچه‌هایی دبیرستانی‌اند و سنشان کم است و دارند [خیابان] را می‌چرخانند و با این عشق می‌آیند؛ 90درصد پاهایشان تاول زده، دست‌هایشان تاول زده برای پرچم زدن و … این‌ها با این شایعات و حرف‌های این مدلی می‌بُرند!پس جنگ روانی می‌آید چه‌کار می‌کند؟ اول خیابان را می‌زند. این را مراقبت کنید.

دوم، بی‌اعتمادی به همه! من فردا می‌ترسم اگر خود مقام معظم رهبری بیایند صحبت کنند، بگوید هوش مصنوعی است. یعنی این‌قدر سطح بی‌اعتمادی بالاست. اگر تو به همه سران مملکت بی‌اعتمادی، برای چه داری از این نظام دفاع می‌کنی؟! اگر همه‌شان خائن هستند، برای چه صد روز در خیابان هستی؟! رهبر شهیدمان فرمودند حتما درصدی از مسئولین خائن‌اند اما عمومیت که ندارد. مگر می‌شود در یک کشور 90میلیونی در مسئولینش خائن نباشد؟! ولی یک‌جوری دارند جا می‌اندازند که این طرف به هیچ‌کس اعتماد ندارد! هیچ‌کس! بهش می‌گویم سردار قاآنی بعدازظهر این را گفته. می‌‌گوید معلوم نیست برای چه گفته! خب او معلوم نیست برای چه گفته، برای تو معلوم است که برای چه گفته! از یکی اطاعت کن! با این شیبی که داری می‌روی که ما باید جلوتر از رهبری برویم؛ یعنی چه؟ معنی تقلید و ولایت فقیه برای من جا نمی‌افتد که باید جلوتر از رهبری بروی! معنی ولایت، معنی تقلید یعنی چه؟! بله، ممکن است ما حرفی بزنیم بعد رهبری بیاید خلافش را بگوید، عذرخواهی می‌کنیم؛ ولی ادعا نداریم جلوتر هستیم. [می‌گویند:] «آقا چیزهایی را نمی‌گوید و می‌گذارد ما بگوییم.» رهبر شهیدمان فرمود من هر چه می‌گویم تکلیف شما همان حرف‌های عمومی است که دارم می‌زنم؛ عین جملاتشان است. بی‌اعتمادی به همه مسئولین! شورای عالی امنیت ملی، مجلس، قوه مجریه، قوه قضائیه، همه خائن‌ هستند! خب آقا برو برانداز شو قربونت برم! دست براندازها آن‌طرف است، تو این طرف چه کار می‌کنی؟! تو برای کی داری می‌جنگی، اگر همه خائن‌اند؟! خب، این کیه؟ یک جوان است. چه‌کسی او را این‌جوری بارآورده؟! آن هم جوان است؟! حواستان هست که با اذهان مردم چه کار می‌کنید؟! مردم همه دکترای علوم سیاسی ندارند، توده‌اند. حواستان هست با توده‌ها چه کار می‌کنید؟! دوباره آقا دیشب فرمودند یأس را مواظب باشید. هر روز دارد این را بازنشر می‌دهد. چقدر هم خوب است که بازنشر می‌دهد؛ یعنی یک‌بار گفتم مثل این‌که نشنیدید؛ دوباره بشنو! دوباره نمی‌آیند بگویند. مراقب باشیم! هر انتقادی، هر چیزی در جایگاه خودش عالیست، مراقب باشیم باعث یأس، بدبینی و ناامیدی نشود؛ توهین نشود. لازم هم نیست کسی این‌ها را گفته باشد، این‌ها عقل است. عقل این را دارد می‌گوید.

 

»تحلیل وضعیت منطقه‌ای و احتمال تداوم تنش‌ها

می‌آییم سراغ قسمت آخر، اولا دقت کنید اسرائیل هشت‌هزار و هفتصد و خورده‌ای بار در این مدت آتش‌‌بس با لبنان، به قصد کُشت زده. خیلی بیشتر زده، نکشته و خانه تخریب کرده، آن‌ها را نگفتم، هشت‌هزاروخورده‌ای فقط به قصد کُشت زده. اسرائیل آتش‌بس و تفاهم و توافق حالیش نمی‌شود. هیچ قانون بین‌المللی هم  حالیش نمی‌شود. اسرائیل کارهای کثیف آمریکا را می‌کند زیر بار هیچ قانونی هم نمی‌رود اگر هم سازمان ملل بخواهد فلان کند او هم می‌زند می‌کشد. در این مدت این مدلی عادت کرده. دیگر نمی‌شود اسم حیوان رویش گذاشت، این جرثومه فساد به این مدل عادت کرده. این سری عادتش را می‌گیریم. عادت کرده! دیشب زده. قرار بوده ما بزنیم، راضی شدیم که ما یک کار دیگر  کنیم، نزنیم بیشتر به نفع خودمان و لبنان است. این چیزی که الان گفتند. گفتند آن‌ها پوئن‌ها را دادند. این جوریست. حالا این پوئن‌ها را دادند، آیا آمریکا به تعهداتی که داده عمل می‌کند؟ قطعا عمل نمی‌کند. ولی یک قدم عقب رفته؛ یعنی جهان دید که ما توانستیم با تهدید او را عقب بدهیم.

عقب کشید. با تهدید عقب کشید. دوتا توئیت زدیم یک توئیت قرارگاه خاتم زد، یک توئیت هم آقای قالیباف زد، کشید عقب. سریع زنگ زد گفت نه این کار را نکنید ما هم این کار را نمی‌کنیم؛ یعنی ما بعد از این مدت به جایگاهی رسیدیم که با تهدید هم می‌توانیم او را عقب ببریم. قبلا می‌زدیم عقب نمی‌رفت می‌گفت زورت نمی‌رسد الان تهدید می‌کنیم عقب می‌رود؛ ولی قطعا اتفاق نمی‌افتد. ما هم قطعا می‌زنیم. شک نکن!

حالا بر می‌گردیم به صحبت‌هایی که من در دسته‌ یک ماه پیش کردم گفتم آقا از نظر ما مطلوب این است که آمریکا مستقیم بین ما و اسرائیل دخالت نکند. این پیروزی مرحله بعدی ماست که بگوید دیگر زدی باید بخوری. دروغ می‌گوید؛ ولی همین را بگوید برای ما کافیست. ما می‌دانیم و اسرائیل. با اینکه دروغ می‌گوید همین را بگوید کافیست. چرا؟ چون رسماً که نتواند شرکت کند، این پایگاه‌های اطراف ما را نمی‌تواند استفاده کند و خیلی چیزهای دیگر.

حالا من نمی‌خواهم بحث نظامی کنم خیلی هم تخصصش را ندارم؛ اما این را دارم بهتان می‌گویم  آمریکا ول کن نیست! از این در بیرون رفته از در دیگر می‌آید‌. ازاین پنجره برود از پنجره دیگر می‌آید؛ ولی احتمال اینکه ما دوباره در یک پروژه چهل‌پنجاه‌هزاری‌ بیفتیم کم است. زهرش را می‌ریزد. ممکن است ترور بکند و … ما هم ان‌شاءالله از این به بعد می‌زنیم، بیشتر هم می‌زنیم. به‌قول آقای شهیدمان ازاین به بعد هر یکی که زد ده تا می‌زنیم. این‌طوری بوده. در این قبلی که ما به‌خاطر ضاحیه زدیم. که [اول] ما زدیم [بعد] او زد، ما ده تا زدیم او دوتا زد. واقعا زدیم. و این معادله همینطوری پله‌پله پیش می‌رود. رسیدن به پیروزی نهایی چقدر کار دارد؟! ما داریم با یک استعمار ۳۰۰ساله  می‌جنگیم. با این همه ابزار و … . قطعا ما در شش‌هفت‌ماه نمی‌توانیم به پیروزی نهایی برسیم.

باز هم در پرانتز می‌گویم در این فرصت‌های نفس‌گیر مسئولین اقتصادی معاش را داشته باشید. ما کف خیابان پول و جان می‌دهیم؛ ولی زورمان به معاش نمی‌رسد این هم مال شماست، مسئولین اقتصادی آرایش جنگی بگیرید. جنگ است. تا این کار اتفاق بیفتد.

دیشب آمد گفت همین الان محاصره را باز می‌کنم. صبح هم گفت که هرمز باز شد. هم اولی را دروغ گفت هم دومی را. خیلی جالب است. دروغ می‌گوید. مثلا می‌گوید هرمز باز شده؛ بعد یارو عکس سیستم را دارد نشان می‌دهد که باز نشده. ماهواره نشان می‌دهد که باز نشده. می‌گوید نه هرمز باز شده. البته مقداری مواد این جوری جواب میده‌ها؛ یعنی جنس‌های آمریکا خوب جواب می‌دهد.

 

پس می‌رویم سراغ اینکه داستان الان این است که قرار نیست مثل برجام ما کاری بکنیم بعد او کاری بکند. قرار است او کاری بکند بعد ما کاری بکنیم. محاصره دریایی برداشته شد، خیلی‌خب؛ ما تنگه را با مدیریت خودمان باز می‌کنیم. برداشته نشد ما هم این سری نقد کار می‌کنیم. این چیزی که می‌گویم من در این مملکت نه رئیس‌جمهورم نه کاره‌ای هستم، این چیزیست که من از کسانی شنیدم که فکر می‌کنم دروغ نمی‌گویند.

عملی شدنش به تعهدات طرف مقابل ما بر می‌گردد.  حس من این است که ما من‌بعد همینجوری درگیری خواهیم داشت هفته‌ای یک‌بار، ماهی ‌یک‌بار و … و ما نخواهیم بُرید. نه نیروی نظامی و میدان، نه خیابان. چیزی که ممکن است اتفاق بدی برایش بیفتد معاش است. این هم ان‌شاءالله بامسئولین اقتصادی.

ان‌شاءالله خدا به همه ما توفیق عمل کرامت کند.

 

 

 

 

 

ارسال دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید