امروز 5 اسفند 1404 - 6 رمضان 1447
خواندنی ها

متن سخنرانی - دنیای آخرالزمان (8)

5 اسفند 1404 -   12:00 ق.ظ  دسته بندی: دنیای آخرالزمان

یا انیس

متن سخنرانی

 سید محمد انجوی نژاد

موضوع: دنیای آخرالزمان – قسمت هشتم

تاریخ: 1404/09/01

 

عناوین اصلی سخنرانی:

» در حکومت جهانی نقش مردم بیشتر از نقش خداست

» در آخرالزمان چگونه ثابت قدم بمانیم؟

» آدمی که از مخلوق طلبکار است، قطعا از خالق طلب­کار خواهد شد

 

 

خداوند تبارک و تعالی مدیریتی برای خلقت دارد که در این مدیریت مشیت الهی و اراده الهی داریم. مشیت آن است که وقتی خدا اراده می‌کند بلافاصله اتفاق می‌افتد. در اراده الهی بین نیت خدا و آن اتفاقی که قرار است بیفتد فاصله‌ای هست. خداوند عمدا این فاصله را گذاشته است برای اینکه انسان‌ها بتوانند در این فاصله، در آن اراده اثر مثبت یا منفی داشته باشند.

 

» در حکومت جهانی نقش مردم بیشتر از نقش خداست

یک سری چیزها در مقدرات الهی تأثیر دارد. حالا آن چیزهایی که در جلسات قبل خدمتتان گفتم بحث کوشش و اعمال خوب و بد که دعا، صدقه، تلاش، صله و استغفار جزو اصلی‌هایش بود. مطلب بعدی نقش ما در حکومت دینی است که خداوند تبارک و تعالی در آیات قرآن هم تأکید کرده که من مقدر کردم حکومت جهانی به دست مستضعفان باشد.

[این حکومت] از حکومت محلی و شهری شما شروع می‌شود و حتی حکومتت بر خانواده؛ اما آن چیزی که تغییرات مثبت یا منفی در آن ایجاد می‌کند خود شما هستید. این آیه قرآن خیلی  صراحت دارد و همه هم بلدید «إِنَّ اللَّهَ لَا يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ» به شدت این آیه صراحت دارد؛ یعنی خدا رسماً می‌گوید من بنا ندارم از مسیر غیب و پشت پرده‌های عالم خلقت در حکمرانی و حکومت شما دخالت کنم. تمام حکومت دربست در اختیار خودتان است. هر کاری که شما انجام دهید همان‌قدر هم من کمک می‌کنم که در حد برکت باشد. من حرکت را در حکومت شما انجام نمی‌دهم.

این وسط ما بحث‌هایی داریم که به قول حضرت‌امام(ره) به اسم دین، دین‌داری، انتظار و امام‌زمان(عج) دقیقاً در پازلی بازی می‌کنند که حکومت به دست شیطان برسد. به این معنا که خودشان را کنار می‌کشند و می‌گویند اصلا درست شدنی نیست مگر اینکه آقا بیاید. این «مگر اینکه آقا بیاید» و «درست شدنی نیست» دقیقاً مخالف با متن آیه قرآن است. قرآن می‌گوید تغییرات دست خود شماست اما او می‌گوید تغییرات دست امام معصوم است. کما اینکه سیزده امام معصوم بودند و نتواستند. چرا؟ چون ملتشان این توقع را داشتند.

در روایت داریم که وقتی خدمت امام معصوم عرض کرد یابن‌رسوال‌الله چرا کاری نمی‌کنید؟ گفت جواب تو را قبلاً قرآن داده است. آن جایی که قوم بنی‌اسرائیل به موسی گفتند «إِنَّا هَاهُنَا قَاعِدُونَ»؛ ما اینجا نشسته‌ایم تو و داداشت بروید فرعون را سرنگون کنید بعد زنگ بزنید ما هم می‌آییم! قرآن می‌گوید نه این نبود.

مدل کمک خداوند تبارک و تعالی در بحث حکمرانی مدل واگذاری به مردم است. حالا اگر جرقه یا اتفاق مثبتی افتاد و مردم پشت این اتفاق را گرفتند که گرفتند؛ اگر نگرفتند خداوند تبارک و تعالی می‌گوید من خودم دارم می‌گویم که تغییر نمی‌دهم.

اینکه بنشینیم دعا کنیم [تا شرایط] تغییر کند، این اتفاق نمی­افتد. اما منِ خدا کمک می­کنم؛ یعنی در یک جاهایی من یک موجی را می‌­فرستم، برای شما جرقه را می­زنم، اینکه شما از این جرقه یک آتشی درست کنی و دودمان امپریالیسم و صهیونیسم و هر شیطانی را در عالم بسوزانی کار خودت است، من جرقه می‌زنم. بعد قسمت دومش چه می­‌گوید؟ می­گوید جرقه که می­‌زنم اگر قدر این جرقه را ندانی به مصیبت بدتر از این چیزی که الان هستی دچار می‌شوی. من الان در قسمت دوم به این می­‌رسم، که می­‌گوید اگر [قدر] این را ندانید در ذیل آیه شریفه قرآن که «لَئن شَکَرتُم» قدر جرقه را بدانی «لَأزیدَنَکُم» شما را بزرگ می­‌کنم، شما را برتری می­‌دهم «و لئن کَفَرتُم» قدر جرقه را ندانی «إنَّ عَذابی لَشدید» این وضعیتی که الان داری را بدتر می‌­کنم.

من در آن بحث آرمان­شهر یک اشاره­ای کردم، مربوط به چند سال پیش بود، در قسمت اول و دومش ما نقد این رمان «مزرعه حیوانات» از «جرج اوروِل» را می‌کردیم، بعد گفتم که اوروِل چگونه شخصیتی بود؟ دلیل اینکه این­قدر با این دو تا رمان او را بالا آوردند و بعد فیلم شد، فیلم مزرعه حیوانات 1984 را کار کردند این بود که اوروِل ضدکمونیسم بود؛ در پازل آن­طرف داشت بازی می‌­کرد، منتهی داشت این­طرف می‌­زد.

می‌­گفت این­ حاکمان با شعار مردم، با شعار طبقه کارگر، با شعار مستضعف سر کار می‌­آیند، بعد دچار تغییرات می­‌شوند، می­‌رسند به جای آخر. آخرین جمله اوروِل در کتاب مزرعه حیوانات این است که می­‌گوید وقتی که مردم آمدند بیرون و آن تابلوی شعارهای اول انقلابشان را دیدند؛ مثلا ما شعار اول  انقلابمان استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی بود؛ آن­ها هم 7 تا شعار داشتند. آن تابلو را که نگاه کردند دیدند که یک شعار مانده، نوشته «همه حیوانات با هم برابرند، ولی برخی از حیوانات برابرترند»! پایان انقلاب مزرعه حیوانات اینجا بود که آقا با شعار برابری آمده، اما چه شده؟ این شعار باعث شده یک طیفی رفتند کنار و یک طیف دیگر جای طیف قبلی قرار گرفتند. این می­‌شود «لَئن کَفَرتُم إنَّ عَذابی لَشدید» و بدتر می­‌شود.

می­‌گوید من جرقه را برایتان می‌­زنم، اما ادامه دادنش «لا یُغَیّرُ ما بِقومٍ حتی یُغَیّروا ما بِأنفسِهِم» ادامه دادنش با من نیست، من شعله را روشن می‌­کنم، اینکه آتش را به دامن چه کسی بزنی دست مردم است؛ اگر در صحنه بودند، ادامه دادند، اگر گرفتار هواهای نفسانی نشدند، اگر آن سیستمی که وقتی از پایین می­‌آیند بالا، آن سیستم را رعایت کردند، تقوایشان را فراموش نکردند، مسائل را فراموش نکردند، من هم مشیتم به شما تعلق می‌­گیرد و به شما فرصت می‌­دهم. اگر نه، دیدیم آن سیستم، سیستم قبلی است دارد با اسامی دیگر بازخوانی می­‌شود، خدا می­‌گوید «و لئن کَفَرتُم إنَّ عَذابی لَشدید» کاری می‌­کنم که حسرت دوره قبلش را بخورید، با شما تعارف هم ندارم.

مرحوم شهید بهشتی (ره) این آیه را ذیل حکمرانی تفسیر می­کند درصورتی که اغلب در زندگی شخصی­مان تفسیر می­‌کنیم؛ حالا من شخصی­اش را هم در قسمت دوم به شما می­‌گویم! می­گوید فرصتی که خداوند به شما می­‌دهد، یک سال است، 6 ماه است، 2 سال است، برای اینکه حسن استفاده را از این فرصت بکنید، اگر این فرصت از دست رفت، نه اینکه بگوئیم دیگر فرصت نمی­‌دهد، شرایط را از قبل برای شما سخت­تر می­‌کند؛ کاری می­‌کنم که آرزو می‌­کردی در قبل زندگی می­‌کردی! خب این قسمت اول.

 

» در آخرالزمان چگونه ثابت قدم بمانیم؟

در قسمت دوم؛ شما یک استاد معرفت، یک استاد عرفان، یک استاد سلوک، یک استادی که می­‌خواهد در آخرالزمان شما را نجات بدهد، پیدا می‌کنی و از او می‌­پرسی راه نجات ما چیست؟ حالا در آخرالزمان ما خیلی بیشتر نیاز به این توصیه داریم؛ یک زمانی ما این­قدر وسوسه­‌های شیطان متکثر و متنوع نبود، در آخرالزمان ما خیلی بیشتر به این توصیه نیاز داریم، سوال می­‌کنیم، چه­‌کار کنیم؟ یکی می­‌گوید نماز شب بخوان، یکی می‌­گوید مثلا دو روز در هفته روزه بگیر، یکی می­‌گوید ارتباطت را با اهل­بیت علیهم­السلام قطع نکن، راه­‌های مختلف، یکی می­‌گوید قرآن حفظ کن، یکی می­‌گوید دوره مطالعاتی فلان بروی دیگر حل است، هر کسی یک چیزی می‌­گوید، احتمالا همه­‌شان هم درست می‌­گویند؛ بالاخره از همه این مسیرها می­‌شود به خدا رسید.

آقا همه این‌ها ممکن است درست بگویند؛ اما نه به صورت استثنائی. بسیاری از کسانی که این مسیرها را رفتند چپ کردند. بله استثناء همه جا هست. ممکن است آیت‌الله عظمی باشد مجتهد هم باشد مرجع تقلید هم باشد اما چپ کند؛ استثناء هست. در صدتا یکی این­طوری می‌شود.

ولی ما می‌بینیم تعداد کسانی که این مسیرها را رفتند و چپ کردند خیلی زیاد است و آن‌هایی که چپ نکردند به این دلایل نبوده. مثلا طرف سی سال با قرآن است، سی سال با اهل‌بیت است، مثلا بیست سال است در کار خیر است و خیرات می‌کند، همین چیزهای خوبی که ما می‌گوییم در آخرالزمان ما را حفظ می‌کند؛ ولی به دلیل آن کارها نبوده که چپ نکرده!

پس چیست؟ اگر یک توصیه‌ آخرالزمانی بخواهیم بکنیم، باز همین آیه قرآن است! می‌گوید کسانی که بلد نیستند شکر کنند، از هر مسیری که رفته باشند کم می‌آورند. من یکی یکی گزینه‌هایش را باز می­کنم.

 

» آدمی که از مخلوق طلبکار است، قطعا از خالق طلبکار خواهد شد

«لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُم» اگر بخواهیم شما را بزرگ کنیم، مسیرش شکر است. «لَأَزِيدَنَّكُم» [یعنی شما را بزرگ کنیم] نگفته «اموالکم». گزینه‌هایی که در قرآن و در روایت راجع به کسانی که اهل شکر هستند می‌گوید چیست؟

  1. آن‌ها از شکر مخلوق شروع می‌کنند تا به شکر خالق می‌رسند.

من دیدم بچه‌ای مثلا چهار یا پنج سالش است، کسی به او آب می‌دهد، شربتی می‌دهد، شیرینی‌ای می‌دهد، می‌گیرد. حتی نگاه تشکرآمیز نمی‌کند. من احساس خطر می‌کنم. این بچه قطعا در خانه تحت تربیتی است که طلبکار بار آمده. آدمی که از مخلوق طلبکار است، قطعا از خالق طلبکار خواهد شد.

تمام کسانی که در مقابل خداوند تبارک و تعالی تماما خودشان را مقصر دانستند و تماما خشوع و خضوع می‌کردند کسانی بودند که نسبت به مخلوقات این‌طوری بودند. روایت هم رسما دارد می‌گوید «من لم یشکر المخلوق لم یشکر الخالق» کسی که شکرش با الحمدالله و سجده طولانی و این‌ها است و از خدا شروع کرده دارد اشتباه می کند. اول باید از مخلوقات شروع کند.

طرف می‌رود جایی خرید می‌کند‌. دارد به آن مغازه‌دار سودی می‌رساند. کلی تشکر می‌کند؛ آقا زحمت شد، دست شما درد نکند. واقعا می‌گوید، ادبیاتش نیست. ادایش هم نیست. تشکر می‌کند. این آدمی که از فروشنده‌ای که ما داریم به او لطف می‌کنیم از او خرید می‌کنیم تشکر می‌کند، این آدم، آدمی است که قطعا در مقابل خالق هم تشکر خواهد کرد. اما آدمی هم هست که برعکس است. فروشنده است‌. ما داریم به او لطف می‌کنیم و خرید می‌کنیم اما او تشکر نمی‌کند، در مقابل لطف تشکر نمی‌کند! آدمی است که طلبکار بار می‌آید‌.

تشکر به معنای لقلقه‌ی زبانی نیست، به معنای احساس قصور و تقصیر است. آدمی که این مدلی است، «لَئِنْ كَفَرْتُم إنَّ عَذَابِي لَشَدِيد» این آدم قطعا روزی با خدا دعوایش می‌شود. به طرف می‌گویم مشهد نمی‌روی؟ می‌گوید شش سال نرفتم. چرا نرفتی؟ فلان چیز را خواستم آقا نداد! ببینید این را همه می‌دانند که این جمله از نظر عقلی، شرعی و اخلاقی مشکل دارد؛ ولی من این سه‌تا مشکل را که می‌دانیم نمی‌گویم. این آدم از نظر انسانی مشکلی دارد که این حرف را می‌زند! لَنگ این آدم از جایی دیگری شروع شده. از اینجا شروع نشده که تو بروی برایش توضیح بدهی که عقلا، شرعا، اخلاقا ارتباط ما با امام این‌طوری است. نه این آدم عادت کرده طلبکار باشد. عادت کرده!

لطف مکرر حق مسلم می‌شود. برای این آدم‌ها اصلا لطف کلا مکرر یا غیر مکرر، حق مسلم است. این‌ها گمانشان این است که خلق شدند و از دماغ فیل افتادند که خلائق به آن­ها رسیدگی کنند و سرویس بدهند. به دلایل مختلف.

خب به قسمت اول بحث برمی‌گردانیم؛ حکمرانی. وقتی آن­ها در حوزه حکمرانی می‌آیند، کار را خراب می‌کنند. ببینید شما از بزرگترین آدم‌هایی که بیشترین ایثار را در مملکت برای مردم کردند مثل حاج قاسم یا حاجی­زاده یا هر کس دیگری، یک جمله‌ بیاورید که از مردم طلبکار باشند! حالا در سیاسی‌ها خیلی حضور ذهن ندارم کسی که این­جوری خدمت کرده باشد. شاید بوده. از این افراد جمله‌ای بیاورید که از مردم طلبکار باشند. آی مردم ما به خاطر شما سی سال در بیابان بودیم. یک جمله بیاور!

چرا؟ نه از باب تواضع. این آدم، مدلی که بار آمده این‌گونه است که هیچ‌وقت طلبکار نیست. چون هیچ‌وقت طلبکار نیست، در پیشگاه خدا هم همیشه بدهکار است. آدم بدهکار همیشه شاکر است، آدم طلبکار است که ناشکری می‌کند. آدم بدهکار همیشه شاکر است. هر چه بدهد شاکر است. بعد می‌بینی امام معصوم شاکر است اما من شاکر نیستم، از خدا طلبکار هستم.

مثلا آقا چرا نمی‌روی زیارت؟ چون آقا جوابمان را نداد. خیلی عذرخواهی می‌کنم، ببخشید، علی‌بن‌موسی‌الرضا(ع) یکی از چهارده پدیده‌ی خلقت است که قبل از خلقت آدم طبق روایت نور، جزء یکی از آن چهارده‌تا است که خدا با آن عظمتش، در طول تریلیاردها سال خلقت، از ازل تا ابد که اصلا عدد نمی‌توانیم بگذاریم [خلق کرده]، خیلی عذرخواهی می کنم که جواب تو را نداد. من از طرف امام‌رضا(ع) شرمنده‌ام!

این مال این است که این آدم طلبکار بار آمده است. این آدم سجده‌اش مجازی است، تواضعش مجازی است، نوکری‌اش مجازی است، همه چیزش مجازی و فیلم است؛ اما یک بچه‌ را می‌بینی که دو سالش است، سه سالش است. یک نگاهش می‌کنی لبخند می‌زنی، تشکر می‌کند. این بچه دارد یک مدل دیگر بار می‌آید.

تا برگردیم به خودمان، در بساطی که الان داریم در بساط هیئت، در بساط زیارت، در ارتباط با معصومین، این مدلی بار بیاییم. آقازادگی چرا مشکل است؟ من نمی فهمم چرا باید مشکل باشد؟ آقا ایشان پسر ایشان است؛ خیلی خب؛ بیشترین چیزی که این آدم بلد است، به بچه‌اش یاد داده است دیگر. دیگر چه کسی لایق‌تر از یک فرزند برای ادامه‌ پست پدر. عقل این را می‌گوید. مشکل آقازادگی این است که این آدم، غیر از چیزهایی که یاد دارد، یک چیز را یاد ندارد آن هم این است که از مردم طلبکار است. از اول خودش را جنس برتر دیده و ژن برتر دیده است، ژن متفاوت دارد.  این می‌شود «وَلَئِنْ كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذَابِي لَشَدِيدٌ». کار دست این جماعت بیاید، دین و دنیا و زندگی و آخرتتان را خراب می‌کند.

ان شاء الله خدا به همه‌مان توفیق عمل کرامت کند.

 

 

ارسال دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید