امروز 5 خرداد 1405 - 8 ذو الحجة 1447
خواندنی ها

متن سخنرانی _ بررسی شرایط فعلی (جنگ با دشمن آمریکایی و صهیونیستی)

3 اردیبهشت 1405 -   2:53 ب.ظ  دسته بندی: متن سخنرانی‌های 1404

یا انیس

متن سخنرانی

سید محمد انجوی نژاد

موضوع: بررسی شرایط فعلی

(جنگ با دشمن آمریکایی و صهیونیستی)

تاریخ: 1404/12/12

 

عناوین اصلی سخنرانی:

» اقلیتی که بیشتر انگیزه داشته باشد می­‌تواند جمعیت را سوق بدهد

» رسم عزاداری در میانه جنگ

» از بعد از جنگ جهانی دوم کسی جرات نکرده بود آمریکا را بزند

» درحال حاضر برتری ایران در مقابل آمریکا به شدت ملموس است

» در چنین شرایطی تکلیف ما چیست؟

» ما تجربه انتخاب و جایگزینی یک رهبر جوان را داشته‌­ایم که توانمند بود

» سنگرهای شهری­تان را خالی نکنید

» برنامه این روزهای ما

 

 

 

» اقلیتی که بیشتر انگیزه داشته باشد می­‌تواند جمعیت را سوق بدهد

قبلا هم عرض کردم خدمتتان که جوامع جهان را درصدی تقسیم می­‌کنند و این درصدها بستگی به تعصب، حضور، علائق و ایثارشان می‌­توانند جامعه را حرکت بدهند. اینکه من و شما فکر کنیم در ایران با 90 میلیون جمعیت ما ده میلیون برانداز نداریم یک اشتباه استراتژیک است. ما قطعا ده میلیون برانداز داریم! به دلایل مختلف؛ یک عده کینه دارند چون کشته داده‌­اند، یک عده دنبال مسائل دیگری هستند، عده دیگری فریب خورده‌­اند و خودشان را فروخته­‌اند پس راه برگشت ندارند و … . پس ما در داخل و خارج کشور ده میلیون برانداز داریم. اگر این اقلیت ده میلیونی مجال پیدا کند با دو میلیون هم می­‌تواند مملکت را به آشوب بکشاند.

بالاترین آمار ما در اغتشاشات دی ماه، بالاترین آماری که نهادها گفته‌­اند، کل حضورشان 250 هزار نفر بوده است اما مملکت را به آتش کشیدند. و اقلیتی که بیشتر انگیزه داشته باشد می­‌تواند جمعیت را سوق بدهد. نسل خاموش و ساکت دخالت نمی‌­کنند. نگاه می­‌کنند که چه کسی برده است، پشت سر همان می­‌روند. نه اینکه آدم­‌های بدی باشند. سیستم جامعه شناسی این را می­‌گوید. هرکس عَلَم را زودتر بردارد آن­ها زیر همان عَلَم می­‌روند.

اگر که دیشب شما دیدید هیچ اتفاق بدی نیفتاد؛ اتفاق بد از نظر من این نیست که یک نفر از پنجره بگوید مرگ بر فلانی یا کِل بکشد! این­ ضرری برای ما ندارد؛ اتفاق بد کف خیابان و اغتشاش و ناامنی کف خیابان است؛ اگر دیشب هیچ اتفاقی نیفتاد به این معنا نبود که 50 میلیون ایرانی کف خیابان بوده­‌اند. یک اقلیت قوی کف خیابان بوده‌­اند و مابقی هم به آن­ها اقتدا می­‌کنند.

پس این نکته اول که مدام نگو در آپارتمان ما کِل کشیدند! خب بکشند! من نمی­‌گویم که شما «الله اکبر» نگو! نمی­‌گویم سکوتت را نشکن اما می­‌خواهم بگویم تهدید کسی است که وسط خیابان است. که اگر تو خیابان را رها کنی [گروه دیگری خیابان را می­‌گیرند]؛ دیشب دیدید، من تقریبا نصف شهر را گشتم، همه مردم سر محله­‌ها و مساجد بودند و این یعنی کف خیابان را گرفته­‌اند. آن هم مردمی که بالاخره رهبرشان را از دست داده‌­اند.

 

» رسم عزاداری در میانه جنگ

راجع به عزاداری؛ ما قطعا عزاداری می‌­کنیم، قطعا!! اما یک نمونه عزاداری وسط جنگ مثل امروز است که اینجا مراسم گرفتیم و بعد می­‌خواهیم به خیابان برویم. نمونه دیگر عزاداری همین حضور با روحیه است. صبح شهادت حضرت آقا برایتان مثال زدم که ما وسط عملیات نگاه نمی­‌کردیم که چندتا جنازه داده­‌ایم! اجبارا پا روی جنازه­‌ها می­‌‌گذاشتیم و رد می­‌شدیم. وسط جنگ وقت عزاداری به آن معنا نیست. مانور خیابانی و تکان دادن پرچم باعث می­‌شود بچه بخندد و روحیه بگیرد، مثل جشن است؛ اما این جشن نیست یک کارناوال است. مانور است. ضمن اینکه در محله­‌ها هم دسته راه بیاندازند، امروز ما سنج و دمام آوردیم، سنت ما در شیراز و جنوب کشور است؛ دیگران هم این کار را بکنند. حالا ممکن است آدمی به شما توهین کند، می­‌خواهی توهین نکند؟!

بچه­‌هایمان دارند زیر لانچر تکه­‌تکه می­‌شوند! بچه­‌ام ترسید! ترسید که ترسید! بچه­‌ها دارند زیر لانچر تکه­‌تکه می­‌شوند! اینکه منتظر باشی فرش قرمز برایت پهن کنند و به خیابان بیایی اشتباه است! ما دیشب تقریبا نصف شیراز را دور زدیم، یکی دو مورد ما برخود بد دیدیم، بقیه مردم با چشم و دل همراهی می‌کردند.

حالا عده‌­ای هم هستند که وسط هستند؛ یک وقتی برای رهبری آمدند و شادی کردند، فکرمی­‌کردند که شوخی است اما بعد دیدند که واقعی است! من شادی آن شب را اعتراض می­‌دانم نه شادی برای شهادت آقا! باورشان نشده بود مثلا اعتراض کرده بودند که بله ببینید ما این­قدر ناراضی هستیم که حاضریم شما بمیرید!! فردای آن شب خیلی خیلی خیلی کم شدند! مثل شادی که شب شهادت شهید رئیسی داشتند که فکر می­‌کردند الکی است. حتی در کانال‌های برخی از جناح­‌ها هم [به تمسخر] نوشته بودند که چپ کرده‌­اند؛ فکرمی­‌کردند که شوخی است!! وقتی می­‌بینند جدی است دیگر این­طوری نیستند! مردم ما در وفات دیگران احترام می‌­گذارند. عموما سنتمان است!

مگر آن ده درصدی که اگر در خیابان هم خواستند با شما برخورد کنند باید دورشان جمع شوید و نگذارید که جولان بدهند. کسانی که می­‌بینید برای زدن و بهم ریختن آمده­‌اند اصلا نباید بگذارید جولان بدهند.

 

» از بعد از جنگ جهانی دوم کسی جرات نکرده بود آمریکا را بزند

در بحث جنگ ما دفعه قبل هم صلح نکرده بودیم؛ نه معاهده­‌ای نوشته شد، نه قطعنامه‌­ای و نه کسی امضایی کرد. فقط گفتند آتش بس! همان زمان هم اگر یادتان باشد خدمتتان عرض کردم که این آتش بس است؛ هر روز احتمال دارد که بزنند. آن­‌ها با وجود نوشتن صلح­نامه هم می­‌زنند، اینجا که هیچ چیز ننوشتند و امضایی هم نکردند.

اگر قرار باشد این اتفاق به صلح بکشد؛ چون بالاخره یک روزی به صلح می­‌کشد دیگر؛ ما باید ان‌شاالله پای آمریکا را از این منطقه بریده باشیم و نُطُق اسرائیل را کشیده باشیم که دیگر جرات نکنند از این غلط­‌‌ ها بکنند!

اما جنگ؛ آمریکا زدن برایتان عادی شده! از بعد از جنگ جهانی دوم، کسی حتی یک نرمی به سمت آمریکا شلیک نکرده؛ درحالیکه ما فِرت و فِرت داریم [آمریکا] را می‌زنیم، در کشورهای دیگر داریم آن­ها را می‌زنیم! آزادگان جهان دارند احساس غیرت می­‌کنند! امروز آمریکایی آتئیست نوشته بود: «۹۰٪ مردم جهان احساس غرور خاک شده‌شان را بازیافتند»! دعا کنید! این بچه‌های بحرین ان‌شاءالله غیرت کنند و شر این‌ها را بکنند؛ ان‌شاءالله به ایران خودمان برگردند.

 

» درحال حاضر برتری ایران در مقابل آمریکا به شدت ملموس است

پس

  1. اینکه داریم می‌زنیم، بد هم داریم می‌زنیم!
  2. ما داریم بیشتر می‌زنیم!

کل آمار شهدای ما؛ البته یکی هم زیاد است! از آن ۳هزارتا [شهید] قبلی هم یکی از آن­ها زیاد بود؛ تا الان کل آمار شهدای ما ۸۷۰ نفر است! اغلب جاهایی که دارند می‌زنند به کوری چشمشان خالی هست! آن‌طرف چی؟ گوشت دم‌دستند!

الان به شدت برتری ایران در مقابل آن جبهه ملموس است؛ بعد برایمان عادی شده است! داریم می‌بینیم این کشوری که نسبت به کل قوای نظامی­اش که در جهان این‌قدر به آن افتخار می‌کردند و ناو می‌کشیدند؛ یک زمانی [اگر به کشوری] ناو می‌کشیدند، آن کشور سقوط می‌کرد؛ الان ناو دارد دَر می‌رود!

امروزه دیگر[جهانیان] دارند از بالا نگاه می‌کنند، همه دارند می‌بینند که ناو دارد دَر می‌رود. همه جهان دارند نگاه می‌کنند! از قبل هم گفتیم این اتفاق می‌افتد! ۱۰ تا کشور را داریم می‌زنیم، ۲ تا کشور دارای بمب اتم را داریم می‌زنیم، همه جا را داریم می‌زنیم! از این‌طرف محسن رضایی در تلویزیون می‌آید و می‌گوید: کشورهای اطراف ما ، این آمریکایی‌ها را بفرستید بروند، پیشنهاد خیلی‌خوب، ما دور هم می‌نشینیم و خودمان امنیتتان را تامین می‌کنیم.

اگر می‌بینی الان آن­‌ها کوتاه نمی‌آیند، برا این است که می‌دانند اگر کوتاه بیایند و بروند، دیگر مِن بعد این منطقه مال ایران است! از نظر نظامی این‌کاری که دارد اتفاق می‌افتد اصلا وحشتناک است؛ چه‌کسی باورش می‌شد؟ برای ما عادی شده است، بس که در سلحشوری غرق هستیم! مسلمانان دیگر، آدم‌های دیگر در جهان تعجب کردند! می‌گویند، دارند آمریکا را می‌زنند! این­ها آرنولد دارند، نمی‌دانم فلان دارند، این­ها فکر می‌کنند این­طوری است!

بابا شوروی، در زمانی که شوروی بود بدون شک بزرگترین و قدرتمندترین ارتش جهان بود؛ یک تیر جرأت نکرد جلو آمریکا بیندازد! جرأت نکرد بیندازد! جرأت نکرد! آن شوروی با تقریبا چهار و نیم میلیون سرباز کماندو، با وسعتی ۳۰ برابر ایران و ۱۵برابر آمریکا؛ جرأت نکرد! این بچه‌های سپاه و بچه‌های ارتش که دارند می‌زنند، خیلی جگر دارند!

آن‌­ها صبح تا شب در زیر زمین هستند؛ مردم ما دارند می چرخند! الان اکبر می‌گفت: باران است چه‌کار کنیم؟ گفتم: مرد حسابی موشک دارد می‌آید، مردم زیر موشک دارند شعار می‌دهند. باران است؟ در خیابان می‌رویم و خیس می‌شویم، مگه چیه؟ غیرت ایران، غیرت تشیع، ما یک ترکیبی از ژن ایرانی و عقیده حیدری هستیم، مرد می‌خواهم در این دنیا جگر داشته باشد و جلو بیاید!

 

» در چنین شرایطی تکلیف ما چیست؟

لذا در خیابان اتفاقا باید برویم، پرچم تکان بدهیم، لبخند بزنیم تا کور بشوند. دسته [عزاداری] را هم راه بیانداز اما روحیه‌­ات را باید در همین طراوت نشان بدهی. بله من صبح شهادت آقا از چند وقت قبلش می­‌دانستم، متنش را هم نوشته بودم حتی کانال خصوصی زدم که فردا شش صبح باید کانون باشید، بعد روی کانال اصلی آوردیم.

آمدیم گریه‌­مان هم کردیم، بساطی بود؛ در تاریخ کانون چنین جلسه­‌ای یادم نیست. اصلا در تاریخ جلساتی که شرکت کرده­‌ام چیزی مثل صبح شهادت آقا یادم نیست که این­قدر جلسه داغ و پر از اشک بود، یادم که می‌­آید حالم بهم می­‌ریزد. مردم در تاریکی همین­طور گریه می­‌کردند و وارد حسینیه می­‌شدند. از داخل خیابان داشتند جیغ می­‌زدند و این معرفت شما را نسبت به رهبری می­‌رساند.

خدایا ببین ما آقا را از دست دادیم و این­طور هستیم ببین پای امام زمان(عج) چه­‌کار می­‌کنیم! این پیام دارد برای خدا! پنج بار جلسه قطع شد دوباره شور گرفت! دعا کردیم بعدش دوباره یک ربع سینه زدیم! من مشابه چنین جلسه‌­ای حتی در روز عاشورا هم یادم نیست. خب خالی شدیم، باید هم می­‌شدیم، باید اشکمان را می­‌ریختیم و توسلمان را می­‌کردیم. بعد زدیم به سمت اینکه باید بیاییم در خیابان. خیابان را نباید رها می­‌کردیم. نگویید دیشب تمام شد، امشب هم هست، فردا شب هم هست، تا جنگ هست این برنامه هم هست! هروقت آن آشغال­‌ها کنار کشیدند، بعد می­‌توانی آرام باشی و خیالت هم راحت باشد. این سری آمده­‌اند که از تمام ترفندهایشان استفاده کنند.

حالا ممکن است کسی بیاید و زمزمه صلح کند؛ مثلا امروز آقای بقایی گفته بود تا آن­ها می­‌زنند جنگ تمام نمی­‌شود، آن­ها باید جنگ را تمام کنند. این اشتباه است! بنای ما این نبود. بنای ما این بود که ضمانت داشته باشیم که دیگر کاری به کار ما ندارند. اگر بروند گم شوند، چشم! حالا یک آدمی نظرش را گفته.

در آن 12 روز، روز به روز ضعیف­تر شدند، آتش بس کردند که بروند تجدید قوا کنند. همه هم فهمیدیم دیگر. الان هم روز به روز دارند ضعیف­تر می‌­شوند. من الان نمی­‌خواهم بحث نظامی کنم؛ آن­قدری اشراف ندارم اما کلیتش را خدمتتان عرض می‌­کنم؛ متخصصین نظامی می­‌گویند هر یک روزی که می­‌گذرد ما قوی­تر می‌شویم و آن­ها ضعیف­تر می­‌شوند. دلایلش هم متعدد است. تا ته این ماجرا باید پیش برویم. و به دعا و غیرت و حضور شما ان­‌شاالله آن­ها هم درس می­‌گیرند.

 

» ما تجربه انتخاب و جایگزینی یک رهبر جوان را داشته‌­ایم که توانمند بود

راجع­‌به رهبری که در همین یکی دو روز آینده اعلام می­‌شود؛ اولا دقت کنید تصوری که ما درمورد امام داشتیم چون امام حدودا 80، 90 سال سن داشتند، ما هم توقع داشتیم رهبری بیاید که مثلا 75 سال سن داشته باشد؛ اما رهبری آمد (حضرت آقا) که 49 سال سن داشت!

الزاما ما منتظر نیستیم که یک ریش سفید معمر را معرفی کنند. اگر یک رهبر 49 ساله معرفی شود؛ کما اینکه در گذشته معرفی شد و توانست؛ الان هم ما چیزی نمی­‌گوییم و گمانه­‌زنی هم نمی­‌کنیم اما منتظر هم نیستیم که یک فرد پیری را [معرفی کنند] اگرچه همان را هم معرفی کنند بازهم ما درخدمتیم! صبر کنید تا ببینیم تصمیم بر چه کسی است اما اگر یک­دفعه یک رهبر جوانی معرفی شد جا نخورید! جوان برای سمت رهبری هم منظورمان 25 سال که نیست، جوان در تناسب رهبری!

 

» سنگرهای شهری­تان را خالی نکنید

سه روز قرار است با آقا در تهران وداع شود و بعد از سه روز یک تشییع در تهران می‌­شود _این چیزی است که الان ابلاغ شده ممکن است در شرایط جنگی اتفاقات دیگری هم بیفتد_ و بعد هم در مشهد ان­‌شاالله تشییع و خاک سپاری خواهیم داشت.

ما حتما هم برای تهران و هم برای مشهد برنامه داریم منتها شرایط خیلی مهم است. اگر یک وقتی شیراز در خطر باشد ما قطعا برای تشییع شیراز را خالی نمی­‌کنیم. ما همین­جا تشییع نمادین برگزار می‌­کنیم. بستگی به شرایط دارد. شما هم باید حواستان باشد که این همه جمعیت خواهند رفت، یک‌­وقت سنگرتان را در شیراز و شهرهای دیگر خالی نکنید. هم در تهران و هم در اطراف تهران افرادی که بخواهند 2 ساعت بروند و برگردند خیلی زیاد است، ورودی شهر هم به قدر کافی مطمئن باشید که دشمن کورکن است. مشهد هم همین­طور است. اما اگر فراقتی بود و اینجا وظیفه­‌ای نداشتیم قطعا ما برای تشییع خواهیم رفت و اعلام خواهیم کرد که چه برنامه‌­ای داریم.

 

» برنامه این روزهای ما

ما تقریبا قریب به صدجا کاروان­‌های خودرویی در شهر داریم، همه هماهنگ است و مناطق مختلف تقسیم شده است. بنا نیست که در هر شهرکی اگر دو نفر جیغ زدند ما سر کاروان را کج کنیم و وارد آن شهرک شویم؛ این اشتباه استراتژیک است! خانم­‌ها و آقایان احساساتتان را کنترل کنید، وظیمه ما بستن خیابان­های اصلی شهر است که این کار را داریم می­‌کنیم. حالا در فلان شهرک یک خانمی کِل زده باشد. ما الان نگاهمان امنیتی است نگاهمان به پوز زدن همسایه­‌های شما که نیست. بگذارید او کِل بزند تا جانش در برود. حضور اینجاست.

وقتی شما می‌­آیی و ترافیک و مشکل در حمل و نقل ایجاد می­‌کنی، خانوادگی پای کار می­‌آیی این­‌ها همه ضمانت است. وقتی تو خانوادگی پای کار می­آیی، رژه موتور بسیج که نیست، خانواده است. اگر کسی بخواهد به این­‌ها تعرض کند مردم عادی ساکت نمی­‌نشینند. اما اگر رژه موتور بسیج راه بیاندازیم ممکن است بهشان حمله شود و مرم عادی هم عقب بکشند. ما نیاز به بدنه مردمی کف شهر داریم.

در مسجد محله­‌تان هم [حضور داشته باشید] نه فقط در کانون، کانون که برنامه دارد و مردم محله هم الحمدلله همراهی می‌­کنند. نماز مغرب و عشا را هر شب در مسجد بخوانید. بعد هم در مسجد موکب و عزاداری و هیئت راه بیاندازید، سنج و دمام دعوت کنید، در شهر و در محله‌­تان بچرخید و این اتفاق باید بیفتد. شیراز است، به فضل خدا جمعش می­‌کنیم؛ تهران که اصلا جمع شده، خیلی مردم الحمدلله پای کار هستند، خیلی تهران مهم است، پایتخت است. مردم در سرما و گرما پای کار هستند. شیراز که هوایش هم خوب است. برادران و خواهران 10، 20 روز تعطیل هستید دیگر، در این روزها صبح استراحت کن، از بعد از ظهر تا اذان صبح پای کار باش. یک تکه در خیابان هستید، از طرفی هم گوشت به کانال باشد که اگر اتفاقی افتاد سریع بیرون بریزید. و این اصل کار است.

ان­‌شاالله به خیر خواهد گذشت. ان­‌شاالله دعای آقا برای این مردم خواهد گرفت. ان­‌شاالله آن لذت پیروزی و سربلندی که آقا وعده داده بودند مردم خواهند چشید. آقا فرموده بودند که من هم نیستم اما شما خواهید دید.

آقا فرمودند جوانان معتقد سوری، شیعیان بحرین به زودی پرچم اسلام را بلند خواهند کرد. آقا فرمودند این انبار مهمات­‌های سعودی به دست ما خواهد رسید، به دست جبهه اسلام خواهد رسید. همه این اتفاقات رخ خواهد داد و فرمودند من نیستم اما شما این اتفاقات را خواهید دید.

ارسال دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید