امروز 24 خرداد 1405 - 27 ذو الحجة 1447
خواندنی ها

متن سخنرانی _ به سوی نور (12)_ محرم 1403

24 خرداد 1405 -   12:00 ق.ظ  دسته بندی: به سوی نور

یا انیس

متن سخنرانی

 سید محمد انجوی نژاد

موضوع: به سوی نور_ قسمت دوازدهم

تاریخ: 1403/06/12

عناوین اصلی:

»توطئه شیطان در آخرالزمان چیست؟

»شیطان به توبه‌کنندگان کمک می‌کند که از چیزهایی که اولویت اول نیست توبه کنند

»آلارم خطر قبل از انجام گناه چگونه عمل می‌کند؟

 

 

 

»توطئه شیطان در آخرالزمان چیست؟

در ادامه بحث «به‌سوی نور» به‌نظر می‌رسد این دوسه‌تا برنامه آخر را راجع‌به نقش دنیا در نور و تاریکی [صحبت کنیم] و آن که می‌فرمایند «حُبُّ الدُّنيا رَأسُ كُلِّ خَطيئَةٍ» را بررسی کنیم. مقدمه‌اش اینکه در آخرالزمان یکی از توطئه‌های شیطان این است که حُسن و قُبح اعمال عوض می‌شود. مثلا در متن روایت داریم که گناهکاران به گناه خودشان افتخار می‌کنند و مؤمنان از نشان دادن ایمانشان خجالت می‌کشند. این جزء متن روایت است. مخالفت با خدا را داد می‌زنند و عبادت خدا را مخفی می‌کنند. مثلا می‌خواهد به مسجد برود نماز بخواند این‌طرف و آن‌طرف را نگاه می‌کند که کسی نبیند خجالت می‌کشد و آن کسی که در آخرالزمان مخالف خدا است، مخالفت با خدا را فریاد می‌زند. البته این همیشه بوده، در آخرالزمان بیشتر می‌شود. در بقیه روایت‌ها راجع‌به آخرالزمان می‌گوید که مردم چیزهای بد را خیلی بد نمی دانند و برخی چیزهای خوب را بد می‌دانند.

بد به معنای اخلاقی؛ یعنی طرف در آخرالزمان گناهی را مایه افتخارش برای رفتن به بهشت می‌داند. ممکن است؟ بله. الان برایتان می‌گویم. یکی از گناهان کبیره ریا است؛ یعنی شما کار خوبی را به نیت دیده شدن انجام بدهی گناه کبیره می‌شود. نه برای خدا، به نیت اینکه مردم تحسینت کنند. در آخرالزمان ریا را برای خودش جزء اعمال خوبش یادداشت می‌کند. که الحمدالله توفیق داشتیم، فلان ‌کردیم. زمانی مثلا می‌خواستند نماز یا نماز شب بخوانند، سعی می‌کردند کسی نفهمد. الان از نماز شبش پخش زنده می‌گذارد و برای اینکه خیلی هم طبیعی جلوه کند می‌گوید اکنون در نماز شب در حرم امیرالمؤمنین(ع) دعاگوی فالوور‌های عزیزم هستم. من نمی‌توانم قضاوت کنم او الان دارد تبلیغ یا ریا می‌کند، تو هم نباید قضاوت کنی؛ اما خودش که می‌داند، خودت که می‌دانی، من که می‌دانم. که الان این تبلیغ دین است؟ اگر تبلیغ باشد عالی است. یا نه؟ ریا است. گناه کبیره!

از مشاوران اخلاقی؛ کسانی که مشورت اخلاقی می‌دهند سؤال کنید.  طلبه‌های خانم و آقایی هستند که جوان‌ترها، بزرگ‌ترها، پدر و مادرها بابت مشکلات اخلاقی خودشان یا فرزندانشان به آن‌ها مراجعه می‌کنند. من چون می‌خواستم امشب این را بگویم، گروهی از طلاب هستند که این مدلی هستند، ما هم بعضی‌وقت‌ها برایشان صحبت می‌کنیم. مبلغینی مال قم هستند. من در این گروه هستم، کسی هم نمی‌داند من هستم. وقتی سؤال می‌کنم همه سعی می‌کنند جواب یک مستمع را بدهند. سؤال کردم از آن‌هایی که مشاوره اخلاقی می‌دهند؛ چون آن‌ها خیلی هم مشاوره  می‌دهند. در دهه محرم، ماه رمضان، صفر و … در شهرهای مختلف دیده‌اید که در پارک‌ها می‌نشینند، مردم بهشان مراجعه می‌کنند، در آن گروه من هستم. گفتم تا حالا کسی آمده بهتان بگوید که من از نظر اخلاقی مشکلم این است که غیبت می‌کنم. دروغ می‌گویم. تهمت می‌زنم. چه کار باید بکنم؟ یا پدر و مادری بیاید بگوید آقا بچه من امین نیست هرچه به او می‌گوییم نمی‌تواند حفظ کند. پسر من دختر من راحت غیبت می‌کند. راحت دروغ می‌گوید. راحت تهمت می‌زند. راحت آبرو می‌برد. چه کار باید بکنیم؟ خب من این را ساعت ۲ بعد از ظهر که در گروه گذاشتم، تا همین ۷ که الان می‌خواستم بیایم چک کردم، نه‌تنها یک نفر گفته بود بله من همچین مراجعی داشتم، بلکه همه سؤال کرده بودند که آقا راست می‌گوید چرا همچین سؤالی نمی‌کنند؟! وقتی می‌گوییم در آخرالزمان جای حُسن و قُبح گناهان عوض می‌شود، یکی‌ همین است.

مثلا می‌آید سؤال می‌کند می‌گوید بچه‌ من به خاله‌اش، عمویش تو می‌گوید. دو شب مادر و پدر خوابشان نبرده است که او چرا به عمویش تو می‌گوید، بی‌ادب نشود. ولی اصلا برایش سؤال نمی‌شود که او چرا دروغ می‌گوید. چرا تهمت می‌زند. چرا غیبت می‌کند. چرا امانت‌دار نیست.

 

»شیطان به توبه‌کنندگان کمک می‌کند که از چیزهایی که اولویت اول نیست توبه کنند

برمی‌گردیم خدمت آقا علی‌بن‌موسی‌الرضا(ع) که فرداشب شب شهادتش است. این روایت را در بحث‌های قبلی گفتم الان هم پیوست می‌شود. به این هم سنجاق می‌شود. الان مستمعین که نشسته‌اند منتظر هستند که امام رضا از چه بگوید؟ فرمودند خواستید دینداری و ایمان شخصی را چک کنید، از دو تا چیز چک کن: ۱. الصدق. ۲. والامانه. این دو تا را چک کن. اگر این دو تا درست بود بعد سراغ نماز، واجبات، مستحبات و بقیه چیزها برو. اگر نبود اول این دو تا را درست کن. چون این‌ها اگر خراب باشد، مثل ریشه می‌ماند، هر چه به آن بدنه درخت، نماز و روزه آویزان کنید فاسد می‌شود. خب در آخرالزمان وقتی می‌خواهی اخلاق و ایمان خودت را چک کنی، راجع‌به صدق و امانت‌ خیلی اهل چک کردن نیستی.

حضرت آیت‌الله فاطمی‌نیا خدا رحمت کند، درجاتشان را متعالی کند، ایشان می‌فرمودند که پیرزنی در اقوام ما بود نماز جماعت که قطعا، نماز شبش هم ترک نمی‌شد. ایشان از نظر مالی به‌شدت محتاط بود، پولی هم نداشت باز خمس می‌داد. نماز، زیارت، هر سال دو بار مشهد، حتما کربلا، عتبات،عمره و  همه چیزش ردیف بود. دیگر همچین پیرزنی را شما فکر کنید. این بنده خدا فوت کرد. آقای فاطمی‌نیا می‌گفت ابوی ما _ابویشان هم یکی از آیت‌الله‌ها هستند_ خواب دید که او را در فضایی از زبان آویزان کردند و یکی از بدترین شکنجه‌های جهنم را به او دارند می‌دهند. می‌گفت هم من و هم ابوی می‌دانستیم که داستان چیست. داستان این بود که ایشان، دقت کنید خانم‌ها و آقایان، ایشان افتخارش این بود من رُک هستم، صافم، چیزی در دلم نمی‌ماند. می‌گفت تمام فامیل از زبان نیش‌دار این زن می‌ترسیدند. اگر جایی نشسته بود، سلام و علیکی و خداحافظ شما. نیش می‌زد. زبان! حالا نیش یکی‌اش هست.

اگر تو کسی هستی که از زبانت می‌ترسند؛ یعنی به‌محض اینکه می‌خواهی شروع به صحبت کردن بکنی، حول و ولایی مخاطبت را برمی‌دارد که یا اباالفضل الان او باز چه می‌خواهد بگوید؟! می‌گوید این قسمت اصلی و ریشه است، که صدها هزار بار همه گفتند‌. چند درصد مردم، چون کلمه‌اش می‌گوید ناس، چند درصد ناس و مردم به خاطر زبانشان جهنم می‌روند؟! هفتاد درصد کسانی که جهنمی هستند به خاطر زبان در جهنم هستند. چقدر چِکَش می‌کنید؟!

تاریکی که شیطان در آخرالزمان می‌آورد این است که از این‌ها غافل باشی، سراغ آداب بروی. چرا؟ برای اینکه ساده‌ترینش است. شیطان برای اینکه مایه بگذارد که تو زبانت یا قلمت یا در آخرالزمان کیبُردت حرکت کند، خیلی نمی‌خواهد مایه بگذارد. یک شیطونک می‌آید راهت می‌اندازد. در تاریکی که در آخرالزمان است،  وقتی‌که آدم‌ها حساب اعضا و جوارح را می‌کنند، که می‌گویند آقا من باید حساب‌کتاب پس بدهم این‌ها را نمی‌بینند. شیطان فضا را تاریک می‌کند. آن که باعث هفتاد درصد جهنمی‌تر شدن مردم شده است، آن را چک نمی‌کنی. آن طرفش هم هست‌. برهان خُلف بخواهیم نگاه کنیم، حتما هفتاد درصد بهشتی‌ها به خاطر زبانشان به بهشت می‌روند.

آقا روایت هم داریم؟ بله امام صادق(ع) فرمودند زبان خیر، از یک سال عبادت دائم در خانه خدا افضل است. یک جمله، اصلاحی ذات‌البین می‌کند. فتنه را برطرف می‌کند. یک سال عبادت در خانه خدا! یک سال یعنی؛ ۳۶۵ تا ۲۴ ساعت‌. که البته زبان یعنی مطلبی را رساندن. ممکن است تو یک نویسنده‌، یک سخنران یا یک گفت‌و‌گو‌گر باشی یا هر چیزی که مطلبی را برسانی.

دقت کن! خیلی خوشحالی که امشب توبه کردم، گریه کردم، آقااسلام خواند و تمام شد؛ تاریکی که شیطان در آخرالزمان ایجاد می‌کند، باعث می‌شود ما این را نبینیم. و اگر سر به سجده‌ای برای توبه گذاشتی، ببینید این جمله خیلی مهم است! شیطان به توبه‌کنندگان کمک می‌کند از چیزهایی که اولویت اول نیست توبه کنند. فضا امشب ان‌شاءالله به برکت امام‌مجتبی(ع) خوب می‌شود و تو می‌گویی دیگر توبه کنیم. از چیزی که اولویت اول نیست توبه می‌کند. بعد هم خوش‌حال است. آقا جلسه چطور بود؟ می‌گوید: عالی. الحمدالله خدا توفیق داد ما امشب توبه کردیم. شیطان می‌گوید آقا او الان کانون رفته است‌، من نمی‌توانم به او بگویم کانون نرو، شب شهادت‌ بیا فلان جا برو عرق بخور. من در این کانون مدیریتش می‌کنم. چجوری مدیریتش می‌کنم؟ که اگر به نقطه توبه رسید، می‌اندازمش در توبه کردن از گناهانی که اولویت اولش نیست. چرا؟ برای اینکه می‌گوید من روی ریشه کار می کنم بگذار او برود هی این برگ‌ها را با توبه بشوید. بگذار بشوید من روی ریشه او کار کردم. فردا دوباره به تنظیمات کارخانه برمی‌گردد. بهترین حالتش این است. ممکن است کسی جلسه کانون برود، هیچ اتفاقی هم برایش نیفتد.

خب وقتی این خطر را احساس کردیم به آن روایت امام‌صادق(ع) برمی‌گردیم. روایت امام‌صادق(ع) را دو مدل می‌توانیم تحلیل کنیم. روایت چیست؟ امام از قول پیامبر(ص) می‌فرمایند آن اتفاقی که برای پیامبر(ص) افتاد، آن اتفاق را امام صادق(ع) تحلیل می‌کنند که پیامبر اصحاب را جمع کرد و گفت می‌خواهیم آتش درست کنیم، همه گفتند با کدام هیزم؟ گفت بروید در صحرا بگردید. گفتند آقا اینجا هیزم نیست. گفت حالا بگردید‌. گشتند و کوهی از هیزم جمع شد. پیامبر(ص) فرمودند وقتی به اعمال شما در ظاهر نگاه می‌کنید، همین صحرا است که در آن هیچ گناهی نیست؛ اما اگر بگردی کوهی از گناه از داخلش در می‌آید. بعد امام چه می‌فرمایند؟ امام می‌فرمایند که آن کوه گناهی که پیامبر(ص) می‌گویند در می‌آید، راجع‌به آن گناهانی است که برایش توبه نکردی. چرا توبه نکردی؟ چون اصلا حواست به آن گناه نبوده است‌.

می‌گفت من اربعین کامم تلخ شد. می‌گوییم چرا آقا؟ گفت پدری داشت بچه کوچک یک ساله‌اش را به‌شدت می‌زد. خب آن پدر به شهرش برمی‌گردد‌. وقتی برگشت در مسیر کربلا که بوده توبه کرده است. از چه توبه کرده است؟ کاری را کرده است که عرش خدا به لرزه درآمده، که زائر اربعین دارد می‌گوید بچه یک ساله را برای چه می‌زنی؟ این ظلم آشکار است. هر حیوانی می‌فهمد این ظلم است. بعد حالا او رفته برای چه توبه کرده؟ مثلا نمازش قضا شده توبه کرده است. دمت هم گرم. شیطان هم کمکش کرده، اصلا گفته که رسیدی گریه‌ات گرفت، یادت باشد دلت شکست، باید توبه کنی. بعد او فکر می‌کند نفس ملهمه‌اش است. نفس الهیه است که دارد می‌گوید. چشم توبه می‌کنم. از چه توبه کن؟ از آن چیزی که شیطان دوست ندارد بفهمی توبه نمی‌کنی. از آن چیزی که شیطان به تو القا کرده است توبه می‌کنی‌. آیه‌ای که همه بلد هستین.« بَلِ الْإِنْسَانُ عَلَى نَفْسِهِ بَصِيرَةٌ وَلَوْ أَلْقَى مَعَاذِيرَه«  همه‌مان می‌دانیم کجای کار می‌لنگد. سعی می‌کنیم فراموشش کنیم و این فراموش نمی‌شود. «مَا يَلْفِظُ مِنْ قَوْلٍ إِلَّا لَدَيْهِ رَقِيبٌ عَتِيد« واو به واوش را نوشتند. فراموش نمی‌شود. زبان، گفتار، اتفاقاتی که افتاده است.

 

»آلارم خطر قبل از انجام گناه چگونه عمل می‌کند؟

می‌گوید: _الحمدالله رب‌العالمین.

_ جانم آقا چه شده؟

_ ما پاک زندگی می‌کنیم الحمدالله رب‌العالمین. خداوند فرموده، امام‌صادق(ع) فرموده با خودتان حق‌الناس نیاورید، من نوکرتان هستم. همه کار‌هایتان را حل می‌کنم‌.

_ حق‌الناس یعنی چه داداش؟

_یعنی مال حرام.

ساده‌ترین نوع حق‌الناس یعنی اینکه آقا وقتی رفتی،  کسی روی زمین نباشد بگوید من از او دلخور هستم. به‌حق باشد،‌ بعضی‌وقت‌ها به ناحق است. مثلا من ممکن است از معلمم دلخور باشم، بگویم اذیتم کرده و نفهمم که آن معلم برای چه اذیت کرده است. خیلی هرشب همه جا  راجع‌به عاق والدین می‌گویند. عاق فرزندان هم داریم. بچه‌ای که پدر و مادرش زور به او گفته، اذیتش کرده، عقده‌ایش کرده است. عقده‌های نوجوانی؛ می‌گوید چرا بچه‌ات را می‌زنی؟ می‌گوید بابایم ما را می‌زد. بابایت غلط کرد با تو. مگر قرار است هرکس بابایش می‌زندش، بچه‌اش را بزند.

این‌ها چیزهاییست که اصلا در ذهنمان نمی‌آید. یک قدم بروم جلوتر، می‌گوید آقا الحمدالله ما از همه حلال‌بودی گرفتیم. ببین ممکن است قسمتی از گناه با حلال‌بودی از بین برود، قسمت دیگرش این است که خدا ناراضی است، وقتی خدا ناراضی است در قیامت اتفاق خوبی برایت نمی‌افتد.

من این جمله را با یک واسطه از مرحوم حاج‌‌احمدآقای‌خمینی نقل می‌کنم. ایشان مدتی بعد از رحلت امام(ره) به یکی از روستاهای اطراف قم به نام کهک رفتند. پانزده روز آنجا بودند. همین الان سرچ کنید متنش موثق برایتان می‌آید. عده‌ای گفتند آقا ایشان مشکل سیاسی پیدا کرده، ناراحت شده، دلخور شده. بعد وقتی برگشت گفت می‌دانید من امام(ره) را خواب دیدم. می‌گفت امام(ره) با لحنی تند، پر از اضطراب، به من گفت احمد خیلی کار سخت است! آن وقت من الان خیالم راحت است! خدا کریم است! گفت من مریض شدم. پانزده روز به قم رفتم، مریض افتادم، از قیافه و لحن امام در خوابم!

خب این حَذَری که دادم را‌ه‌حلی دارد، می‌خواهیم از تاریکی به سمت نور برویم. من یکی‌ از آن را می‌گویم بقیه‌اش ان‌شاءالله برای فرداشب. خداوند تبارک و تعالی در خلقت ما آلارم قرار داده است. زنگ خطر! زنگ خطر یعنی چه؟ یعنی شما قبل از گناهان این مدلی ریشه‌ای مبنایی، بدنت طوری خلق شده است با گناه نمی‌سازد. تو را دارم می‌گویم. نه آن آدمی که کافر است و حرفه‌ای شده است. او هیچی! «فَأَتْبَعَهُ الشَّيْطَانُ»؛ شیطان می‌رود از آن‌ها درس یاد می‌گیرد؛ یعنی به‌محض اینکه آدم می‌خواهد، احساس کند که از کذب، دروغ، بخل، حسادت، کینه و غضب، عملی بخواهد اتفاق بیفتد، چیزی بگوید یا بنویسد، بدن اعلام خطر می کند. اسم هورمونش را نمی‌دانم چیست ولی هورمونش را می‌چشم؛ یعنی وقتی ترشح می‌شود، آدم‌ یک‌دفعه  بدنش به هم می‌ریزد. ضربان قلبش تغییر می‌کند. در مغزش احساس موج ایجاد می‌کند. حالتی غیر‌طبیعی، که این حالت غیرطبیعی آلارم خطر است. مؤمن باید اینجا چه کار کند؟ می‌گوید باید سکوت کند. هیچ‌چیز نگو! ۹۹ درصد مشکلات خانوادگی مال این است که در آن لحظه‌ای که هورمون ترشح می‌شود عکس‌العمل نشان می‌دهی. هیچ‌چیز نگو! مؤمن‌تری صلواتی هم بفرست. امام صادق(ع) دارند نسخه می‌دهند؛ مؤمن‌تری برو وضویی هم بگیر. مؤمن‌تری بعد از اینکه وضو گرفتی دو رکعت نماز هم بخوان. مؤمن‌تری بعد از  نماز دعا کن خدایا خودت حلش کن. خدا می‌گوید به عزت و جلالم حلش می‌کنم. نمی‌خواهد چیزی بگویی. به عزت و جلالم حلش می‌کنم. آن لحظه‌ای که احساس می‌کنی بدنت دارد آلارم می‌دهد. دستم به لرزه افتاد. غضب دارد خودش را نشان می‌دهد. کینه دارد نشان می‌دهد. هیچ‌چیز نگو! آقا اصلا مسیر غیرایمانی، برو داداش صفحه‌ای جک باز کن، جک بخوان. بگذار بدن به حالت طبیعی‌اش برگردد.

با یکی از قُضات که قاضی قتل بود در تلویزیون شبکه دو صحبت می‌کرد. می‌گفت آن‌هایی که الان دارند به من نگاه می‌کنند، یکی‌ از شکرهایی که می‌کنند این‌ است که الحمدالله ما هر غلطی بکنیم کارمان به این قاضی نمی‌افتد. ما که قتل نمی‌کنیم! و ایشان می‌گفت بالای ۸۰ درصد کسانی که قتل کردند، این فیلم و سریال‌ها را ولش کن، آدم‌های معمولی مثل تو بودند. جنون آنی! غضب! آدم معمولی!

هفته پیش باجناقش و خانمش با خانم باجناقش، همه را با هم کشته است. به خاطر بیست میلیون تومان که حقش را خورده بودند. واقعا هم خورده بودند. اسلحه کشیده کشته. آدمی خیلی معمولی! مثل باجناق‌های تو‌، مثل باجناق من. وقتی بلد نیست غضبش را کنترل کند. می‌گوید بالای ۷۰ درصدشان قاتل نیستند. قتل کردند.

تمرین کن سکوت کن‌ ذکر بگو، وضو بگیر، نماز بخوان، ذهنت را فرافکنی کن، تلویزیون را روشن کن فوتبال نگاه کن‌، جک بخوان، یک غلطی بکن که آن غلط اصلی را نکنی. امان از غضب!آقای فاطمی‌نیا می‌فرمود آمده می‌گوید شوهرم همه چیزش خوب است فقط عصبی که می‌شود دیگر! آقای فاطمی‌نیا می‌گوید به او گفتم که شوهرت هیچ چیزش خوب نیست؛ چون همه خوبی در عصبی نشدن است. وقتی عصبی می‌شود اصلا ولش کن‌. باید بتواند کنترل کند. در حالت آرامش و ریلکس همه ما آدم‌های خوبی هستیم. شیطان هم این را می‌داند. دقیقا شیطان این را می‌داند. کجا می‌گذارد؟ آنجایی که ما آرامش نداریم، نا آرام هستیم. بحران عاطفی، مالی، اقتصادی، سیاسی پیش می‌آید.

یکی از این متدینین سیاسی که رسما اگر اسم بیاورم خیلی برایش مؤیدات داریم. همه تعریفش را می‌کنند. ما جایی در کرمان با این بنده خدا دعوت بودیم، جلوی من نشسته بود، جملاتی راجع‌به یکی دیگر گفت که آدم مغزش داغ می‌شد و من به خودم گفتم چرا این حرف‌ها را می‌زند. آن آدم بالأخره آبرویش رفت. بعد رفتم تحقیق کردم دیدم از بیخ هم دروغ است. جَو! جَوزدگی ایجاد می‌شود. از بیخِ بیخ دروغ بود! که مثلا آقای احمدی به قم رفته پیش آیت‌الله فلانی بعد آیت‌الله فلانی گفته که این صحبت‌های فلانی است. شما این صحبت‌ها را نقد کن غلط‌هایش را در بیاور ما برویم با او برخورد کنیم. فلانی هم گفته برو خودت را جمع کن، من هر کاری بکنم به فلانی خیانت نمی‌کنم. اصلا این مطلق افسانه است؛ یعنی خسن و خسین هر سه دختران معاویه هستند. در این حد افسانه است. همه‌اش از صفر تا صدش دروغ بود. این آیت‌الله عظمی این را جلو من گفته! خب یکی‌اش را جلو من گفته. شیطان که نمی‌آید به او بگوید برو پول بدزد. بعد نگاه می‌کنی می‌بینی که آن لحظه این آدم با همان سن و سال حسادتش تحریک شده است. هورمون ترشح شده خودش را نمی‌تواند جمع کند.

ارسال دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید