امروز 1 اسفند 1404 - 2 رمضان 1447
خواندنی ها

متن سخنرانی - دنیای آخرالزمان (7)

1 اسفند 1404 -   12:00 ق.ظ  دسته بندی: دنیای آخرالزمان

یا انیس
متن سخنرانی
سید محمد انجوی نژاد
موضوع: دنیای آخرالزمان – قسمت هفتم
تاریخ: 1404/08/24

 

عناوین اصلی سخنرانی:
» اراده خداوند در زندگی انسان‌ها چگونه اعمال می‌شود؟
» عوامل موثر در تقدیر
» چه زمانی دعا در مقدرات اثر می‌گذارد؟
» اوج تاثیر صدقه چه زمانیست؟
» چرا در شرایطی که می‌دانیم مورد حمله قرار می‌گیریم، نمی‌توانیم جنگ را در ابتدا خودمان شروع کنیم؟
» آن امر به معروف و نهی از منکری که نمی‌خواهی به زندگیت لطمه وارد کند تاثیری در مقدرات ندارد

 

 

» اراده خداوند در زندگی انسان‌ها چگونه اعمال می‌شود؟
در جلسه قبل بحثمان راجع‌به تقدیر و مشیت بود و عرض کردیم که خداوند تبارک و تعالی دو مدل اراده دارد:
اول اراده مشیتی است به این معنا که به محض اینکه خداوند اراده می‌کند، بین اراده و اتفاقی که می‌خواهد بیفتد فاصله زمانی نیست؛ این می‌شود مشیت الهی! ما نمی‌توانیم از مشیت الهی فرار کنیم چون مشیت جزو قوانین غیرقابل تغییر خلقت است.
دوم بحث تقدیر است به این معنا که بین اراده الهی و انجام آن عمل یک فاصله زمانی است و این فاصله زمانی درحقیقت برای این قرار داده شده که اختیار و اراده انسان‌ها در این فاصله زمانی در انجام اون عمل موثر است. آن عمل قطعا اتفاق خواهد افتاد منتها اینکه چه زمانی و چگونه اتفاق بیفتد جزو اختیارات انسان است.

مثلا اگر انسان‌ها و کره زمین بعد از امام حسن عسکری(ع) آمادگی لازم را داشتند و پای کار بودند ممکن بود همان زمان امام زمان(ع) به پرده غیبت نرود کما اینکه در همان زمان خداوند مهلتی هم داد؛ غیبت صغرا امتحانی بود برای مردم جهان که ببینند آیا این غیبت را می‌توانند تبدیل به ظهور کنند یا نه؟! بعد که دیدند مردم در امتحانشان مردود شدند تبدیل به غیبت کبری شد! ما به این اتفاق می‌گوییم اراده الهی برمبنای تقدیر که باز هم جزو اراده‌های خداست؛ خدا اراده کرده که اختیار انسان‌ها در اراده الهی موثر باشد. این خیلی ساده است. کسانی که قائل به این هستند که این حرف‌ها کفر است و خداوند اگر چیزی را مقدر کند حتما زمان و مکان آن مشخص است و در همان زمان و مکان اتفاق خواهد افتاد؛ این را در نظر نگرفته‌اند که همین که شما دارید می‌گویید هم خدا خودش اراده کرده است و باز هم اراده الهی است. بله ما نمی‌توانیم به خدا زور بگوییم یا خدا را مجبور به کاری کنیم اما خداوند تبارک و تعالی خودش اراده کرده که اختیار انسان‌ها در مقدرات موثر باشد. تا این قسمت در جلسه قبل خدمت‌تان عرض کردیم.

 

» عوامل موثر در تقدیر
عوامل موثر در تقدیر دو قسمت است. یک قسمت عواملی است که به مباحث عبادی برمی‌گردد و یک قسمت عواملی است که به تلاش و کوشش و جهد و جهاد مردم! در قسمت مباحث عبادی در دو بُعد مثبت و منفی یعنی انجام گناهان و انجام واجبات و مستحبات و … به صورت کلی هر گناهی و هر ثوابی در اراده الهی تاثیر مثبت یا منفی دارد. اما برخی هم اهل بیت ما به صورت مصداقی گفته‌اند که این موارد خیلی بیشتر تاثیر دارند. یعنی عواملی که می‌گوییم در تقدیر الهی موثر هستند شامل تمام گناهان و تمام ثواب‌ها می‌شود اما آن که به صورت خاص اهل بیت روی آن‌ها دست گذاشته‌اند و خیلی موثر است چند مورد است که خدمت‌تان عرض می‌کنم.

 

» چه زمانی دعا در مقدرات اثر می‌گذارد؟
1. دعا
دعا دو حالت دارد. گاهی لق‌لقه زبان است اما یک وقت است که از اضطرار و از منشاء نیاز این دعا بیان می‌شود. دعایی که لقلقه زبان باشد چندان مشخص نیست که در مقدرات موثر باشد؛ همان روایتی که از ابن طاووس شنیدید که می‌گوید امام زمان(عج) را در بین الحرمین دیدم و امام فرمودند ببین الان شب نیمه شعبان و بین الحرمین و این همه جمعیت است؛ همه برای حاجات خودشان آمده‌اند! یک نفر برای ظهور من دعا نمی‌کند؛ یک نفر! یعنی یک وقت‌هایی هست که امام(عج) دعاهایی را که می‌گوئی دارند می‌شنوند؛ چون قطعا آن‌هایی که آمده‌اند برای بین‌الحرمین شب نیمه شعبان، دعای فرج خوانده‌اند، دعای سلامتی خوانده‌اند، حتما این‌ها خوانده‌اند، جزء اعمالش بوده، اینکه امام(عج) می‌گویند حتی یک نفر دعا نمی‌کند منظور این است که این دعا دعای واقعی‌اش نیست. در روایتی امام صادق(ع) می‌فرمایند مردم راجع‌به ظهور اطلاع ندارند که ظهور چقدر در همین زندگی دنیایی‌شان موثر است، اگر اطلاع داشتند کار و بارشان را کنار می‌گذاشتند و می‌رفتند در امر ظهور دعا می‌کردند و تلاش می‌کردند و خیلی روایت‌های دیگری که ما داریم.

دعا، آن دعای واقعی واقعی در مقدرات الهی موثر است. منشاء اینکه یک دعا واقعی است یا واقعی نیست هم حب نفس است؛ یعنی آدم‌های خودبین تمام دنیا را برای خودشان می‌خواهند؛ یعنی مهم‌ترین چیز حاجات خودشان است. الان شما مثلا فرض کنید ما یک پرسشنامه پر کنیم بگوئیم یک فرشته‌ای نازل شده، تو یک دعا از این دو دعا را می‌توانی انتخاب کنی؛ یکی دعائی است به نفع جهان، در مسیر مقدرات الهی؛ که حالا این وسط تو به نفعی برسی یا نرسی معلوم نیست؛ یکی هم دعایی است برای اینکه خودت و هفت جد و آباءت مثلا به یک سلطنت و رفاه و مکنت ابدی در دنیا برسی. شما خودت الان لحاظ کن ببین اگر این پرسشنامه را پر کنی درصد مردمی که حاضرند خودشان را نبینند و برای جهان خلقت دعا کنند چند درصد است؟ من نمی‌گویم چند درصد است، آمار هم نداریم ولی هر وقت این درصد بالای 50، 60 درصد بیاید خداوند مقدراتی که ما هم دنبالش هستیم را حتما تقدیر می‌کند. ولی اگر همین قضیه ابن‌طاووس باشد که امام زمان(عج) بیایند بگویند که این‌ها که همه دارند دعا می‌کنند، لقلقه زبانشان است، [تاثیری بر مقدرات نمی‌گذارد]!

حتی در جایی امام صادق(ع) به یکی از شیعیان گله کرد وقتی که دید از عمق دلش این شیعه آه کشید و گفت خدایا چه زمانی فرج مهدی فاطمه(عج) می‌رسد؟ آقا فرمودند که تو فرج را برای زندگی شخصی خودت می‌خواهی، الان یک گیری کردی، مشکل مالی داری، اقتصادی داری، شکست عشقی خوردی یک چیزی، یاد فرج امام زمان(عج) افتادی، اگر زندگی‌خودت آباد و آزاد بود این دعا را نمی‌کردی؛ خدا این نیت را می‌فهمد؛ الان مشکلت، مشکل شخصی خودت هست. خیلی وقت‌هایی که مثلا ما به سمت خدا روی می‌آوریم؛ حالا نمی‌گویم بد است یا خوب است چون در روایات داریم بهتر از هیچ چیز است؛ ولی اغلب وقت‌هایی که ما به سمت خدا روی می‌آوریم وقت‌هایی است که دنیا به ما پشت کرده! یعنی شما ببینید دو تا معشوقه در مقابل ماست، یکی خدا و یکی دنیاست، معشوقه‌ای که خداست می‌بیند که هر وقت معشوقه دنیا به ما پشت می‌کند به سمتش می‌رویم؛ یعنی هر وقت خدا می‌بیند من در جانمازم در نهایت تضرع و عشق‌بازی هستم می‌گوید بیا باز دنیا این را بیرونش کرد این یاد ما افتاد!

خب این مسیر برمی‌گردد به اینکه برگردیم عقب‌تر ببینیم حب نفس ما چقدر است؟ ما در خیلی از جاها، خیلی از شهدا، کسانی که ایثار کردند، کسانی که جهاد کردند، در این‌ها دقت می‌کنیم می‌بینیم این‌ها رفتند برای اینکه آیندگان بتوانند بهتر زندگی کنند. بعد مثلا الان مردم طرفدار این‌ها هستند یا اینفلوئنسرها؟ مردم طرفدار اینفلوئنسر‌ها هستند دیگر! آن‌هایی که نان‌دانی‌شان مردم هستند را که خداوند نگاه نمی‌کند. پس حقیقت دعا چیست؟ حقیقت دعا این است زمانی که لق‌لقه زبانی باشد؛ گرچه همین هم خوب است، از هیچ چیز بهتر است، حتی نور هم دارد، حتی دعا باعث پاکی و آمرزش گناهان هم می‌شود اما این مدل دعا در امر مقدرات الهی قابلیت تغییر ندارد. خداوند دعایی می‌خواهد که این دعا از حب نفس ایجاد نشده باشد.

بنابراین یکی از بحث‌هایی که در دعا داریم این است که دعا برای غیر، قطعا مستجاب است! چرا؟ چون وقتی دعا برای غیر می‌کنی حب نفس از بین می‌رود. این را هم آمده‌ایم خرابش کرده‌ایم، یک روایت دیگر پیدا کرده که خرابش می‌کنیم، دعا وقتی برای غیر می‌کنی خداوند هفتاد برابر برای خودت مستجاب می‌کند؛ یعنی در نیت دعای ما برای غیر هم یک نفسانیتی وجود دارد. پس نکته اول چه‌جور دعایی؟ دعای حقیقی، دعای واقعی واقعا مقدرات را تغییر می‌دهد، مخصوصا اگر نفس در آن دخیل نباشد.

 

» اوج تاثیر صدقه چه زمانیست؟
2. صدقه صدقه به چه معنا؟ به معنای اینکه از منشاء ترحم برای افرادی باشد که این افراد مستحق هستند، مخلوقات خدا هستند. نه صدقه از مبنای اینکه مثلا حالا رفع بلا بکند! ببینید آقا امیرالمؤمنین(ع) خیلی صاف برای ما باز کرده گفته این روایاتی که ما برای تو می‌گوئیم برای 3 مدل عابد است: یکی عابدانی که تاجراند؛ این دعاها مال آن‌هاست. یک عده از مردم هستند که قرآن هم تائید کرده، گفته بیائید به سمت تجارتی که به نفع خودتان است، این‌ها درست است مأجور هستند همه چیز هم سرجایش است، رفع بلا هم ان‌شاالله می‌شود ولی اصل این است که این دعا در مقدرات، این مدل صدقه در مقدرات تاثیر نمی‌گذارد. صدقه از مبنای رأفت برای غیر موثر است.

پس دوم: صدقه. خب این خودش معنا دارد. وقتی شما صدقه می‌دهی یعنی من با استضعاف و این مدل اختلاف طبقاتی مشکل دارم و به طبقه پایین بیشتر رسیدگی می‌کنم. این مسیر آیه «و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمة» یعنی من دارم در آن مقدرات بازی می‌کنم به شرط آن که صدقه واقعی باشد و در جهت اصلاح جامعه انسانی و جهانی باشد.

3. صله
صله به معنای وصل بودن به بدنه مؤمنین مخصوصا به ارحام. این هم جزو چیزهایی است که باز هم گفتم در میان اعمال خوب آن دسته که به حکمرانی و مدیریت جهانی برمی‌گردد خیلی بیشتر تاثیر دارد. به ارحام و دوستان و مؤمنین و همه کسانی که نیاز دارند، هم صله واجب داریم و هم صله مستحب. صله واجب در خصوص ارحام هست و صله مستحب راجع به همه مؤمنین و مؤمنات، همه کسانی که حتی بندگان خدا هستند. این ارتباط باز هم باید از مبنای انسانی باشد نه این که فکر کنی اگر صله کنی روزی‌ات زیاد می‌شود، غمت از بین می‌رود، در اثر این صله یک چیزی گیرت می‌آید مثلا معامله می‌کنی، سلام می‌کنی که جوابی بگیری! نه باید از مبنای انسانی باشد. حتی مراجع ما به همین احوال‌پرسی دورادور و تلفنی هم کفایت داده‌اند و حتی به دعاکردن که برای همه دعا کنید «الهم اغفر للمؤمنین و المؤمنات و المسلمین و المسلمات الاحیاء منهم و الاموات» این هم یک مدل صله است. حتی صله مردگان که به صورت روزانه یا هفتگی، حداقل شب‌ها و عصرهای جمعه فاتحه‌ای برای اموات خودت و اقوامت بفرستی بسیار تاثیر دارد در مدیریت جهانی.

 

» چرا در شرایطی که می‌دانیم مورد حمله قرار می‌گیریم، نمی‌توانیم جنگ را در ابتدا خودمان شروع کنیم؟
4. تلاش و کوشش
یعنی تلاش و کوشش در مباحث عبادی هم یک مدل جهاد است. دقت کنید ما دو مدل جهاد در بحث اسلام داریم: یک مدل جهاد نظامی است و دیگری به معنای جهاد و کوشش. خود معنای جهاد و جهد هم تلاش و کوشش است. آن که جهاد را به معنای جهاد نظامی مطرح می‌کنند بحثی است که اصطلاح شده است. اصل جهاد یعنی جهد و کوشش و تلاش کردن برای یک مطلب. در مدل غیر نظامی همیشه هر کوششی در جهت عمران زمین و هر کوششی در جهت بهبود حاکمیت کره زمین در مقدرات الهی موثر است. تو یک قدم کوشش کن، من ده قدم همراهی می‌کنم. در قسمت جهاد نظامی هم ما دو مدل جهاد داریم: یکی جهاد دفاعی و دیگری جهاد ابتدایی.

اما در بحث جهاد نظامی یک جهاد ابتدایی داریم که طبق قول تمام مراجع تشیع؛ یعنی یک نفر هم در طول این مدت‌ها غیر از این نگفته است؛ در غیاب معصوم ما اجازه جهاد ابتدایی نداریم! تنها کسی که می‌تواند جهاد ابتدایی را فتوا دهد خود معصومین هستند. لذا خیلی از جهادهایی که در بعد از خلافت آقا امیرالمؤمنین(ع) و حتی قبل از آن در طول خلافت بنی امیه و بنی عباس اتفاق افتاد از نظر اهل بیت مردود بود. گرچه حکمرانی جهان اسلام را گسترش داده بودند!

بنابراین ما جهاد ابتدایی نداریم؛ فقط جهاد دفاعی داریم. الان یکی از مشکلاتی که برای من و شما در جنگ با اسرائیل و آمریکا پیش آمده همین داستان است. می‌گویند ما در کتمان نمی‌رود که چرا ما نباید زودتر بزنیم؟ ما نباید زودتر بزنیم به دلایل مختلف و دستورات صریح اهل بیت و سیره اهل بیت! یعنی یک جاهایی در سیره اهل بیت آمده است که [به امام می‌گویند] این دارد آماده می‌شود که ما را بزند؛ مثلا شب عاشورا؛ اگر ما امشب بزنیم پیش‌دستی کرده‌ایم! اما آقا اجازه نفرمودند! گفتند می‌خواهیم نماز بخوانیم، کمی بزنیم که عقب بکشند، باز هم آقا اجازه نفرمودند!

به درست و غلط بودن این موضوع از نظر نظم نوین جهانی ما کاری نداریم، تشیع به ما اجازه حمله پیشگیرانه را نمی‌دهد. می‌گوید فقط اگر حمله کردند می‌توانید دفاع کنید. حتی در زمان جنگ تحمیلی وقتی که صدام حمله کرد می‌گفتند ابتدای همین مرزها که رفتیم باید جنگ تمام بشود؛ اگر آن‌ها دوباره تعدی کردند باید دوباره ادامه بدهیم. که بعد هم امام آمدند توجیه کردند که او هنوز جنگ را تمام نکرده است و هنوز دارد موشک می‌زند. الان بحث مرز نیست، بله او را فرستاده‌ایم پشت مرز اما جنگ هنوز سرجایش است. مشخص بود که جنگ ادامه داشت اما ما اجازه جهاد ابتدایی را نداریم. گرچه من شاید خودم دوست داشته باشم که به صورت پیشگیرانه بزنیم اما یک چیزی اهل بیت می‌دانند که به ما این دستور را داده‌اند و اصلا قرار نیست که ما قانع شویم. این دستور و فرمان است؛ تمام! اصلا نمی‌شود که شما اصرار کنید. هیچ مرجع و رهبری چنین جراتی را ندارد که اعلام جهاد ابتدایی کند. اعلام جهاد ابتدایی در غیاب معصوم از نظر تشیع حرام شرعی و قطعی است.

در اسلام چطور؟ در اسلام هم جهاد ابتدایی حرام است. اگر می‌بینید گروه‌های جهادی سنی مذهب جهاد ابتدایی می‌کنند بر فتوای چهار مرجع اصلی‌شان نیست، از زمان ظهور ابن تیمیه بحث جهاد ابتدایی راه افتاد! ترور و جهاد ابتدایی از نظر اسلام مطلقا حرام است. این خیابان خالد اسلامبولی که در تهران تغییر نام دادند و همه گفتند این عقب‌نشینی از ارزش‌هاست! کدام ارزش برادر؟ شما اصلا خالد اسلامبولی را می‌شناسی؟ محاکمات خالد اسلامبولی که بعد از سال‌ها، تقریبا پنج سال پیش چاپ شد و خواندی اصلا می‌دانی چرا انور سادات را زد؟ ما فکرمی‌کردیم چون انورسادات کمپ دیوید را امضا کرده و با اسرائیل صلح کرده است؛ خالد اسلامبولی او را زده است درحالی‌که اصلا خالد اسلامبولی اسم اسرائیل را نیاورده است! می‌گوید انور سادات را به این دلایل می‌زنیم که زن‌ها را از خانه بیرون آورده است، اجازه رای به زن‌ها داده و مشروب فروشی را آزاد کرده است؛ بر فتوای شیخُنا ابن تیمیه که می‌فرماید در شرح فلان آیه قرآن هرکس این کارها را کند کافر است؛ لذا ما او را می‌زنیم.

ابن تیمیه موسس وهابیت است و برخی از گروه‌های جهادی مقلد او هستند مثل داعش و جبهه النصره؛ خالد اسلامبولی هم یکی از همین افراد بوده است. تنها کسی که بدعت جهاد ابتدایی را در جهان اسلام باب کرد ابن تیمیه است. ابن تیمیه که ما اصلا او را به‌عنوان مسلمان قبول نداریم و خیلی از ما فکر می‌کنیم که او مهره انگلیس بوده. خب حالا جنگ شده ، چرا زودتر نمی‌زنید؟ نمی‌توانیم زودتر بزنیم . اجازه جهاد ابتدایی نداریم. پس جهاد به معنای کوشش و تلاش قطعا موثر است . جهاد دفاعی قطعا بر جمیع مؤمنین و مؤمنان واجب است. ببینید در جهاد دفاعی ما چقدر دستمان باز می‌شود؟ در این جنگ دوازده روزه با اسرائیل، کسی شک نداشت که ما الان در موضع دفاع هستیم. کاری به کسانی که حمایت کردند نداریم. علمای اسلامی یک نفرشان جرئت نمی‌کرد تایید نکند. برای چه؟ به این خاطر که با تمام آموزه‌های اسلام مشکل پیدا می‌کرد. یاسر الحبیب مهره انگلیس است، همان فرقه‌های انگلیسی و شوروی که می‌گویند، رسما انگلیسی است. با اینکه انگلیسی است، چون مخاطبش مسلمان است، جملاتی که برای جنگ دوازده روزه می‌گوید این است که ما هر اختلافی با آقای خامنه‌ای داشته باشیم، اینجا جهاد، جهاد دفاعی است. ما باید پشت سر ایشان بایستیم.

وقتی ما وارد حوزه جهاد دفاعی می‌شویم کاملا دستمان در اسلام باز است. هیچ عالم اسلامی، ولو انگلیسی یا آمریکایی، به خاطر همان چهار تا مخاطب مسلمان که اطرافش دارد و می‌بیند اگر الان اعلام موضع نکند با تمام آموزه‌های اسلامی در تناقض است، مجبور است بیاید پشت سر رهبری بایستد. تمام علمای اهل سنت، تمام فرقه شیرازی، تمام فرقه‌ها، احمد الحسن، هر فرقه‌ای که شما فکر کنید، تمام علمای آن مکتبِ نجف متعلق به احمد الحسن که اصلا مشخص نیست دین دارند یا نه، همه‌شان اطلاعیه دادند، اصلا نمی‌توانند اطلاعیه ندهند و از جهاد دفاعی دفاع کردند و گفتند الان آقای خامنه‌ای مسئول این قضیه است و ما پشت سر ایشان هستیم.

اما اگر جهاد ابتدایی بشود، علمای شیعه هم زیر بار نمی‌روند، شما چه فکر کرده‌اید؟ ده تا مرجع تقلید اطلاعیه خواهند داد چون با آموزه های تشیع رسما در تناقض است و ما نمی‌توانیم بعضی کارها را بکنیم. حالا شما ممکن است بگویید نظم نوین جهانی این است و این نیست. این نیاز به اجتهاد دارد، ما مسلمانیم و مقلد هستیم. اما جهاد به معنای کوشش در مبنای حکمرانی اسلامی، همیشه مورد تایید است. سرزمین‌های اسلامی را بخواهی آباد کنی، کارهای مختلف بخواهی بکنی و … .

 

» آن امر به معروف و نهی از منکری که نمی‌خواهی به زندگیت لطمه وارد کند تاثیری در مقدرات ندارد
5. امر به معروف و نهی از منکر
امر به معروف نهی از منکر در قاعده جهانی دو مدل است. یک مدل مثلا همین جلسه امر به معروف است، ستاد که نمی‌خواهد، هر کدام از ما هر کاری در جهت تقویت ایمان مردم بکنیم، امر به معروف و نهی از منکر است. آن سر جایش، اما امر به معروف و نهی از منکر دو مدل است. پس یک مدل همین جلساتی است که ما الان گرفتیم. اما آن امر به معروف و نهی از منکری که در جهت تغییر مقدرات الهی اتفاق می‌افتد طبق روایت امام صادق(ع) امر به معروف و نهی از منکرِ حاکمان است! می‌گوید این یکی خیلی موثر است. چون ما الان کل بحثمان در دنیای آخر الزمان، بحث حکمرانی و حاکمیت است.

مرحوم شهید مطهری اوایل انقلاب و حتی قبل از انقلاب؛ فکر کنم این سخنرانی متعلق به اوایلی بود که می‌خواست یک تجمعاتی راه بیوفتد؛ این قضیه مربوط به یک خاطره‌ای از راهپیمایی‌های مشهد بود، که اتفاقا خود من هم بودم. در آن زمان تجمعاتی که ضد شاه انجام می‌شد در حد صد نفر و دویست نفر در صحن اصلی حرم امام رضا(ع) که امروزه می‌گویند سقاخانه بود. دور سقاخانه می‌چرخیدند و مرگ بر شاه می‌گفتند بعد مثلا تا پانصد و هزار نفر که می‌شدند وارد خیابانی می‌شدند که الان به نام خیابان امام رضا(ع) هست. تا فلکه آب می‌رفتند دوری میزدند و برمی‌گشتند. یک پیرمرد متدینی با یک چوب بلندی ایستاده بود؛ من خودم هم آنجا بودم؛ وقتی مردها از آنجا رد می‌شدند چوب را در هوا می‌گرفت اما وقتی زن‌ها رد می‌شدند با این چوب به سر زن‌ها می‌زد و می‌گفت نامحرم صدایتان را نشنود!! این خاطره را برای شهید مطهری نقل کردند و ایشان گفتند در آخرالزمان امر به معروف و نهی از منکرهای بی‌هزینه باب است اما آن دسته‌ای که هزینه دارد یعنی بخشی که مربوط به حاکمان و مدیران است کاملا ساقط می‌شود. شب هم طرف به خانه می‌آید و سرش را راحت بر بالش می‌گذارد که آره من امروز وظیفه شرعی‌ام را انجام دادم و امر به معروف و نهی از منکر کردم.

شهید مطهری می‌فرماید آن قسمت از امر به معروف و نهی از منکری که در دامنه تغییر مقدرات الهی است و در حاکمیت آخرالزمان موثر است باید برایش هزینه بدهی. الان مستمع نشسته است و اگر چیزی بگویی ممکن است ده نفر ناراحت بشوند، مثلا ممکن است دیگر نیاید! اما شما باید الان آن مطلب را بگویی! هزینه الزاما این نیست که فقط به یک مقام مسئولی گیر بدهی! یک جایی ممکن است تو ضربه‌ای بخوری! شهید مطهری می‌فرماید منابر ما طوری هست که هیچ‌کس را اذیت نمی‌کند! جوری حرف می‌زنند که همه خوشحال و راضی خارج شوند؛ آقا با ما که نبود! سر کسی داد می‌زنند که نشنود! در شیراز جلسه می‌گیرد و بر سر حاکم مثلا توکیو داد می‌زند! خیلی خوب است. شب هم خیالش راحت است که من هم عدالت‌خواهی کردم و هم نهی از منکر کردم! یا برائت را می‌برد به سمت کسانی که مرده‌اند! کاری ندارد که! مرگ بر شاه، مرگ بر رضا شاه!! مرده برادر، پانصد سال پیش مرده اند!

شهید مطهری می‌فرماید در آخرالزمان نهی از منکری که هزینه داشته باشد [کم می‌شود]. در جلسات اول گفتم، کفر متحرکی که به اسلام می‌رسد یعنی تعداد زیادی از افراد مثل هنرپیشه هالیوودی و کارگردان و رپر و خواننده و صاحب کنسرت و … از کار بیکار شدند برای نهی از منکر! حالا او شیعه‌تر است یا من؟! در مملکتی که این‌ها حتی کتک خوردند! دیشب نشان می‌داد که در لندن دختر جوانی داشت کتک می‌خورد اما زیر کتک داشت نهی از منکر می‌کرد! حالا من نشسته‌ام اینجا و لعنت‌هایی می‌گویم که برایم هزینه‌ای ندارد! داستان این است. باز هم به نفس بازمی‌گردد. یعنی اگر نمی‌خواهی که به تو لطمه وارد شود باز هم مشکل نفسانی داری و این در مقدرات تاثیری ندارد! آن امر به معروف و نهی از منکری که امام صادق(ع) می‌فرماید در مقدرات موثر است، امر به معروف و نهی از منکر حاکمان است! کسانی که دارند حکمرانی می‌کنند.

6. انصاف و مهربانی
«مُحَمَّدٌ رَسولُ اللَّهِ وَالَّذينَ مَعَهُ أَشِدّاءُ عَلَى الكُفّارِ رُحَماءُ بَينَهُم» گذشت! انصاف و مهربانی! اگر قرار باشد در آخرالزمان به تو به عنوان کسی که شکاف‌ها و گسل‌ها را بستی و ترمیم کردی نمره بدهند؛ این نمره بیست است! و اگر در بین مؤمنین و مؤمنات تو باعث شکاف و گسل شدی قطعا این نمره صفر است. اگر می‌خواهی برای «أَشِدّاءُ عَلَى الكُفّارِ» جواب بگیری لازمه آن «رُحَماءُ بَينَهُم» است. این‌ها دوتا بال هستند؛ اگر «أَشِدّاءُ عَلَى الكُفّارِ» نباشی و یا «رُحَماءُ بَينَهُم» نباشی با یک بال دور می‌زنید.

ما هم مثل شهید تهرانی مقدم که پدر موشکی ایران است، جزو پدرانی بودیم که عقیم شدیم چون در پادگان شهید حبیب الهی اهواز آرپی‌جی7 درست می‌کردیم؛ گلوله آرپی‌جی که نداشتیم خودمان با مواد اولیه مختلف درست می‌کردیم بعد یکی از بزرگان آمد و ما می‌خواستیم یک پرتاب آزمایشی داشته باشیم. چیزی که ما دقت نکرده بودیم این بود که این پره‌ها باید خیلی میزان باشد اگر یکی از این پره‌ها حتی دو میلی‌متر از دیگری کم و زیاد داشته باشد در مسیر مشکل ایجاد می‌کند. در کار ما پره‌های سمت راست دو میلی‌متر کوچک‌تر بودند! همه چیز درست بود، آرپی‌جی را گذاشتیم و شلیک کردیم، همه الله اکبر گفتند، آرپی‌جی مستقیم رفت در الله اکبر سومی آرپی‌جی دور زد به سمت خود ما!! همه فرار کردند!

بال باید میزان باشد، بال «أَشِدّاءُ عَلَى الكُفّارِ» و بال «رُحَماءُ بَينَهُم» اگر مثل هم نزند [فایده‌ای ندارد]. الان ما تقسیم بندی شده‌ایم؛ یک عده اسلام رحمانی را دنبال می‌کنند و یک عده اسلام خشمانی! مثل آدم مسلمان باشید! مسلمان برائت و محبتش باید به یک اندازه باشد. نمی‌شود به برخی بگوییم شما اسلام رحمانی را ترویج کنید و [به برخی دیگر بگوییم] شما اسلام خشمانی را ترویج کنید. جفتشان اسلام نیستند! اسلام یک دین تعدیل است! حد وسط!اگر خشونتی در کار باشد نسبت به کفار باید «أَشِدّاءُ» باشد. «أَشِدّاءُ» و «رُحَماءُ» باید به یک میزان غلظت داشته باشد. یعنی همان‌قدری که در خشونت کلمه «أَشِدّاءُ» غلظت دارد، در رحمت هم کلمه «رُحَماءُ» باید غلظت داشته باشد. اگر سطح رحمت بین مؤمنین و مؤمنات و سطح خشونت نسبت به کفار تعادل داشته باشد این یک حکمرانی درست است. شما در این مسیر می‌توانی به یک حکمرانی درست برسی.

ان‌شاالله خدا به همه ما توفیق عمل کرامت فرماید.

ارسال دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید