امروز 1 اسفند 1404 - 2 رمضان 1447
خواندنی ها

متن سخنرانی - قوای باطنی (2) - شب دوم اعتکاف 1404

1 اسفند 1404 -   12:00 ق.ظ  دسته بندی: قوای باطنی

یا انیس
متن سخنرانی

سید محمد انجوی نژاد
موضوع: قوای باطنی – قسمت دوم
تاریخ: 1404/10/13

 

عناوین اصلی سخنرانی:
» ایران چه از نظر مردمی و چه از نظر جغرافیایی قابل قیاس با ونزوئلا نیست
» اگر در این دنیا بخواهی حداقل حقت را به‌دست آوری باید زور داشته باشی
» ما دیگر لب پرتگاه آخرالزمان هستیم؛ لشکر شیطانی اعلام می‌کند من شیطانم و نیرو می‌گیرد
» در شرایط جنگی یک عده وظیفه دارند قوای ظاهری را تقویت کنند و عده‌ای قوای باطنی را!
» چگونه بر جهان اثر وضعی بگذاریم؟

 

» ایران چه از نظر مردمی و چه از نظر جغرافیایی قابل قیاس با ونزوئلا نیست
یک چیزی که در جنگ خیلی مهم است جغرافیا است. جغرافیای جنگ خیلی نکته مهمی است. الان هم بحثمان اصلا روش جنگیدن نیست فقط می‌خواهم آگاه شوید که اگر کسی خواست دلتان را بلرزاند حواستان باشد. جغرافیا یعنی چه؟ یعنی وقتی شما می‌خواهید یک کیلومتر مربع را اشغال کنی باید ببینی این مساحت کفی است یا ارتفاع است؟ ارتفاعش چقدر است؟ یا رمل و شن است؟ در باران و برف چه‌طور می‌شود؟ شاید قریب به بیست تا آیتم جغرافیایی را باید برای حمله به یک کشور در نظر بگیرید. آن زمانی که ما هر دونفری یک اسلحه داشتند و این اسلحه از هر دوتا تیر یک بار گیر می‌کرد؛ یک دشمنی که هواپیمایش را از شوروی سابق و آمریکا و فرانسه و انگلیس گرفته بود، تانک‌هایش را از اسرائیل و آمریکا و شوروی سابق و آلمان گرفته بود، سلاح‌های شیمیایی‌اش را از آلمان گرفته بود و … به گمان اینکه صاف می‌تواند به تهران برسد حمله کرد اما به زاگرس برخورد کرد. زاگرس یک سد دفاعی و تاریخی در قلمرو فلات ایران است. چیزی که فکرش را نمی‌کردند!

آن دشمنی که امروز این عملیات را در ونزوئلا انجام داد؛ یعنی آمریکا آن زمانی که ما هیچ ‌چیز نداشتیم، نه وزارت‌خانه داشتیم، نه کشور داشتیم، نه دولت داشتیم، هیچ چیز نداشتیم؛ کودتای نوژه؛ می‌خواست بیاید امام را ببرد که به طوفان طبس خورد! جغرافیا! می‌خواهم بگویم جنگ‌ها در کره زمین مثل هم نیستند. کشوری که پایتختش را کنار دریا می‌گذارد معنی‌اش این است که بیا من را بگیر! وقتی ونزوئلا شهر کاراکاس که نزدیک دریا هست را پایتخت می‌گذارد معنی‌اش این است که ما نمی‌خواهیم با کسی بجنگیم! چون اگر جنگ شود، کشوری که پایتختش در مرز این کشور است، پایتخت را برای جنگیدن آن‌جا نگذاشته است. یعنی سوار شو، از آب پیاده شو، بیا و من را بگیر و ببر! پس هیچ‌وقت هیچ‌جایی را با ایران مقایسه نکنید.

ایران غیر از اینکه مردم متفاوتی دارد، کشورش هم فرق دارد. یک محیط و جغرافیای متفاوتی دارد. در زمانی که یک عده‌ای در ویتنام نان برای خوردن نداشتند، قدرت اول آن زمان جهان در ویتنام شکست می‌خورد! چرا؟ به دلایل جغرافیایی! جنگل و کوهستان و …! کسی که می‌گوید من ارتش اول جهان را دارم؛ یعنی اسرائیل؛ خودش می‌گوید که من ششصدهزار سرباز دارم درحالی‌که نیروهای حماس بیست هزار نفر هستند. دو سال است که می‌خواهد تونل‌های آن‌ها را پیدا کند اما نمی‌تواند! چرا؟ جغرافیا! زمین در جنگیدن خیلی مهم است.

بزرگ‌ترین قدرت تاریخ یعنی آلمان نازی به شوروی قدیم حمله می‌کند. هیچکس در مقابل آلمان نمی‌ایستد. استان لنینگراد مهم‌ترین پایگاه شوروی به زمین سوخته تبدیل می‌شود! در مقابل روس‌ها چه‌کار می‌کنند؟ صبر می‌کنند تا هوا سرد شود. به همین سادگی! هوا که سرد می‌شود برف می‌زند و تانک‌های آلمان گیر می‌کنند! باز هم روس‌ها صبر می‌کنند. [ارتش آلمان] غذا گیرش نمی‌آید و می‌گویند برگردیم و روس‌ها باز هم صبر می‌کنند. کل این صبر حدود شش ماه زمان می‌برد؛ صبر استراتژیک سی‌وپنج ساله نبوده! بعد شروع می‌کنند با گروه‌های پارتیزانی لشکر نازی را قتل عام می‌کنند. به چه دلیل؟ جغرافیا!! خیلی مهم است. پس یک وقتی در دلت آب تکان نخورد که آمریکا چه قدرتی داشته که صبح رفتند و حمله کردند و در طول دو ساعت رئیس جمهور را گرفتند! دو ساعت برای کاراکاس که کنار دریا هست زیاد بوده باید در طول بیست دقیقه می‌گرفتند. اگر گرفته باشند! همان زمان هم همه می‌دانستند که این کشور برای جنگیدن تهیه نشده.

 

» اگر در این دنیا بخواهی حداقل حقت را به‌دست آوری باید زور داشته باشی
من حدود دوازده سال پیش راجع‌به قانون جنگل صحبتی کردم و گفتم که حقوق بشر و سازمان ملل و … همه کشک هستند! در جهان ما هرکس زور داشته باشد قانون را می‌نویسد. خودش هم هروقت دوست داشت اجرا می‌کند و هروقت که دوست نداشت اجرا نمی‌کند. قانون در جهان حیوانات در اختیار قدرتمندان است. قانون برای آن‌ها یعنی همین که تو اگر قدرت داشته باشی قانون برای توست و تو قانون را می‌نویسی! قانون حاکم بر جهان قانون جنگل است! آن زمان عده‌ای گفتند این‌ها تفکرات حزب‌الهی تند است. سازمان ملل، یونسکو، حقوق بشری که این‌قدر فعال است که جایزه نوبل و صلح را دارد، شما کلا دوست دارید که بزنید زیر میز بازی! گفتیم باشه!

قانون در جهان وجود دارد؟ سازمان ملل؟ هنوز کسی این را باور دارد؟ وقتی این را بگویی حتی خودشان هم خنده‌شان می‌گیرد. یارو می‌رود هر کشوری که دوست دارد را می‌گیرد بعد سازمان ملل ابراز نگرانی می‌کند!! یعنی اگر بیشتر از این ابراز کنند پوستشان خراب می‌شود؛ مشکل این است. ما الان باید کرم پوست بفرستیم برای عزیزان دلی که نگران هستند یک‌وقت پوستشان خراب نشود. لجن بگیرند در این دنیایی که آدم‌ها باور کنند در این دنیا قانون جنگل حاکم نیست. همین است! دنیا همین است! اگر می‌خواهی حق خودت را و نه همه حقت را بلکه حداقل حقت را در دنیا بگیری باید زور داشته باشی! حس کنند زورشان می‌رسد، می‌زنند. فقط حس کنند. با هیچ‌کس هم تعارف ندارند. حتی طرف معاون خودش را هم کنار گذاشت. مثل مملکت ما نیست که برای رفیق‌هایشان مرام می‌گذارند که نه اشکالی ندارد که مملکت را به گند کشیدی! ما بیست سال است که با هم رفیقیم، مرامم اجازه نمی‌دهد! مرام هم فقط در حق رفقا دارند. در حق ملت که ندارند!! در رسیدن به قدرت حتی با زن و بچه‌شان هم تعارف ندارند. کما اینکه قبلی‌ها هم تعارف نداشتند و وقتی در قدرت بودند برادران خودشان را کور کردند و بچه‌های خودشان را کشتند.

قدرت مرام و فامیلی نمی‌شناسد! بالاترین رده حیله شیطانی حب مقام و قدرت است. آدمی در این مرحله همه چیز را فدا می‌کند. پس دم آن‌هایی گرم که ایران را از نظر قدرت به جایی رسانده‌اند که در مخیله‌شان نمی‌گنجد که یک روزی بخواهند بیایند و رئیس جمهور مملک را کت بسته ببرند و بگویند ببخشید ما از این شخصیت خوشمان نمی‌آید. مثلا امروز این مردیکه کله زرد گفته این خانومی که رئیس جمهور مکزیک است آدم خوبی هست اما به درد مردم مکزیک نمی‌خورد و باید او را عوض کنیم! حقوق بشر و سازمان ملل؟! دیوانه هستی که هنوز این کلمات را به کار می‌بری؟

 

» ما دیگر لب پرتگاه آخرالزمان هستیم؛ لشکر شیطانی اعلام می‌کند من شیطانم و نیرو می‌گیرد
خب، کاری که قبلا خیلی با برنامه‌ریزی انجام می‌دادند مثلا می‌گفتند انقلاب رنگین کنیم، این‌قدر خرج کنیم و…! حالا می‌گویند چرا باید این‌قدر خرج کنیم؟ ول کن بابا دیگر! از سازمان ملل و حقوق بشر خسته شدیم؛ هلکوپتر را بردار و برو بگیر؛ رییس‌جمهور را عوض کن! برای چه در ونزوئلا انقلاب رنگی می‌کنی؟ مگر دیوانه‌ایم این‌قدر خرج کنیم؟ مردم غلط کردند که نظرشان نیست؛ تانک می‌زنیم وسط خیابان و نظرشان را عوض می‌کنیم! این را برای کشورها می‌بینند! خب! عصبانی داری می‌شوی؟ همین را می‌خواهم. دقیقا همین را می‌خواهم! می‌خواهم اعصابت را خرد کنم امشب! به همین سادگی!

دوره‌ای که خرج کن، ماهواره بزن، کانال راه بینداز، جنگ نرم کن و… تا پارسال هم اگر حاکم بود، از پارسال که دیدند این‌قدر بکُشند، جنایت کنند، بچه تکه‌تکه کنند و هر کاری بکنند، جهان، آب از آب تکان نمی‌خورد. یک مشت مردم می‌آیند و شعار می‌دهند و می‌روند خانه‌شان؛ شب هم قهوه‌شان را می‌خورند که بله، ما آزادی‌خواهی‌مان را نشان دادیم. رییس‌جمهورها هم که همه بنده و برده ما هستند؛ مگر بیکاریم این‌قدر پول خرج جنگ نرم [کنیم] و سمت این برویم که افکار عمومی را راضی کنیم. گور بابای افکار عمومی! دیشب گفتم ما لب پرتگاه آخرالزمانیم. دیگر اینجا نفاق وجود ندارد؛ همه رو بازی می‌کنند. رو رو!

یک زمانی مثلا در ایران می‌خواهد اتفاقی بیفتد، می‌خواهند یک اعتراضی به حاشیه برود؛ یک‌روز، دو روز، سه روز، پانزده روز، بیست روز، یک‌ماه می‌گذرد، یواش یواش می‌بینیم مثلا کسی رفت یک قرآن را برداشت و آتش زد. الان دیگر از همان روز اول قرآن را آتش می‌زنند. همان روز اول! مثلا الان بچه‌ها از یکی از شهرهای فارس تماس گرفتند _بچه‌های خودمان هستند_ و می‌گویند: معتکف بودیم، مسجدمان را آتش زدند! همان روز اول! اولین قدم، مسجد را آتش زدند! بچه‌ها را درآوردیم و در را بستیم!

لشکر شیطانی دیگر دارد اعلام می‌کند من شیطانم و نیرو می‌گیرد؛ خیلی راحت از داخل ایران نیرو می‌گیرد! برای چه نگیرد؟ چرا فکر می‌کنی ایرانی‌ها نیروی شیطان نمی‌شوند؟ برای چه نشوند؟ برای چه برای شیطان نجنگند؟! همه‌جا خوب و بد دارد! خیلی خوب است که دیگر الان خط مرزی کاملا مشخص شده و دیگر زر و تزویر و این‌ها نیست. بحث، بحث این است که من شیطانم؛ یا بیعت کن یا می‌زنم داغونت می‌کنم. خیلی خب! پس الان قواعد بازی با پارسال عوض شده، سیر تحولات هم خیلی سریع شده! خیلی سریع!

الان نمی‌خواهیم وضعیت ونزوئلا را [تحلیل] کنیم؛ تحلیل‌هایش را برو این‌طرف و آن‌طرف بخوان که چرا ونزوئلا را گرفت؟ نقش ونزوئلا در نفت چیست؟ ربطش با تنگه هرمز چیست؟ الان اگر آرامکو به رده دوم اهمیت برای آمریکا برود، چه سودی برای آمریکا دارد؟ همه این‌ها را برو چک کن، خب! آن‌ها را کاری نداریم. من الان بحثم، یک بحثی است تحت همین بحث. تحت همین مسیری که دارم می‌روم، می‌خواهم به یک‌جای دیگری برسیم؛ از معتکفین یک توقع دیگر است. خیلی‌خب! پس در زمانه‌ای زندگی می‌کنیم که قشنگ طرف مقابل ما صاف دارد می‌گوید: من اگر که با بمب اتم نمی‌زنم داغونت کنم، برای این است که می‌ترسم این زمین و… بعدا برای من قابل استفاده نباشد؛ زمین سوخته نمی‌خواهم. وگرنه اصلا تو برای من ارزشی نداری! رک دارد می‌گوید، صاف! اعلام می‌کند!

به یک رسالتی رسیده که اعلام می‌کند: ای جهان! ما نسل یکیم و شما حیوانات و خدمتگزاران! اگر قبول می‌کنی که قبول می‌کنی! نمی‌کنی، دعوا، جنگ، می‌کشیم! حالا اینکه این مثلا گنده‌گویی باشد یا نه، یک بحثی هست‌ ها! بحث من این نیست که زورش می‌رسد این‌کار را بکند، بحث من این است که ادبیات خیلی خوب شده، خیلی عالی شده، همه دارند رو بازی می کنند. حالا زورمان می‌رسد یا نه؟! خواست خدا؟ اگر خدا می‌خواست که این اتفاقات نمی‌افتاد؛ همه مشکلاتمان از خداست که دخالت نمی‌کند! (طنز) «إِنَّ اللّهَ لاَ یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُواْ مَا بِأَنْفُسِهِمْ» نشستی و می‌گویی «إِنَّا هَاهُنَا قَاعِدُونَ»! به موسی گفتند: «تو و خدا بروید بجنگید، پیروز که شدید زنگ بزن، ما بیاییم»! خواست خدا معنی‌اش همین است دیگر!

 

» در شرایط جنگی یک عده وظیفه دارند قوای ظاهری را تقویت کنند و عده‌ای قوای باطنی را!
در عالم دو تا قوه حاکم‌اند، این متن آیه قرآن است:
1. قوای ظاهری
2. قوای باطنی
خداوند تبارک و تعالی از لشکر مؤمنین توقع دارد که نیروهای قوای ظاهری و قوای باطنی صد خودشان را بگذارند. صد یعنی چه؟ یعنی در قوای ظاهری اگر یک کلاشینکف دارد، به این کلاش برسد و روغن‌کاری کند و بیست‌سی تا تیری که دارد را تمیز کند و آموزشش را دیده باشد، بلد باشد نقطه زنی کند و برود…! بعد به خدا گوید من یک کلاش و بیست تا تیر دارم و صد خودم را می‌گذارم. خدا می‌گوید اگر او صد خود را دارد می‌گذارد و طرف مقابل در مقابل این کلاش اگر سی تا کلاهک هسته‌ای ردیف کند، من آن سی کلاهک هسته‌ای را خفه می‌کنم! این در قوای ظاهری!

قسمتی از عالم هم توسط قوای باطنی می‌چرخد! قوای باطنی یعنی چه؟ یعنی آدم‌هایی که درحال حاضر وظیفه قوای ظاهری بر عهده‌شان نیست. مثلا سنش کم است یا سنش زیاد است؛ پیر شده، علیل است، مریض است؛ اصلا یک شغل دیگری دارد مثلا نقاش است، جای دیگری دارد کار می‌کند. در قوای باطنی هم اگر این آدم‌ها صدشان را بگذارند جواب می‌دهد.

من یک خاطره دقیق نقل می‌کنم که به بحث من گره می‌خورد از مرحوم آمیرزاجواد آقای تهرانی (رحمت الله علیه): در اواخر جنگ امام فرمودند که دیگر بر همه واجب است که به جبهه بروند! همه باید جبهه بروند. آمیرزا جواد آقا خم بود؛ اگر عکسش را سرچ کنی این‌قدر خم بود که گردنش رو به پایین بود و فقط زمین را می‌توانست نگاه کند. یک پیرمرد کاملا از کار افتاده! ایشان لباس جنگ پوشید و کلاه آهنی هم گذاشت _قوای ظاهری_ صدش را گذاشت، گفت من لباس جبهه که رنگش خاکی است را باید بپوشم که می‌خواهم جبهه بروم استتار باشد. با دشداشه و عبا و عمامه هم که نمی‌توانم بدوم اما شلوار رزمی می‌پوشم که بهتر راه بروم _قوای ظاهری_، کلاه آهنی می‌گذارم چون خدا گفته «وَلا تُلْقُوا بِایدیکمْ الَی التَّهْلُکةِ» نباید خود را در معرض هلاکت قرار بدهی _قوای ظاهری_!

بعد آمد سر سه راهی بُواریَن اَروند، جایی که بچه‌ها ادوات و خمپاره‌ها را آنجا می‌گذاشتند و از آنجا خمپاره می‌زدند، گفت من باید بیایم خط مقدم چون امام گفته است. گفت این خمپاره‌ای که قرار است من بزنم، شما دو نفر بالای این لوله را نگه دارید، من هم شلیک می‌کنم! گفتند چشم! دستش را آرام روی خمپاره گذاشت. بچه‌هایی که آنجا بودند می‌گفتند ایشان وقتی دستشان روی خمپاره بود، سرش پایین بود و قریب به چهارپنج دقیقه داشت ذکر می‌گفت، بعد دستش را گذاشت روی نوک خمپاره و به ما گفت رها کنید. خمپاره را پایین فرستاد و ما هم کشیدیم عقب! خمپاره شلیک شد و خورد به جایی که انبار مهمات رژیم بعث بود.

تا دو روز [داشت می‌سوخت] یعنی اگ ما می‌خواستیم دویست بار بمباران کاتیوشا کنیم و یک دور کامل با اسکادران هوایی بزنیم، این‌قدر خسارت نداشت که این خمپاره خط آن قسمت رژیم بعث را فلج کرد. تا دو روز داشت منفجر می‌شد! این از قوای باطنی بود!! یک عده وظیفه‌شان این است که قوای ظاهری را تقویت کنند و عده‌ای وظیفه دارند قوای باطنی را تقویت کنند. معادلات عالم توسط قوای باطنی به‌شدت قوی‌تر تغییر می‌کند! به‌شدت قوی‌تر! زمانی که یک نفر تحت عنوان نمرود بر کره زمین حکومت می‌کرد، و نصف کره زمین را برای رسیدن به کاخش استعمار و استثمار کرد، خداوند تبارک و تعالی به دعای یک پیرزن که سال‌ها صبر کرده بود، آه آن پیرزن نمرود را گرفت!

زمانی که پیامبر(ص) از عزرائیل یک خاطره بد را سوال می‌کند، عزرائیل به عنوان یک خاطره بد می‌گوید به خدا گفتم شش متر مانده بود که در کاخ باز شود و نمرود ماحصل سی‌چهل سال استعمار و استثمارش را ببیند، کاش گذاشته بودی در را باز کند و ببیند! دلم برایش سوخت! خدا گفت شش متر مانده به در بمیرد! قوای باطنی خیلی قوی است. اثرش را تو نمی‌توانی ببینی! پس این وظیفه امثال ماست! و دو اثر دارد یکی اثر وعظی داریم که می‌شود همین حرف‌ها و صحبت‌ها و یک اثر وضعی داریم! اثر وضعی در اختیار قدرت خداست و اثر وعظی در اختیار خودمان است؛ به اندازه تلاشمان! نابرده رنج گنج میسر نمی‌شود! اما اثر وضعی در اختیار خداوند تبارک و تعالی است و قدرتش انتها ندارد تا مثبت بی‌نهایت می‌تواند رشد کند! خیلی زیاد!

 

» چگونه بر جهان اثر وضعی بگذاریم؟
خب حالا اثر وضعی را چگونه به دست بیاوریم؟ آدم هایی اثر وضعی‌شان خیلی قوی است که ارتباطشان با خدا زیاد است. به میزانی که ارتباط با خدا و با نور زیاد باشد، اثر وضعی قوی‌تر است. حتی تناوبی هم هست. مثلا ممکن است در اعتکاف خیلی خوب شده‌باشی، یک اثر وضعی خوب بگذاری، ولو گذشته‌ای سیاه و حتی آینده سیاه داشته باشی؛ تناوبی است. یا ممکن است که در مسیر تقرب آن‌قدر رشد کرده‌باشی که اثر وضعی‌ات زیاد شده‌باشد. یا نه؛ مورد بعدی که خیلی مهم است و من حس می‌کنم برادرها و خواهرهایی که معتکف هستند یا هر کدام از بچه‌های مؤمن از آن غافل می‌شوند و امروز ظهر آیت‌الله دستغیب روایت را کامل گفتند و من خیلی در فکر فرو رفتم، و کل بحثی که امشب می‌خواستم بکنم با این روایتی که آقای دستغیب ظهر فرمودند، عوض شد. از ظهر فکر کردم و الان این بحث‌ها را برای شما ارائه می‌دهم. امام صادق(ع) فرمودند، امام معصومی که مستجاب الدعوه است؛ از امام معصوم اثر وضعی و وعظی بالاتر که نداریم! امام صادق(ع) می‌فرمایند: من وقتی می‌خواهم حاجاتم روا بشود، کودکان و زنان را جمع می‌کنم، من دعا می‌کنم آن‌ها آمین بگویند.

من فهمیدم داستان کودکان چیست چون کودکان معصوم هستند. بعد تو این‌جا در اعتکاف گله می‌کنی، که چرا این‌قدر کودک حضور دارد؟! این‌ها واسطه هستند. اگر به ما نگاه می‌کنند به خاطر بچه‌هاست. تعدادی معصوم در محوطه دارند دور هم بازی می‌کنند، فرشته‌ها اطرافشان می‌چرخند، هم‌زمان که می‌چرخند پر فرشته به من هم گیر می‌کند، پاک می‌شود. اصلا اعتکاف برنامه نداشته‌باشیم، در مسجد دراز بکشیم، این بچه‌ها از بالای سرمان بدوند، بروند و بیایند؛ این اثر وضعی دارد.

داستان زنان هم نفهمیدم هر چه از ظهر فکر کردم! ولی امام صادق(ع) گفت. من نفهمیدم ولی امام صادق(ع) گفته‌است، خیلی هم تعجب کردم! چون من نشنیده‌ بودم، بعد دیدم روایت هم کاملا درست است. ببخشید ظاهرا خدا ما مردها را از داخل جوب پیدا کرده‌است. زنان را دوست دارد. پس اثر وضعی دعای کودکان و زنان خیلی موثر است. من رفتم در روایت نگاه کردم گفتم شاید منظور از زنان دختر بچه‌های کوچک باشد، دیدم رسما می‌گوید نساء! منتها ما از این اثر وضعی غافل بودیم. مگر همه مادران خوب هستند؟ به پیغمبر گفت: کارم گیر کرده‌است برایم دعا کنید. گفتند: چرا من دعا کنم؟ گفت: پس چه کسی دعا کند؟ گفتند: مادرت دعا کند. الان به شما بگویند پیغمبر یک دقیقه به شما وقت داده‌ است چقدر خوشحال می‌شوید که بگویید یک دعایی بکنید؟ حالا پیغمبر خودشان زنده بوده‌اند، بعد گفته‌اند برو مادرت دعا کند.

خداوند تبارک و تعالی یکی از مسیرهای رسیدن به قوای باطنی را غیر از بچه‌های معصوم، سبیان، به معنای پسر و دختر، نساء قرار داده‌است. که باید دعا کنند. مهم‌ترین قسمتش هم مادر است. گفت: آقا مادرم از دنیا رفته و درنهایت گفتند پدرت دعا کند. وقتی رفت پیغمبر سه بار فرمودند: حیف مادرش از دنیا رفته‌است. اثر وضعی این است. یک جایی یک کار خیلی خطرناکی می‌خواستیم انجام دهیم، خیلی خطرناک؛ یک ثانیه هم وقت داشتم. منیت‌ها را باید فشار می‌دادم و انفجاری اتفاق می‌افتاد. این انفجار دو حالت داشت یا پدر دشمن‌مان درمی‌آمد و یا خودمان می‌ترکیدیم! خیلی مهم بود. اثر وضعی را می‌خواهم بگویم. من یک لحظه با خودم گفتم مهم‌ترین دعایی که می‌توانم بخوانم قسمتی از نهج البلاغه است «اللَّهُمَّ اجْعَلْنِي فِي دِرْعِكَ الْحَصِينَةِ» اما هرچه فکر کردم یادم نیامد و دعای دیگری یادم آمد خواندم و فکر می‌کردم که همان دعای نهج البلاغه را خوانده‌ام؛ بعد تیری زدم و دشمن پوکید. زمانی که برگشتم با خودم گفتم تو چه خواندی؟ «سُبحانًک اللهِمَ ما اَحسَنَ ما َتبَتلینا سبحانَک ما اَکثَرَ ما تُعطِینا سُبحانَکَ ما َاکثَر ما تُعافِینا اللهم َاوسِع عَلینا و عَلی الفُقَراءِ المُؤمِنینَ و الُمؤمِناتِ» فکر کردم و دیدم دعای سفره خوانده‌ام. اثر وضعی در میزان توکلت به خداست.

ممکن است یک دور مفاتیح بخوانی و جواب ندهد اما یک یا حسین(ع) که با تمام توکل بگویی [اثر کند]. به قول مرحوم آیت‌الله حائری که می‌گفتند زیارت درست یعنی دوتا اعتقاد داشته باشی: 1. بدانی که می‌بیند 2. بدانی که می‌تواند. حالا بیست بار زیارت جامعه کبیره را بدون این دو اعتقاد بخوانی فایده‌ای ندارد. چه‌قدر به قدرت خدا اعتقاد داری؟ خدایا شر دشمنان را به خودشان برگردان! اثر وضعی اعتقاد! الان ما دستمان به اسلحه نمی‌رسد اما زمانی که دستمان هم برسد باز هم این اثر وضعی را یادمان نمی‌رود.

من به یکی از دوستان که می‌گفت حالا شما بنشینید روضه بخوانید ما هم می‌رویم …. گفتم می‌خواهید بروی چه‌کار کنی؟ می‌خواهی بجنگی؟ فرض می‌کنیم شما می‌خواهی بروی بجنگی؛ آقا ما جنگیده‌ایم. بهترین بچه‌هایی که در عملیات می‌جنگیدند و خط می‌شکستند آن‌هایی بودند که وسط روضه بهترین میاندارهای ما بودند. میاندارهای ما بهترین خط شکنان ما بودند. اشک می‌ریخت و گریه می‌کرد. بچه‌هایی که شهید می‌شدند کسانی بودند که ما صدای گریه‌شان را از همه بیشتر می‌شناختیم. امام خمینی (ره) می‌فرمود: بگذارید بگویند ما ملت گریه هستیم؛ ما هرچه داریم از همین داریم. تو دیگر از امام انقلابی‌تر و خط شکن‌تر و شجاع‌تر و دشمن ذلیل‌کن‌تر هستی؟ امام گفت این گریه است که ما را نجات می‌دهد چون این اثر وضعی دارد. ما هرچه داریم از همین جلسات و هیئت و گریه و عزاداری داریم. بعد باید قوای ظاهری‌مان را هم قوی کنیم و پایش بایستیم چون اثر وضعی دارد. اما این نباید فراموش شود.

حاج قاسم فرمود: ما ملت امام حسینیم! به همین دلیل داریم می‌بریم. هرکسی اولا ملی گرایی را بزند خیانت است «حب الوطن عبادت»؛ هرکسی اعتقادات را بزند خیانت است؛ هرکسی اشک و روضه را بزند خیانت است؛ هرکسی توسل و عبادت و تهجد و قرآن را بزند خیانت است؛ ما جمعی هستیم با قوای ظاهری، ملیت، ایرانیت، قدرت و قوای باطنی با همین چیزهایی که داریم. این دوتا باید با هم ترکیب شود؛ هرکدام که حذف شود درحقیقت با یک بال داری می‌زنی و آدمی با یک بال بالا نمی‌رود. پس دست کم نگیرید.

گاهی یک ذکر یا یک نماز یا یک تعهد تو [کارساز است]. مثلا همین جمعیتی که اینجا هستند یا حتی یک دهم یا یک صدم این جمعیت تصمیم بگیرند یک الی دو درصد از گناهانشان را کم کنند، این نوری که ایجاد می‌شود اثر وضعی دارد. کم کردن گناهان هم با یادداشت کردن مقدور است. مثلا می‌نویسی امروز پنج تا دروغ گفته‌ام، چهارتا غیبت کرده‌ام و … بعد سعی کن فردا از هرکدام یک دانه کم کنی. این نور تکثیر می‌شود. دقت کنید؛ ما دوتا تکثیر داریم؛ یک تکثیر را شیطان هورا می‌کشد و ضعیف است اما یک تکثیر هم خدا کف می‌زند و قوی است. آنکه شیطان هورا می‌کشد امام سجاد(ع) می‌فرماید: «هذا مقامُ مُن تَداوَلتهُ أیدی الذُّنوب» من گناه اول را که انجام می‌دهم شیطان من را به سمت گناه دوم و سوم می‌کشاند. «تَداوَلَتهُ» یعنی دست رشته؛ گناهان من را به هم پاس می‌دهند.

از آن‌طرف می‌گوید اگر یک حسنه را در خودت تقویت کنی خداوند تبارک و تعالی عنایت می‌کند و بین حسنات دست رشته می‌شوی. مثلا با صدقه شروع می‌کند می‌بیند حب نماز به دلش آمد؛ نماز را شروع می‌کند و می‌بیند دارد روزه‌های قضایش را می‌گیرد؛ روزه را که گرفت می‌بیند نفرت از گناه دارد و ... مرحوم آقای فاطمی‌نیا می‌فرمودند به من می‌گویند فلانی همه چیزش خوب است و فقط در یک چیز مشکل دارد؛ من باورم نمی‌شود که یک نفر سال‌ها در یک چیزی مشکل داشته باشد و تبدیل به دو مورد نشده باشد! امام فرموده «هذا مقامُ مُن تَداوَلتهُ أیدی الذُّنوب» گناهان باید کم شوند.

ارسال دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید