امروز 5 خرداد 1405 - 8 ذو الحجة 1447
خواندنی ها

متن سخنرانی _ احیای شب 19 ماه مبارک رمضان 1404

3 اردیبهشت 1405 -   4:00 ب.ظ  دسته بندی: ماه رمضان

 

یا انیس

متن سخنرانی

سید محمد انجوی نژاد

موضوع: احیای شب 19 ماه مبارک رمضان

تاریخ: 1404/12/17

 

عناوین اصلی سخنرانی:

» ظلمی که در جهان باعث ظهور منجی می‌­شود، ظلم قانونی و نهادینه شده است

» معنای حقیقی انتظار، اضطرار است

» این روزها چه کسانی خط شکن هستند؟

 

 

ان‌شاءالله که امشب شب اول قدر و شب‌های بعدی قدر باعث مسرت اقاصاحب‌الزمان(عج) شود و به دعای شما بچه‌هایی که در خط مقدم دارند می‌جنگند شلیک‌هایشان به هدف بخورد و ان‌شاءالله تیر دشمنان به هدف نخورد.

این شب‌ها بیشتر شب‌های شور، حماسه، توسل و استغاثه است و ان‌شاءالله خداوند امشب نگاه خاص بکند. همین امشب در تهران مردم در میادین شهر در هوای سرد و زیر آتش دشمن مفاتیح در دست گرفتند و دعای جوشن کبیر و دعای ابوحمزه می‌خوانند. بعید است خدا به این­ها و شما نگاه نکند! بالاخره ترس برادر مرگ است. این ظلمی است که در چند سال اخیر علنی شروع شده، قبلا هم بود، [این چند سال] خیلی علنی شده! به قول وزیر خارجه روسیه امروز قوانین بین‌­المللی نابود شده است، نابود!

 

» ظلمی که در جهان باعث ظهور منجی می­شود، ظلم قانونی و نهادینه شده است

اگر خاطر شریفتان باشد که قطعا خاطر شریفتان نیست، من دهه 80 یک صحبتی داشتم تحت عنوان «حقیقت انتظار»؛ بعد آنجا گفتم آن ظلمی که می­‌گویند در زمین فراگیر می‌­شود امام زمان(عج) می­‌آید بارها اتفاق افتاده است؛ مثلا در جنگ­‌های صلیبی، در جنگ بین پروتستا­ن‌­ها و کاتولیک­‌ها، در جنگ جهانی اول، جنگ جهانی دوم کشتار در جهان بسیار بسیار زیاد بود! مثلا یک قلمش ورود هیتلر به شوروی سابق، یک قلمش این است که 20 میلیون از اهالی شوروی کشته شدند! 20 میلیون! یک عددهایی قبلا کشته می­‌شدند که اصلا برای ما الان افسانه است.

دهه 80 این را گفتم، گفتم منظور این ظلم نیست اگر این ظلم بود تا حالا آقا آمده بودند، منظور ظلم قانونی است، ظلم نهادینه‌­شده! ظلمی که در این ظلم قانون، شورای امنیت، سازمان حقوق بشر، این همه نهاد در جهان تاسیس شده و نهادینه شده برای کمک به ظالم، برای کمک به استعمار، برای کمک به استثمار، برای کمک به فساد! برای کمک به اپستین، برای کمک به کودک­خوری، این می­‌شود ظلم نهادینه! وگرنه قبلا ملت یکدیگر را می‌­زدند و می­‌کشتند و می­‌خوردند اما ادعا نداشتند که قانونی است. الان در همین برهه قرار داریم و الحمدلله رب العالمین، ببینید دو سال غزه تحت فشار بود در جهان مطالبه چه بود؟ مطالبه این بود که این [ظلم] قطع بشود. بچه­‌ها را نکشید، غذا به آن­ها بدهید، قحطی ایجاد نکنید، شهرک نسازید و… دو سال این بود. بعدش در یک برهه 12 روزه رسید به یک چیز دیگری! یعنی یک لول بالاتر آمد.

مطالبه جهان چه شد؟ مقاومت کنید! آخرین حجت برای آزادگان جهان بعد از آن آتش‌بس‌ جنگ ۱۲روزه تمام شد! کِی؟ در این ۸،۷ روز اخیر! الان مطالبه جهان این نیست که قطع کنید، بچه نکشید و… مطالبه جهان این است که یک مملکتی پیدا شده به خاطر شما مردم! خیلی‌ها موشک دارند؛ روسیه در تجهیزات خیلی از ما قوی‌تر است اما شما را ندارد.

الان مطالبه جهان چه شده؟ هر کسی در جهان دین دارد یا ندارد، هر دینی دارد! الان حس می‌کند یک کسی جلو قلدر محله بلند شده؛ دارد اعتبارش را ساقط می‌کند! الان مطالبه جهان این است که آقا! بیایید این نظام بی‌قانونی قانونی را برهم بزنید! خسته شدیم بس که بابت نپوشیدن کفش بجای دمپایی، تحریم حقوق بشر شدیم؛ بعد کودک‌کشی و کودک‌خوری و… خودشان آزاد انجام می‌دهند! جهان خسته شده!

 

» معنای حقیقی انتظار، اضطرار است

در همان دهه هشتاد، در بحث حقیقت انتظار خدمتتان عرض کردم که زمانی می‌گفتند انتظار یعنی انتظار؛ بنشین! بنشین تا یک چیزی بشود دیگر! بنشین، جهان پر از ظلم و جور شود تا آقا خودشان بیایند جمع کنند.

«إِنَّا هَاهُنَا قَاعِدُونَ» ما اینجا نشستیم. در قرآن کریم به موسی گفتند: «أَنْتَ وَرَبُّكَ» تو و خدا بروید بجنگید؛ کارها که تمام شد، زنگ بزنید ما بیاییم در مملکت زندگی کنیم؛ این می‌شود انتظار قبل.

در دهه ۵۰ شمسی، عده‌ای آمدند و گفتند این انتظار نیست؛ این خرافات است. گفتند: انتظار یعنی چه؟ انتظار یعنی اعتراض به وضعیت موجود! اعتراض کنید! اعتراض یعنی انقلاب! اسلام یعنی اسلام انقلابی! چون با مارکسیست و آن مدل‌ انقلابی کمونیست‌ها یک قرابتی داشتند، این اعتراض چسبید! آن زمان چپ‌گرایی و اعتراض به استعمار در جهان مد بود تا رسید به سال ۵۶، ۵۷ انقلاب!  بعد از انقلاب یواش یواش ما صاحب مملکتی شدیم که اعتراضش منجر به انقلاب شد و انقلابش منجر به حکومت و الان حکومت، حکومتی شده که می‌خواهد منتظر امام زمان(عج) باشد؛ الان باید به چه چیز اعتراض کنیم؟

«حتّی إِذا استیأَسَ الرُّسُل وَ ظَنّوا أَنَّهُم قَد کُذِبوا جاءَهُم نَصرُنا» یک­دفعه ما فهمیدیم معنای حقیقی انتظار، اضطرار است. اضطرار!

آن زمان گفتم اضطرار سه مدل است:

  1. اضطرار عاطفی

یعنی ما دنبال یک ولی و امامی بگردیم برای اینکه به او پناه ببریم. برای اینکه وقتی او را می‌بینیم و به ما لبخند می‌زند آرامش بگیریم. وقتی ما را مورد عتاب قرار می دهد و گوشمان را می‌پیچاند، مودب بشویم. بپرسیم آقا باید چه خاکی به سرمان بریزیم. شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین حائل، الان ما این وسط باید دنبال چه کسی برویم؟

  1. اضطرار اقتصادی

وضعیت معیشت به جایی برسد که لیبرالیسم بیاید نتواند. سوسياليسم بیاید نتواند. کاپیتالیسم بیاید نتواند. هر چه که بیاید نتواند. این در و آن در بزنند، نتوانند. وضعیت معیشت در جهان به سمت اضطرار برود. همه دنبال یک منجی بگردند. آقا نان ما را برسان! طبق آمار جهانی، نزدیک به پنجاه درصد مردم جهان دور خط فقر و زیر خط فقر هستند؛ یعنی یا طبقه متوسطِ محرومِ منتظرند یا طبقه فقیر. بقیه طبقه متوسط به بالا هستند. حدود سه الی چهار درصد هم متمول هستند. اضطرار اقتصادی که در آيه ۹۶ سوره اعراف «وَ لَو أَنَّ اَهلَ القُری آمَنوا وَ اتَّقوا  لَفَتَحنا عَلَیهِم بَرَکاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الأرض» می‌گوید اگر شما به آن نقطه ظهور برسید من برکات را از زمین و آسمان برای شما بارش می‌کنم. این چه می‌شود؟ می‌شود رفاه معنوی.

  1. اضطرار اجتماعی

یعنی چه؟ یعنی انحطاط اخلاقی؛ یعنی اپستین لو برود، اما در کل کره زمینِ هشت میلیاردی یک اعتراض ده هزار نفری برایش اتفاق نیفتد. مردم با انحطاط اخلاقی انس گرفته باشند.

آقا بچه‌ها را بردند، کشتند، خریدند، خوردند؛ هیچ اتفاقی نیفتاد. اگر امشب یک خانم از اینجا رد بشود، یکی به او بگوید بی‌شعور و کلیپ بشود؛ دو سوم جهان، [درواقع] جهان آن‌ها، جهان رسانه، جهان مِرداک استوری می‌گذارند و تضییع حقوق زن را در مملکت ایران محکوم می‌کنند!!

به جایی رسیدیم که قانونی فساد می‌کنند؛ یعنی فساد حق ماست. شما حق ندارید این‌طرف و آن‌طرف نگاه چپ بکنید؛ ولی برای ما فساد حقمان است!! این اصلا فساد نیست؛ این کثافت است، این جنایت است؛ اسم برایش نمی‌توانم پیدا کنم. اگر پنجاه سال پیش همچین پرونده‌ای لو می‌رفت، در جهان ده‌هزار تظاهرات میلیونی راه می‌افتاد!!

این سه اضطرار، وقتی دست به دست هم بدهد، که الان دست به دست هم داده‌است، اضطراری می‌­شود که به معنای انتظار است. انتظار واقعی!

 

» این روزها چه کسانی خط شکن هستند؟

خب حالا چه کسی دارد این خط را می‌شکند؟ کی به این خط زده؟ شما؛ شما مردم به این خط زدید. اگر امروز صبح، اسم کثیف لجن این پدوفیل را نمی‌آورم، یک­دفعه قاطی می‌کند می‌گوید: «ایرانی ها تعدادی وحشی هستند که زنان را نصف می‌کنند و کودکان را می‌خورند» این چرت و پرت را می‌گوید، قاطی کرده‌ است. باورش نمی‌شد شما جلویش بایستید؛ قاطی کرده‌! ان­‌شاءالله به حق آقاامیرالمؤمنین(ع) امشب این جماعت مبتلا به بدترین بیماری و خفت بشوند. قاطی کرده‌ نمی‌فهمد چه می‌گوید.

چین با آن قدرت اقتصادی می‌ترسد، روسیه می‌ترسد، همه دارند می‌ترسند! فکر کردی! فقط تو ایستاده‌ای! و اگر  کسی بگوید که آقا موشک و این‌ها، می‌گوییم همیشه داشته‌ایم. آن کسی که پای موشک است، خیلی مهم‌تر از خود موشک است. جگر لازم دارد. و تویی که سوخت موشک هستی، و تویی که داری می‌بینی یک‌دفعه خداوند تبارک و تعالی رسما دارد عنایت می‌کند «یا مقلب القلوب والابصار» یک دفعه قلوب متحول می‌شود، همه یک دفعه عوض می‌شوند. خود ما مانده‌ایم.

یارو دیشب به من در میدان معلم می‌گوید: بگو مرگ بر آمریکا. خدایا ما ۴۰ ساله انقلابی هستیم، دارد من را نصیحت می‌کند. قیافه‌اش را نگاه می‌کنی، شلوار اون­جوری و قیافه این­جوری و آرایش اون­جوری، من را دارد نصیحت می‌کند. می‌گفت: «مشتت را گره کن، بگو مرگ بر آمریکا. چرا ساکتی؟ بگو مرگ بر آمریکا.» این‌ها دیگر کی‌ هستند؟ آن حکیم شهید وقتی می‌گفت شما نمی‌فهمید که این دهه هشتادی­ها و دهه نودی­ها کی هستند؛ آن‌قدر نگویید به‌این‌ها فلانند و فلانند.

ایشان می‌گفت این‌ها زلالند. او اشاره می‌کرد به تضمینی از صحبت آقای دولابی که به جوی آب نگاه نکن الان رویش یک مقدار خس و خاشاک هست، آن جلو زیر پل، یک گیری دارد؛ برداری، این خس و خاشاک می‌رود، آن بخش زلالش در کف‌ است. برو قسمت‌هایی که همیشه می‌گفتید محل و مرکز فساد هست، ببین چه کسانی دارند در خیابان جولان می‌دهند، نمی‌گویم تا ابد می‌ماند­ ها، قدر ندانیم این هم از ما می‌گیرند!

این شب‌ها جزو دعاهایمان «رَبِّ اشرَح لی صَدری و یَسِرلی اَمری وَ احلُل عُقدَهً مِن لِسانی یَفقَهوا قَولی» باشد. خدایا یک زبانی بده ما بتوانیم با این‌ها یک ارتباطی بگیریم، من نمی‌گویم این‌ها را هدایت کنیم، والله این‌ها دارند ما را هدایت می‌کنند، بعضی از ما، سوراخ موش کرایه کردیم.

طرف در عمرش نماز نخوانده، کف خیابان دارد جولان می‌دهد، نه اینجا، زیر موشک. یه درصدی هم هنوز مرددند، ان‌شاءالله درست می‌شود نگران نباش! مگر این‌ها که الان آمدند را تو آوردی؟ مگر کار فرهنگی ما آورده؟ آن‌ها را هم خدا می‌آورد.

در آیه‌ی شریفه قرآن می‌گوید شما یک نفره بزن به خط، من پشتت را پر می‌کنم. من پشتت را پر می­‌کنم، من منتظرم یک نفر پرچم بلند کند! من این مارپیچ سکوت را می‌شکنم، مارپیچ تردید را می‌شکنم، من این مارپیچ خفت پذیری و انفعال را می‌شکنم. کی؟ کف میدان شما مردم. آقا جان مادرت، دیگر گیر نده به بالا دستیت! خودت، خودت کف میدان باش، قدرتت را دیدی؟ آقا چرا فلان جا فلان کار را نمی­کند! قدرت خودت را دیدی؟ دیدی چه قوتی دادند؟ بچه‌ها می‌گفتن به دعای شماست که دارد می­‌خورد. فهمیدی چه دارم می‌گویم؟ به دعای شماست که دارد می‌خورد.

کف دستت را بیار بالا شب قدر است، خدایا هر یک تیر ما را به اندازه یک بمب اتم برای دشمن مخرب قرار بده. به دعای شماست دارد می‌خورد، می‌فهمم، می‌گوید حس می‌کنم به دعای شماست.

من این خاطره را بگویم، فکر نکنم در شیراز گفته باشم، شاید هم گفته باشم. چند وقت پیش با آقا مهدی سلحشور کرمان بودیم آن­جا تعریف می‌کرد، می‌گفت که ما یک‌جایی کامل در محاصره گیر کردیم، گفتیم آقا می‌زنیم به خط. یک تیرباری جلو خیلی اذیت می‌کرد، تیر هم خیلی نداشتیم، نفری یکی دوتا تیر داشتیم، گفتیم می‌زنیم به خط، با این دوتا می‌زنیم خلاصه رد می‌شویم یا شهید می‌شویم، ما اسیر بشو نیستیم. یک بنده خدایی گفت: من یک آرپیچی دارم یک گلوله هم آن‌طرف افتاده، آورد و وصل کرد و گفت این را می‌زنیم، گفتیم باشه، گفتم می‌زنی؟ می‌خوای من بزنم؟ می‌خوای فلانی بزنه؟ گفت نه! خودم می‌زنم. نگاه کردم به قیافه‌اش به اراده‌اش، گفتم این شخص اصلا شکارچی تانکه، می‌گفت نشست و شروع کرد زیر لب ذکر گفتن. تو رو خدا داری این خاطره را گوش می‌دهی همین‌طوری که دارم زیر لب ذکر می‌گویم، توهم بگو.. یا زهرا.. یا زهرا.. یا زهرا.. یا زهرا..

تیربار دارد می‌زند، ما هم در محاصره گیر کرده‌ایم، او هم مرتب یا زهرا می‌گوید. نگاهش کردیم، یک دقیقه یازهرا … ،دو دقیقه یا زهرا … آقا دارند می‌آیند، الان ما را به تیر می‌بندند، می‌خواهی یک نفر دیگر بزند؟ گفت نه! می‌زنم. بلند شد بدون اینکه خیلی تمرکز کند، بلند شد و زد زیر تیربار. بعثی‌ها با هم رفتند به هوا. ما از محاصره نجات پیدا کردیم تمام شد و رفت. ما اعتقاد پیدا کردیم که این بنده خدا این کاره بوده.

گفت آقا من این خاطره را یک‌جا نوشتم، همین امسال، می‌گفت در یک شهری، یک جلسه ای بود، یک آقایی آمد پیش من گفت، این خاطره ای که نوشتی من بودم. گفتم تو بودی؟ گفت: آره، منتها خاطره‌ات ناقص است. چرا ناقصه؟ گفت: در خاطره‌ات بعدا بگو بله ذکر «یا زهرا» کار کرد، من تیرم به هدف خورد ولی در خاطره‌ات بگو که ببین من تدارکاتی هستم، من آموزش نظامی ندیده بودم، در عمرم آرپیچی ندیده بودم، در عمرم تیر هم نزده بودم، مادرمان زد! ما اینیم آقا ، ما اینیم.

«وَما رَمَيتَ إِذ رَمَيتَ وَلكِنَّ اللَّهَ رَمى» باید با تجربه خودش را نشان بدهد. همه‌اش همین است. او دستش روی ماشه است

  1. قلب مطمئن از تو می‌خواهد
  2. دعا از تو می‌خواهد
  3. حضور از تو می‌خواهد

آقا اگر فردا شیراز را زدند، اجتماعات و تجمعات را زدند من که می‌روم کف خیابان! هر کس هم می‌خواهد بیاید. خیابان را ول نمی‌کنیم. شهید بشویم که بشویم! می‌خواستیم با بچه‌ها برویم بیرون، باران بود، گفتند باران است [برنامه را] عقب بیندازیم؟ گفتم بچه‌ها زیر موشک‌ هستند. باران؟! ما خیابان را رها نمی‌کنیم! نمی‌گذاریم اَذنابشان اینجا نفس بکشند. راه تنفسشان را می‌بندیم.

برادران و خواهران ساده‌ترین قسمت این جنگ که جنگ ایران با ناتو، با قدرت‌های جهانی، با سازمان ملل، با یونسکو، با سازمان حقوق بشر و با تمام کثافت‌های عالم است؛ در ایران کوچک یک جنگ راه افتاده و جنگ ما با این‌ها آدم می‌خواهد که لِلّه پای کار باشد. شوخی نیست که! به زدن آمریکا عادت کردیم. کی جرأت دارد همچین کاری بکند؟

من قبلا بهتان گفتم نقطه‌ضعف و پاشنه‌آشیل مردم ایران و ایرانی غیرت و همیّت و شجاعت است. مردم از شجاعت خوششان می‌آید. مردم ایران این‌مدلی‌اند. دوبی کلا خالی شده! همه رفته‌اند!

 

ارسال دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید